قدر دوست و دوستی‌هایمان را بدانیم

به گزارش ایسنا،  به دنبال پیام تصویری پر از احساس چکناواریان برای دوست قدیمی خود، مهرداد اسکویی، هنرمند مستندساز نیز با انتشار مطلبی در صفحه اینستاگرام خود از اهمیت قدردانی ارزش دوستی‌های قدیمی سخن گفته و نوشته است: «لوریس چکناواریان از یک دوستی ۶۰ ساله می‌گوید با خسرو سینایی عزیز. او، منوچهر اطیاب، محمد ابراهیم جعفری، ژاره طباطبایی، پرویز کلانتری، علی‌اکبر صادقی، غلامحسین نامی، محمدعلی کشاورز و نصرت کریمی از دوستان بیش از نیم قرن بودند. دوستی‌های کمیاب و دیریاب در این روزها.»

او در ادامه یادداشت خود آورده است: «این چند نفر به من یاد دادند که قدر دوست‌ها و دوستی‌هایم را بیشتر بدانم. و هر سال و هر پنج سال و هر دهه و هر ۲۵ سال و یک نیم قرن درو هم جمع شویم. شادی کنیم. که چند دوست داریم که مثل شراب در حال کهنه شدن است و لذت نوشیدن دوستی‌هایمان را بچشیم و تجریه کنیم. از امروز شروع کرده‌ام به دوباره‌آموزی، از زیست و نگاه هنرمندانه معلم عزیزم خسرو سینایی. و برای لوریس چکناواریان، منوچهر طیاب، علی‌اکبر صادقی و غلامحسین نامی طول عمر همراه با سلامتی و حال و احوال خوب آرزو می‌کنم و قدرشان را می‌دانم.»

خسرو سینایی که ۱۱ مردادماه بر اثر عفونت ریه و ابتلاء به کرونا در بیمارستان درگذشت،  یکشنبه (۱۲ مردادماه) در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) در کنار مزار زنده یاد محمد علی کشاورز و با حضور محدود اعضای خانواده  و دوست به خاک سپرده شد.

سینایی حدود یک ماه قبل برای یک عمل جراحی در بیمارستان بیستری بود و بعد از مدتی مرخص شد، اما از هفته قبل به دلیل مبتلا شدن به کرونا با حال وخیم در بیمارستان بستری بود و سرانجام از دنیا رفت.

این مستند ساز و کارگردان سینما متولد سال ۱۳۱۹ است که فیلسازی خود را از سال ۱۳۴۶ آغاز کرد. او سال ۶۲ مستند «مرثیه گمشده» با روایت مهاجرت هزاران لهستانی به ایران را ساخت که جایزه‌ای از رییس جمهور کشور لهستان هم گرفت. یکی از مطرح ترین فیلم‌های سینمایی این کارگردان «عروس آتش» بود که ساال ۷۸ ساخته شد و سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را در جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.

یکی از آخرین مستندهای خسرو سینایی «جزیره رنگین» بود که سال ۹۳ با محوریت جزیره هرمز و خاک‌های رنگی این منطقه ساخته شد. او این فیلم را یک اثر توریستی نمی‌دانست بلکه معتقد بود این فیلم یک پیشنهاد است که می‌تواند تلنگرهای ظریفی به اذهان بزند تا بدانیم مملکت زیبایی داریم و خوب است آن را بشناسیم تا همه چیز فقط در تهران متمرکز نباشد.

«کویر خون»، «مثل یک قصه»، «گفت‌وگو با سایه» و «هیولای درون» از دیگر آثار این فیلمساز هستند.

انتهای پیام

ماجرای شهادت یکی از معاونان حاج قاسم سلیمانی

به گزارش ایسنا، عبدالمهدی مغفوری در روز پنجم بهمن ماه ۱۳۳۵ در روستای سرآسیاب فرسنگی شهر کرمان متولد شد. پدرش برای دل مردم روضه می خواند و مخارج زندگی را از پشت دار قالی بافی فراهم می کرد. عبدالمهدی در سایه چنین خانواده ای رشد کرد و تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در کرمان به پایان رساند.

آنچه در این دوران او را از دیگر همسن و سالانش متمایز کرد، پایبندی اش به دینداری بود. او بعد از کسب دیپلم ریاضی برای ادامه تحصیل در رشته برق وارد انستیتو برق کرمان شد و فوق دیپلم گرفت. با پایان تحصیل به سربازی فرا خوانده شد. یکی از بدترین و تلخ ترین دوران زندگی شهید، دوره خدمت و سربازی او بود. برحسب وظیفه در سال ۱۳۵۶ به خدمت سربازی می رود و با سپری کردن دوره آموزش خود در پادگان آموزش لشگرک تهران، به عنوان درجه دار در مخابرات در سمت متصدی تلفن شروع به کار می کند.

به دلیل رفتار و روحیه تواضعی که داشت دوستان زیادی اعم از سرباز و درجه دار به خود جلب کرده و تحت تاثیر قرار می گیرند. عبدالمهدی جزو اولین کسانی است که به ترک خدمت و فرار از پادگان همت می کند و به دستور امام خود لبیک می گوید و پس از ترک خدمت به صفوف فشرده مردم انقلابی می پیوندد. وی در جریان انقلاب و تظاهرات خیابانی با بچه های حزب الهی مرتب در حال فعالیت بود و به جمع آوری و تکثیر و پخش نوارهای حضرت امام می پرداخت.

به دلیل فرار از خدمت سربازی رژیم پهلوی حکم اعدام او را صادر کرده بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دستور امام به پادگان برگشت و با اتمام دوره نظام وظیفه، کارت پایان خدمت خود را از نظام جمهوری اسلامی دریافت کرد. بعد از بازگشت به کرمان در سال ۱۳۵۸ فعالیت های اجتماعی و سیاسی خود را در نهادهای انقلابی کرمان ادامه داد. از جمله این فعالیتها عضویت در ستاد نماز جمعه کرمان و پیشنهاد تدوین اساسنامه آن بود. ایشان پیش نویسی به این منظور تهیه کرد که مورد تایید و تصویب اعضای ستاد قرار می گیرد که بعد از گذشت سالها هنوز هم این اساسنامه دقیقاً مورد استفاده قرار می گیرد

مغفوری در خردادماه ۱۳۵۹ به سپاه پاسداران پیوست و پس از چندماه خدمت در حفاظت سپاه بدلیل کارایی و استعداد و لیاقتش به عنوان مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران زرند منصوب شد. با آغاز جنگ، تلاشش برای حضور در میدان های نبرد و سازماندهی نیروها در استان کرمان، از او چهره ای مخلص و دلپذیر ساخته بود. در موقعیت‌های گوناگون و در پست‌های مدیریتی به خوبی درخشید.

در سال ۱۳۶۳ به فرماندهی سپاه پاسداران شهرستان سیرجان منصوب شد و در طول دو سال خدمت، تحولات بسیار چشمگیری در سطح شهر سیرجان ایجادکرد. او مدتی در کردستان بود. در سال ۱۳۶۴ در عملیات «والفجر ۸»  به دلیل بمباران های شیمیایی دشمن بعثی از ناحیه کمر و پا به شدت مجروح می شود و در همین زمان مسئولیت واحد بسیج سپاه پاسداران استان کرمان را می پذیرد.

حاج عبدالمهدی مغفوری در جبهه جنوب در منطقه دشت عباس با سمت مسئول تبلیغات لشکر ۴۱ ثارالله به فرماندهی حاج قاسم سلیمانی مشغول فعالیت شد. در عملیات کربلای ۴ هم علاوه بر سخنرانی، کارهای ستادی و تجهیز نیروها و پشتیبانی و خدمت رسانی و هدایت آنها تا منطقه عملیاتی فعالیت های بسیار زیادی داشت. مسئولیت او در این عملیات تجهیز و هدایت قایق ها تا نزدیک منطقه عملیاتی «کربلای ۴» بود و از آنجا که این عملیات با سختی و دشواری روبرو شد مجبور به بازگشت به خرمشهر شدند و سرانجام در حالی که معاونت ستاد لشکر ۴۱ ثارالله را بر عهده داشت در همین عملیات در اثر بمباران منطقه توسط هواپیماهای دشمن، ایشان به شهادت رسید.

انتهای پیام

تازه‌ترین خبرها از جشن خانه سینما

رامین حیدری فاروقی در گفت‌وگویی با ایسنا درباره وضعیت برگزاری بیست‌ودومین جشن خانه سینما و نحوه داوری آثار سینمایی با توجه به اینکه پیش‌تر برگزار نشدن احتمالی آن مطرح شده بود، بیان کرد: بر اساس شرایط پیچیده کنونی و غیر قابل پیش‌بینی بودن شرایط، به نظر می‌رسد اجرای آیین و مراتبی شبیه به سال‌های گذشته غیرممکن باشد. هیئت مدیره خانه سینما نیز بر این باور است که گذشته از مسائل مربوط به محدودیت برای اجتماعات و فاصله‌گذاری بهداشتی، نظر به تنگناهای معیشتی گروهی از اعضای خانه سینما، اولویت اختصاص بودجه مربوط به این حوزه است و خانه سینما آمادگی صرف ‌هزینه برای جشن‌ بزرگ سینمای ایران را ندارد.

او افزود: در جلسه مشترک هیئت‌ رییسه آکادمی ( انجمن‌ عالی هنرها و فنون سینمایی ایران) و هیئت ‌مدیره خانه سینما مصوب شد، با توجه به مصوبه سال‌گذشته مبنی بر فراهم آوردن شرایط ثبت‌نام ‌و ‌ارائه مدارک شرکت در رقابت، اعلام برگزیدگان سینمای ایران به شکل غیرحضوری و رأی‌گیری بدون ‌استفاده از فرم‌های مسبوق اعلام آراء و از طریق وب‌ سایت جشن و اپلیکیشن مربوطه و رأی‌گیری دیجیتال صورت گیرد. در حال حاضر مشغول پیگیری طراحی و اجرای این امکانات با پشتیبانی خانه سینما هستیم.

حیدری فاروقی ادامه داد: اگرچه امکان گردهم آمدن و شادکامی ناشی از برپایی آیین جشن که از ارکان هویتی خانواده سینمای ایران است فراهم نیست و اگر چه دقیقاً معلوم ‌نیست با توجه به اهمیت طراحی تخصصی و مسائل مربوط به حفظ امنیت‌آراء در برابر هک شدن و مواردی از این دست، که کار را سخت می‌کند، چه زمانی به این امکان دست‌خواهیم یافت؛ اما توافق جمعی، تلاش برای ایجاد این زیر ساخت‌ها در اسرع وقت است تا پس از آن با در نظر گرفتن وضعیت پیش‌رو ببینیم آیا ممکن است از طریق رأی‌گیری به‌شیوه جدید که در آینده ‌نیز از سرمایه‌های آکادمی خواهد بود، برگزیدگان را شناخت و اسامی‌ را اعلام کرد؟ و حتی به شکلی ابداعی در همراهی با نمایندگان کادر درمان و اماکن گوناگون به شکل آنلاین و در هر جا با حضور تعداد کم، برگزیدگان را معرفی کرد و فرصت تشویق را حتی با تأخیر نسبت به زمان معمول از دست نداد؟

وی خاطرنشان کرد: به هر حال شاید برای گروهی، فیلم‌های اکران شده مربوط به جشن امسال، درخششی استثنایی و تکرار نشدنی باشد. جامعه و سینمای ما به تشویق احتیاج دارد، به دلیلی برای شکل دادن به واقعه‌ای خوشایند نیازمند است و این قاعده‌ی هنر – صنعتِ سینماست و تشریفات نیست، مزید بر علت نیست، از اصول و مبانی است. سینما به خبر، به توجه، به یادآوری نیاز دارد و باید برایش کوشید تا انواع سرمایه‌های مالی و ذوقی و انسانی تشویق و تبلیغ شوند. ما سعی خواهیم کرد تا آخرین زمان ممکن از روشی خلاق، مانع حذف کامل این رخداد مهم از تقویم سینمایی امسال شویم اما امسال، خیلی شبیه خودش است و بیش‌ از  پیش غیر قابل پیش‌بینی. چند ‌هفته دیگر با انتخابات هیئت مدیره مواجه هستیم و در کنارش هزار امر غیر مترقبه.

رییس انجمن عالی هنرها و فنون سینمایی ایران در ادامه اظهار کرد: اما آن‌چه مهم است، طراحی و اجرای ساز و کار جدید رأی‌گیری و شمارش آراء است که برایش می‌کوشیم و اگر بودیم و به سرانجام رسید و شرایط اجازه داد، در صورت وجود اسپانسر، راهی برای برگزاری مراسمی معقول، کم هزینه و نمادین و منطبق با پروتکل‌های بهداشتی هم مورد بحث است.

حیدری فاروقی در پاسخ به اینکه با توجه به زمان‌بر بودن این تلاش‌ها برای رسیدن به نتیجه مطمئن آیا برنامه دیگری که به طور قطعی در روز ملی سینما (۲۱ شهریور) برگزار شود، تدارک دیده می‌شود یا خیر؟ گفت: برای روز ملی سینما در صورت فراهم بودن شرایط و تأیید مراجع بهداشتی مسئول، اگر مراسمی باشد، نمادین، از راه دور و به شکل نوعی بزرگداشت خواهد بود که شکل و اندازه نهایی و تعداد حاضرین و مکان آن، طبیعتاً به اولویت‌های بهداشتی مربوط خواهد بود. اما اخد رأی و جمع‌بندی و اعلام آن به وسیله سایت و اپلیکیشن، در صورت امکان، به هر ترتیب که باشد و اگر میسر شود که ترجیح ما است، حتماً ساز و کاری است که برای اعلام برگزیدگان سینمای ایران، بیش از این‌ها زمان خواهد برد.

انتهای پیام

جزیره لهجه‌ها را می‌شناسید؟

هانی رستگاران – مسوول ثبت ملی اداره کل میراث فرهنگی استان سمنان – که در برنامه «هفت اورنگ» رادیو، با تاکید بر این‌که ایران از نظر پراکنشِ گویش و زبان به طور ویژه در جهان مطرح است، ادامه داد: این تنوع گویش و زبان، به نوعی در نقاط مختلف جهان، ما را از نظر جغرافیای فرهنگی نسبت به دیگر کشورهای دنیا منحصربفرد کرده است.

وی با اشاره به این‌که «زبان سمنانی» به شماره ۱۱۱۴ در ۳۰ آذر ۱۳۹۴ در فهرست میراث ناملموس کشور به ثبت رسیده است، درباره‌ی روند تهیه‌ی پرونده ثبتی این زبان توضیح داد: در جریان تهیه‌ی پرونده ثبتی این اثر، ساختار شناسی و آواشناسی این زبان بررسی شد تا نخست به این نتیجه برسیم که آن یک زبان است یا گویش که با تحقیقات انجام شده و با کمکِ پژوهشکده زبان‌های پژوهشگاه میراث فرهنگی، به این نتیجه رسیدیم که از نظر ساختار بیانی کلمات و عبارات  مورد استفاده در آن، زبان سمنانی یک زبان است و از نظر ادبیات و ساختارهای جملات، متمایز از فارسی است که به عنوان یک زبان منحصربفرد از آن یاد می شود.

او با بیان این‌که که منشا و ریشه‌ی این زبان، پهلوی است، اظهار کرد: با توجه به این‌که بسیاری از زبان‌های با ریشه پهلوی در گذشته از بین رفته‌اند، اکنون این زبان بیشتر مورد توجه است. هر چند هنوز خوشبختانه در بخش‌هایی از مازندران، لرستان و شمال شرق کشور زبان پهلوی هنور پابرجاست، اما آن در ارتباط با زبان سمنانی، به عنوان منطقه‌ای که مدتی نیز پایتخت کشور بوده و به صورت سینه به سینه حفظ شده، امروز همچنان مورد استفاده است.

وی با تاکید بر این‌که اجزای تشکیل دهنده پرونده ثبت یک زبان از دیگر پرونده‌های ثبتی آثار متمایز است، گفت: در پرونده‌ی آثار ملموس، معمولا به آن دسترسی داریم و قابل دیدن و لمس کردن است و از نظر بصری در ذهنِ ما شمایلی از آن وجود دارد، اما در پرونده‌های ثبت میراث ناملموس که بسیاری از آن‌ها مواریث دارای فعل بصری نیستند، گاهی اوقات مفاخر، شخصیت‌ها و آداب و سنن قدیم قرار می‌گیرند.

رستگاران با تاکید بر این‌که پرونده‌های ثبت ملی زبان‌ها در مناطق خاص ویژگی خاص‌تری نسبت به دیگر پرونده‌ها دارند، اضافه می‌کند: با توجه به این‌که عملا چیز منسجمی وجود ندارد که بر اساس آن مستنداتِ یک پژوهش و مطالعات مستند با هدف تشکیل پرونده، گردآوری شود، بنابراین نخست باید گذشته این زبان را از تاریخ شفاهی افراد و قدیمی‌ترهای منطقه و پژوهشگران حوزه به دست آورد.

این پژوهشگر عامه با اشاره به لزوم استفاده از اطلاعات افراد صاحب‌نظر در پژوهش‌هایی که برای دست یافتن به این اطلاعات کامل از زبان سمنانی نیاز است، می‌گوید: به همین دلیل به افرادی مراجعه کردیم که در حوزه زبان‌های ایرانی به خصوص زبان با منشا پهلوی تحقیق کرده‌اند، از زبان شناسان معاصر خارجی تا زبان‌شناسان معاصر داخلی مانند منوچهر ستوده در این حوزه فعالیت داشته‌اند.

وی در ادامه به تلاش‌های انجام شده برای مطالعه‌ی چهارچوب و شاکله زبان شناختی این زبان اشاره می‌کند و می‌افزاید: برای این کار در بطن جامعه وارد شدیم، کسانی که شعرهایی به زبان سمنانی سروده یا کتاب‌هایی در این زمینه داشتند را شناسایی کرده و در نهایت با توجه به چهارچوب ساختار ادبیات زبان سمنانی توانستیم این را جا بیندازیم که این زبان قابل ثبت است و حتی می‌توان آن را به کمیسیون ملی زبان‌های یونسکو نیز وارد کرد.

او با تاکید بر این‌که گویش‌هایی مانند لری و مازنی هنوز در برخی از مناطق کشور استفاده می‌شوند و در واقع زنده هستند که واجد ارزش ثبت‌اند، ادامه می‌دهد: بنابراین این وجود زبان‌ها به لحاظ عملکردی  و با توجه به این‌که پیشینه‌ای غنی دارند و نسل به نسل منتقل شده‌اند تا به امروز رسیده‌اند، ویژگی خاص‌تری نسبت به دیگر پرونده‌ها دارند و باید بیشتر روی آن‌ها مطالعه شود.

رستگاران به در نظر گرفتن عنوان «جزیره لهجه‌ها» یا «زبان‌ها» برای استان سمنان به واسطه‌ی همین ویژگی‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: از حد فاصل شهرستان سرخه حدود ۱۵ کیلومتر به سمت سمنان، دو زبان کاملا متفاوت با ساختار و ادبیات متفاوت وجود دارد، روستاهای متعدد در فاصله‌های دور تا نزدیک به یکدیگر حتی به گونه‌ای نیست که گویش‌ها و لهجه‌های شبیه به یکدیگر باشند، مردم یک روستا زبان مردمِ روستای دیگر را حتی در فاصله‌ی کمی به یکدیگر متوجه نمی‌شوند.

مسوول دفتر ثبت اثار تاریخی اداره کل میراث فرهنگی استان سمنان تاکید می‌کند: ظرفیت این زبان، حتی در مقیاس آموزشی قابل سنجش است، این زبان می‌تواند در مدارس نیز آموزش داده شود، آموش و پرورش مناطق مختلف کشور می‌توانند زبان‌های محلی خود را در مدارس خود آموزش دهند، تا این زبان‌ها وارد نسل جدید شود، البته تا کنون خوشبختانه اقداماتی مانند پخش برنامه‌هایی با زبانی محلی مناطق مختلف کشور از جمله سمنان در شبکه‌های استانی و رادیوهای محلی مختلف انجام شده است.

انتهای پیام

ساخت پرقدرت‌ترین فرستنده‌ FM تولید شده در خاورمیانه

مهندس سید محمد صادق میرباقری در گفت‌وگو با ایسنا،  با بیان این که  در ابتدا فرستنده‌های 10 کیلو وات ساخته‌ شده‌اند، گفت: حداکثر نیاز کشور فرستنده 10 کیلو وات بوده است. ساخت فرستنده بالای 10 کیلووات چندان در دنیا مرسوم نیست اما برخی کمپانی‌های معروف و بزرگ دنیا بنا بر سفارش‌ها،  چنین فرستنده‌هایی می‌سازند و ساخت آن دانش فنی بالایی نیاز دارد.

وی گفت: ما در ابتدا فرستنده‌های 10 کیلووات ساختیم. دو فرستنده اول 10 کیلووات ما از ۱۸ تیر سال ۹۲ تاکنون در ایستگاه زیباکنار روشن است و بخش وسیعی از استان گیلان را پوشش می‌دهد. پس از آن، قرارداد ساخت شش دستگاه فرستنده 10 کیلووات و شش دستگاه فرستنده پنج کیلووات را داشتیم که سیستم خنک‌کننده آن‌ها با مایع بوده است. بعد از این‌ها  صداوسیما در راستای خودکفایی و افزایش دانش فنی، یک دستگاه فرستنده ۲۰ کیلووات درخواست کرد.

میرباقری ادامه داد: تعداد زیادی از افرادی که در حوزه برق و مخابرات کار می‌کنند، توانایی ساخت چنین دستگاهی را دارند. شرکت‌های رقیب هم می‌توانند با برنامه‌ریزی بسازند اما متاسفانه پژوهشگران کشور دستمزد کمی می‌گیرند و این دستمزدهای پایین انگیزه را از محققان برای پیش‌قدم شدن در پروژه‌های بزرگ می‌گیرد. چنین رفتاری را نهادهای حقوقی هم با یکدیگر دارند مثلا برخی کارفرماها انتظار دارد جهاد دانشگاهی با مبالغ پایین  تولید دانش کنند.

این محقق حوزه برق و مخابرات افزود: این طور به نظر می‌رسد که  اولویت اول جهاد دانشگاهی اهمیت به بخش اداری است و در مراتب پایین‌تر مهندسان و پژوهشگران قرار می‌گیرند. محققان در سال‌های اول با انگیزه‌ی بالایی می‌آیند و پس از این که به اهداف علمی خود می‌رسند یا جهاد دانشگاهی را کنار می‌گذارند یا در کنار فعالیت‌های دیگر عضو جهاد باقی می‌مانند. این روال همیشه وجود داشته است.

میرباقری در پایان درباره راهکارهای بهبود شرایط محققان گفت: افزایش دریافتی به تنهایی کافی نیست. اولویت باید پژوهشگران باشند. چه در دفتر مرکزی چه در واحدهای مختلف به کادر اداری بیشتر از  محققان اهمیت داده می‌شود. محققان دیده نمی‌شوند و کادر اداری آن‌ها را نمی‌شناسند وقتی چنین شرایطی به وجود بیاید اتوماتیک‌وار دیگر در  اولویت نیروی انسانی قرار نمی‌گیرند و شرایط برایشان دشوار می‌شود.

انتهای پیام

رمز ذبح عظیم

یکی از اعمال حج شد و حاجیان موظف هستند پس از اجرای اعمال حج به قربانگاه رفته، ابتدا پس از رمی شیطان و زیر پاگذاشتن نفس خویش، گوسفند یا شتری را در راه خدا قربان کنند و سپس سر را در راه دوست هدیه کنند. تا حجی ابراهیمی به جای آورده باشند.

شاید رمز را بتوان در این کلام پیامبر جست و جو کرد «حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ» مسلم است که امام حسین (ع) از پیامبر (ص) است، سبط و فرزند پیامبر است. اما رمز من از حسین هستم چیست؟»

به گزارش ایسنا، چادرها نصب شد و کم کم اطراف چشمه جمعیتی جمع شدند که بنای شهر مکه با آنان گذاشته شد. سال‌ها گذشت، اسماعیل جوانی برومند شد نوشته‌اند ابراهیم به اختیار خود برای دیدن فرزند و همسر به این منطقه آمد، ولی موفق به دیدار نشد و بازگشت. باردیگر به امر الهی عازم عربستان شد؛ وارد مکه شد، ماموریت دیگری یافت، ماموریتی الهی و ماندگار؛ قرار است خانه‌ای را  تجدید بنا کند که زمینه اجابت دعایش در اولین سفر باشد.

آری تجدید بنا کند؛ این خانه بیت العتیق است، قدمت دارد. «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ» (آیه ۹۶ سوره آل‌عمران) است. اولین خانه‌ای است که برای مردم وضع شده محل خانه را نشان می‌دهند؛ ” إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِیمَ مَکانَ الْبَیْتِ “(آیه ۲۶ سوره حج) ما محل خانه را به ابراهیم نشان دادیم. (وقتی گفته می‌شود مکان خانه را نشان دادیم، به معنای آن است که قبلا این مکان خانه‌ای بوده است.)

ماموریت ابراهیم تجدید بنای کعبه است. محل خانه نشان داده شد، چرا که ازابتدا این خانه در این مکان بوده است “إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلْعالَمِینَ‌”(آیه ۹۶ سوره آل عمران) وقتی اولین خانه است باید به سراغ اولین خلقت برویم!

این خانه را ابتدا حضرت آدم بنا نهاد و ابراهیم (ع) به کمک اسماعیل (ع) خانه را تجدید بنا کرد. «وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ» (آیه ۱۲۷ سوره بقره) ابراهیم سنگ‌های کعبه را از جبل النور آوردند – کوهی که غار حرا بالای آن است – دیوارهای کعبه را  بالا می‌برد و اسماعیل سنگ بدست او می‌داد.

بنای کعبه در محلی که به خلیل نشان داده بودند بازسازی و تجدید بنا شد. با این دعای ابراهیم «رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» (آیه ۱۲۷ سوره بقره) این اولین قدم بود؛ بیت العتیق تجدید بنا شد.

 خانه‌ای که ” فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ ” هست ” مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ ” جایگاهی دارد و همیشه دیده می‌شود و ” وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا “(آیه ۹۷ سوره آل عمران) است، خانه‌ای هر که داخل آن رود در امنیت است.

یعنی خانه عده‌ای خاص نیست. خانه همه است که حاضران در آن به نظر تمامی فقهای امامیه و مذاهب اربعه اهل سنت نماز در این خانه قصر نیست و کامل است.

نماز را در خانه کامل می‌خوانند و این خانه متعلق به همه مسلمان است و نماز کامل است. ابراهیم و اسماعیل گرد خانه دوست طواف کردند و در این مرحله هم اطاعت امر الهی دستور دیگر می‌رسد  از خانه  وحرم بیرون بروید.

قرار است هرچه نفسانیت است زیر پا گذاشته شود. قرار است امتحانی بزرگتر از افتادن در آتش و ترک زن وبچه برگزار شود. از آن امتحانات سربلند بیرون آمده شده خلیل الله، «وَإِذِ ابْتَلَیٰ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ» (آیه ۱۲۴ سوره بقره) آری از همه امتحانات!

این بار باید دستور دیگری را اجرا کند. قرار است در نسل او امام تربیت شود ” قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ” چه دستور سخت و مشکلی، ” إِنِّی أَرَیٰ فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ”(آیه ۱۰۲ سوره صافات) در خواب می‌بیند که پسرش را سر می‌برد با احساس نمی‌توان این دستور را تحلیل کرد تحمل این دستور سخت‌تر از آنی است که به فکر بیاوریم چه به عمل!

 باید فرزندم اسماعیل را قربانی کنم! قربانی در حرم!

قربانی فرزند! چه امتحان بزرگی!

باید از حرم بیرون روی و آماده باشی برای قربانی! وسایلش را جمع آوری کرد و از حرم بیرون آمدند.

به سرزمین منی، سرزمین آرزوها درست است که این سرزمین از حرم بیرون است، اما مکمل اعمال حرم است در این امتحان، ابراهیم یک طرف قضیه است، طرف دیگر هم دارد!

ابراهیم باید از فرزندش بگذرد و اسماعیل از جانش!

چه امتحان سختی!

برای خلیل الله که بارها از امتحانات سربلند آمده هم مشکل است! موضوع را با پسر در میان می‌گذارد.

” فَانْظُرْ ما ذا تَری‌ ” پسرم تو چگونه می‌بینی؟ نظر تو چیست؟

امتحانی دوطرفه است، هر دو باید تصمیم بگیرند، هرچند اطاعت امر الهی است، رضایت بنده خدا هم جای خود دارد!

پسر با افتخار، سربلند می‌کند «یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ» (آیه ۱۰۲ سوره صافات) آنچه را که ماموریت داده شده انجام بده اسماعیل دیگر طفل صغیری نیست که نتواند تصمیم بگیرد.

او جوانی است برومند، پابه پای پدر در بنای کعبه تلاش کرده پسر همراهی می‌کند، نسل ابراهیم خلیل است، پای او برکت زمزم دارد و دستان او بالا آورنده دیوار کعبه از خدا  کمک می‌خواهد  و اعلام آمادگی می‌کند “سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ”

پسر اعلام آمادگی می‌کند، و پدر آماده می‌شود،   هردو با هم وداع می‌کنند  چه وداع سختی و چه هدف مقدسی! وداع پدر با پسر!   برای قربانی شدن در راه و رضایت و اطاعت خدا!

ابراهیم آماده شد، کارد را تیزتر و تیزتز می‌کند.

آماده اجرای امر الهی می‌شود. پیشانی پسر را روی خاک می‌گذارد. اسماعیل می‌گوید پدر خوب است سر مرا از قفا جداکنی، شاید چشمانت به چشمم بیفتد و احساس پدر و پسری شما را از انجام اطاعت الهی باز دارد.

شیطان از راه می‌رسد، طعنه می‌زند، کشتن پسر!

چرا؟ آن هم پسری دیر بدست آمده!

سنگ‌های ابراهیم شیطان را دور می‌کند.

دست بردار نیست! می‌خواهد ابراهیم را باز دارد! ابراهیم باردیگر سنگبارانش کرد. شیطان از صحنه رانده شد.

ابراهیم در جهت اطاعت  امر الهی، کارد را بر پشت اسماعیل نهاد، کارد عمل نمی‌کند!

کارد را به زمین می‌کوبد، کارد دیگری برمی‌دارد!

مجددا دست به کار می‌شود!

این بار واقعه‌ای عجیبی اتفاق می‌افتد!

گوسفندی ظاهر می‌شود «فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» (آیه ۱۰۷ سوره صافات)  

گوسفندی به جای اسماعیل!

اسماعیل از جان گذشته ذبیح الله و جایگزینش “ِذبْحٍ عَظِیمٍ” حتما “ِذبْحٍ عَظِیمٍ” پیامی دارد!

” وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ “(آیه ۷۸ سوره صافات) این وعده الهی است در آینده باید روشن شود!

اسماعیل از این ماجرا جان سالم بدر برد، ابراهیم  هم از این امتحان هم سربلند بیرون آمد.  

ندا می‌آید ” قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا ” (آیه ۱۰۵ سوره صافات) ابراهیم رویای خود را صداقت بخشیدی ” إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ”(آیه ۸۰ سوره صافات) ما نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم ” إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِینُ ” (آیه ۱۰۶ سوره صافات) این همان آزمایش الهی است. ابراهیم از این آزمایش هم سر بلند بیرون آمد.

ابراهیم پس از تجدید بنای کعبه و دعوت از تمامی نسل‌ها برای انجام مناسک حج، مکه را ترک کرد! با این تفاوت که در آن روز نسل خود را در سرزمین بی آب وآبادان گذاشت و این بار مقدمات دعای مستجابش را!

اما راز “ذبح عظیم” همچنان باقی ماند. اسماعیل  ذبیح الله برگزیده الهی شد. مسولیت اداره کعبه را به عهده گرفت و بیش از یک قرن فرهنگ حج ابراهیمی را در مکه ترویج کرد. باید ذبیح الله بماند و نسل او ادامه یابد تا پیامبر خاتم (ص) از این نسل به دنیا بیاید و این حرکت را تثبیت کند.

در این سرزمین هم پدر در جهت رضای حق از “فرزند” گذشت و هم فرزند در جهت فرمان حق از “جان”، اینحا بود که ” َفدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ” آمد! ذبح عظیم چه بود؟

آیا گوسفند آسمانی هم وزن فرزندی بود که پدرش او را در جهت اطاعت امر خدا به قربانگاه برد و کارد بر گلو یا پشت سرش گذاشت. مطمئن باش رمز دیگری داشت. هنوز آینده رمز گشایی نشده است.

قربانگاهی که جد اعلای همین رسول خدا (ص)، در جهت اطاعت امر الهی، آماده شد  تا فرزند دیر بدست آمده‌اش را در راه خدا قربان کند، فرزندی که در جهت فرمان الهی صبر پیشه می‌کند وبه پدر راهکار ارائه می‌دهد که مطیع  امر الله باش و من صبر خواهم کرد. یکی از اعمال حج شد و حاجیان موظف هستند پس از اجرای اعمال حج به قربانگاه رفته،   ابتدا  پس از رمی شیطان و زیر پاگذاشتن نفس خویش وگوسفند یا شتری را درراه خدا قربانی کنند و سپس سر را در راه دوست هدیه کنند. تا حجی ابراهیمی بجای آورده باشند.

شاید رمز را بتوان در این کلام پیامبر جستجو کرد «حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ» مسلم است که امام حسین (ع) از پیامبر(ص) است، سبط و فرزند پیامبر است. اما رمز من از حسین هستم چیست؟

نقل است از ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) رمز این حقیقت را جویا شدند. فرمود منظور از ” وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرینَ ” جدم حسین بن علی(ع) است. در این واقعه اسماعیل زنده بماند تا از نسل او پیامبر خاتم بیاید و از از نسل پیامبر(ص) حسین(ع) باشد، حسینی

 که به خاطر زنده نگهداشتن دین جدش رسول الله (ص) سرش را از  قفا بریدند؛ رمز “ذبح عظیم” است.

انتهای پیام

از شناسایی محوطه های پارینه سنگی تا ثبت ملی سیلوی گندم بیرجند

به گزارش ایسنا، به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، علی صدرایی سرپرست هیئت باستان شناسی اعلام کرد: شرق فلات ایران یکی از ناشناخته‌ترین مناطق ایران در عصر پلیئستوسن به شمار می‌رود، به نحوی که به سختی می‌توان محوطه‌ای را یافت که با قطعیت بتوان از آن به عنوان استقراری از این دوره یاد کرد. 

این باستان شناس افزود: این در شرایطی است که پیشینه مطالعات پارینه سنگی در این منطقه به بیش از هفت دهه قبل برمی‌گردد ولی پس از آن به مرور مطالعات صورت گرفته نه به شکل هدفمند، که عمدتا به شکل موردی انجام گرفته‌اند، اتفاقی که در تحلیل مباحث پیچیده حیطه پارینه سنگی چندان راهگشا نیست. 

او افزود: این درحالی است که در رشته کوه‌های زاگرس و بخصوص در فلات مرکزی ایران، در یک دهه گذشته پژوهش‌های دامنه‌داری انجام شده و به نتایج قابل اتکا و چشمگیری دست یافته‌اند.

وی با تاکید بر این‌که این مهم در رابطه با شرق و شمال شرق ایران کاملا متفاوت است، ادامه داد: گویی شرق فلات در عصر پارینه سنگی خالی از هرگونه زیست انسان ریخت بوده و این درحالی است که موقعیت جغرافیایی و تنوع اقلیمی در این گستره، پتانسیل‌های چشمگیری را برای جذب گروه‌های شکارورز _گردآورنده فراهم می‌کرده، اتفاقی که در خلال بررسی‌های پارینه سنگی شهرستان فردوس نمود می‌یابد. 

سرپرست هیئت باستان شناسی با بیان این‌که عملیات بررسی در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فردوس علی رغم گرمای طاقت فرسا، به شکل کاملا پیمایشی انجام و به شناسایی بیش از ۳۰ محوطه از دوران پارینه سنگی منجر شد، گفت: بررسی های انجام گرفته در شهرستان فردوس خراسان جنوبی نخستین گام در جهت انجام مطالعات سامانمند در این بخش از فلات ایران به شمار می رود و امیدواریم تا با پیگیری این مطالعات در این بخش از فلات، به سکوت دانش ما از دوران پارینه سنگی در شرق ایران پایان داده شود.

سیلوی گندم در بیرجند

همچنین حسنعلی فولادی  _ رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان بیرجند در خراسان جنوبی _ از ثبت آسباد فلارگ و سیلوی گندم بیرجند در فهرست آثار ملی و آثار واجد ارزش تاریخی-فرهنگی خبر داد.

 وی با بیان این‌که آسباد فلارگ در بخش مرکزی دهستان القورات و در روستای فلارگ به دلیل داشتن شأن ملی و تاریخی در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد، ادامه داد: سیلوی گندم بیرجند در بخش مرکزی و در شهر بیرجند نیز در فهرست آثار واجد ارزش تاریخی-فرهنگی ثبت شد.

او گفت: با ثبت آثار فرهنگی، تاریخی، طبیعی، صنایع دستی و میراث ناملموس این شهرستان و معرفی هرچه بهتر این آثار، گام های ارزنده ای در راستای حفظ و احیای این مواریث ارزشمند برداشته می شود.

انتهای پیام

اولین و آخرین حج

«فرمان حرکت صادر شد. همه به سوی سرزمین آرزوها حرکت کردند. در سرزمین منی در کنار رسول خدا(ص) بایستی با سلاح از قبل تهیه شده، محکم  واستوار به جنگ شیطان رفت و شیطان درون و برون و شیطان رانده شده از درگاه الهی را به نیت قرب الی الله از خود دور کرد. اکنون می‌توانید به قربانگاه بروی با مهر تایید پیامبر خدا (ص) همه بسوی  قربانگاه رفتند؛ قربانگاهی که جد اعلای  همین رسول خدا (ص)، در جهت اطاعت امر الهی، آماده شد تا فرزند دیر بدست آمده‌اش را در راه خدا قربان کند، فرزندی که در جهت فرمان الهی صبر پیشه می‌کند و به پدر راهکار ارائه می‌دهد که مطیع  امر اله باش و من صبر خواهم کرد. در این سرزمین هم پدر در جهت رضای حق از “فرزند” گذشت و هم فرزند در جهت فرمان حق از “جان”، اینجا بود که ” فَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ” آمد! در این حج، اعمال همه یکسان بود و قومی بر قوم دیگر برتری نداشت، وقوف در منی در کنار پیامبر(ص) یک صحنه ماندگار بجا گذاشت.»

به گزارش ایسنا، مکه در سال هشتم فتح شد. بت‌های داخل کعبه خارج و شکسته شد. گروه‌هایی هم اعزام شدند تا بتکده‌هایی اطراف را از بت خالی کنند. پیامبر(ص) چند روزی درمکه ماند. وقتی ماجرای غزوه حنین پدید آمد، عازم حنین شد.

پیامبر(ص) پس از حنین به وعده خویش که در پیمان عقیه با مردم یثرب بسته بود عمل کرد. او که خود وفای به عهد را اصل ایمان می‌داند، وفای به عهد کرد وهمراه با انصار  به مدینه بازگشت و در مکه ماندگار نشد.

عمده مردم شهر مکه مسلمان شده‌اند، اما رفت و آمد مشرکان همچنان برقرار بود. در اواخر سال نهم آیات اولیه سوره توبه نازل شد. ” بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ” اعلان بیزاری خدا و رسولش از مشرکان بفرمان الهی از پیامبر(ص) خواسته شد یا خودش یا اهلش این آیات را در مکه بین حاجیان قراءت کنند.

پیامبر(ص) علی بن ابیطالب(ع) را  اهل تشخیص داد، به علی(ع) ماموریت داد تا محتوای آیات را در منی برای همه حاجیان اعلام کند.

ماموریتی بود  دشوار!!

باید مردی شجاع  که خوفی از مشرکان ندارد اعلام محدودیت کند. علی (ع) در جمع حاجیان  با تلاوت آیات الهی، در عقبه منی محدودیت‌ها رابدین شرح اعلام کرد:

* از این به بعد هیچ مشرکی حق ورود و اقامت در سرزمین مقدس مکه ندارد.

*مکه شهری است اسلامی و متعلق به همه مسلمان.

*پیمان‌های مسلمانان با مشرکان در صورتی که زمان نداشته باشد، به اتمام می‌رسد.

*برای پیمان‌های زمان دار ۴ ماه فرصت گذاشته می‌شود.  

*مکه پس از قراءت آیات اولیه سوره توبه، به تدریج تا ظرف چهار ماه از مشرکان خالی می‌شود.

پیامبر(ص) دربیست وششم ذوالقعده سال دهم به همراه کاروانی عازم حج تمتع شد. بعد از هجرت پیامبر(ص) از مکه، این اولین حج تمتع پیامبر(ص) است. پیامبر(ص) یک بار بعد از صلح حدیبیه، سفر سه روزه‌ای که به مکه داشت، برای  اعمال عمره قضا شده سفر ناتمام قبل.

پیامبر(ص) و همراهان در مسجد شجره، در نزدیکی مدینه، محرم شده و لبیک گویان از مسجد خارج می‌شوند.

تا امروز دستورالعمل  احکام  عبادی نماز، روزه، خمس، زکات، جهاد، امر بمعروف و نهی از منکر طی آیات الاحکامی که بیشتر در مدینه نازل شد، برای مسلمانان تبیین شده بود.

این بار موضوع اعمال حج  مطرح است. حجی که باقیمانده و یادگار جدش ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) است.  

پیامبر(ص) و مسلمانان با لباس احرام، عزم خانه دوست می‌کنند. امسال باید حجی متفاوت باشد. در کنار رسول خدا (ص)؛ مسیر را معمولا پنج روزه طی می‌کنند. پیامبر(ص) برای انجام اعمال حج  وارد مکه شد. هر عملی که در این حج انجام می‌دهد،   دستورالعمل حج تمامی مسلمانان خواهد شد.

در گذشته  برسم جاهلیت و یا از روی اقتدار و بزرگ پنداری! تغییراتی در اعمال حج داده بودند. بعضی عرفات نمی‌رفتند و بعضی برای خود امتیاز دیگری قایل بودند. با انجام عمره تمتع اولین قدم حج  اسلامی برداشته شد. از این به بعد تمامی  زوایدی  که در دوران جاهلیت به حج اضافه شده بود حذف می‌شود.

حج ابراهیمی باز می‌گردد. درحج ابراهیمی امتیازهای قومی و قبیله‌ای وجود ندارد. فرقی بین حج گذار قرشی با دیگر قبیله‌ها نخواهد بود. تمام امتیازهای خود ساخته باید فراموش شود. حتی انحصار خرید لباس احرام از قبیله خاص.

روز هشتم ذیحجه است. مسلمانان همراه با پیامبر(ص) با لباس احرام از مسجد الحرام به سوی وادی عرفان و شناخت (عرفات) حرکت می‌کنند. همه مسلمانان در کنار پیامبر خدا(ص) بدون استثنا روز عرفه را درعرفات حضور دارند.

همه با هم وقوف درعرفات را تجربه می‌کنند. تا قبل از این یک  قبیله به عنوان امتیاز قبیله‌ای، وقوف در عرفات را از اعمال حج حذف کرده بود. وقوف در عرفات تا غروب آفتاب ادامه یافت همه حاجیان باهم، یک شکل، بدون لباس شهرت به سمت وادی مشعرالحرام  حرکت می‌کنند.

وقوف  در مشعر الحرام در شب عید قربان در کنار  رسول خدا (ص)

برای این وقوف برنامه‌ای داده شد. سنگ ریزه‌ها را جمع کنید، باید مسلح شوید، برای جنگ با نفس و شیطان بزرگ برای فردا  باید سلاح  دردست داشته باشید تا بتوانید به جنگ شیطان بروید و نفس شیطانی درون و برون را زیر پا بگذارید.

مسلمانان شب را در کنار رسو ل خدا (ص) در بیابانی محشر گونه، بدون هیچ سرپناهی گذراندند و نماز صبح اقامه کردند و منتظر فرمان برای حرکت به سرزمین قربانی نفس شدند.

فرمان حرکت داده شده، چه بعد نماز صبح باشد و چه با طلوع خورشید. مهم اطاعت امر الهی با مهر تایید رسول خدا (ص) است. مهم این است که عبدالله باشی و مطیع رسول الله (ص) نه جلوتر از رسول خدا(ص) عزیمت کنی و نه از فرمان  او عقب نشینی کنی.

فرمان حرکت صادر شد. همه به سوی سرزمین آرزوها حرکت کردند.

در سرزمین منی در کنار رسول خدا(ص) بایستی با سلاح از قبل تهیه شده، محکم  واستوار به جنگ شیطان رفت و شیطان درون و برون و شیطان رانده شده از درگاه الهی را به نیت قرب الی الله از خود دور کرد.

وقتی در کنار رسول خدا(ص) و در جهت تایید رسول خدا(ص)، شیطان بزرگ را از خویش راندید، می‌توانید به قربانگاه بروی با مهر تایید پیامبر خدا (ص) همه بسوی  قربانگاه رفتند؛ قربانگاهی که جد اعلای  همین رسول خدا (ص)، در جهت اطاعت امر الهی،آماده شد تا فرزند دیر بدست آمده‌اش را در راه خدا قربان کند، فرزندی که در جهت فرمان الهی صبر پیشه می‌کند وبه پدر راهکار ارائه می‌دهد که مطیع  امر اله باش و من صبر خواهم کرد.

در این سرزمین هم پدر در جهت رضای حق از “فرزند” گذشت و هم فرزند در جهت فرمان حق از “جان”، اینجا بود که ” فَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ” آمد!

با اجازه رسول نسل ذبیح الله، حاجیان قربانی خود را در جهت رضای خدای احد و واحد به قربانگاه بردند و اجازه یافتند با تراشیدن موی سر، بندگی خویش را تثبیت کنند. وقتی موی سر را هدیه کردی، نشان از اطاعت و بندگی داری، موی سر را که دادی، آماده‌ای در جای خود سر هم بدهی، هرچه داریم از آن اوست و امانت را بدرستی به اهلش باید سپرد.

در این حج، اعمال همه یکسان بود و قومی بر قوم دیگر برتری نداشت، وقوف در منی در کنار پیامبر(ص) یک صحنه ماندگار بجا گذاشت.

همه در کنار پیامبر(ص) در روزهای یازده و دوازدهم ذی الحجه وقوف کردند و هر روز در سه مرحله به جنگ شیطان رفتند و در عقبه منی پای صحبت و رهنمودهای پیامبر (ص) می‌نشستند.

اعمال منی تمام شد، مجوز خروج از سرزمین منی به سمت مکه از سوی پیامبر (ص) صادر شد، همه به سوی مسجدالحرام حرکت کردند، در کنار رسول خدا (ص) برای طواف گرد خانه دوست، آنچه مقرر می‌دارد، اعمال حج  کامل می‌شود.

حج با اعمالی که پیامبر(ص) انجام داد به اتمام ‌رسید و مهر تایید برآن گذاشته شد و تا ابد برای مسلمانان جهان ماندگار گردید و همه ساله میلیون‌ها دل داده، مسیر قبله را از سراسر جهان طی نموده، برای انجام مناسک حج ابراهیمی که به مهر تایید رسول الله(ص) رسیده، بجای آورند.

حجی که یادگار ابراهیم (ع) و اسماعیل(ع) بود، توسط خاتم پیامبران (ص) به انجام رسید و در زمره عبادتهای الهی قرار گرفت. برای حج ابراهیمی و اسماعیلی توسط پیروان دین پیامبر خاتم(ص).

مسلمانان حجی را که به همراه  پیامبر خدا(ص) شروع کرده بودند  باتمام رساندند  و مناسک حج تمتع کامل شد، با اتمام اعمال حج ابراهیمی و پس از وداع باکعبه، حاجیان به سمت دیار و خانه خود حرکت کردند.

حج بر اساس ” وَلِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا ”  به  عنوان یکی از احکام اسلامی  همانند نماز و روزه بر کسانی که استطاعت دارند واجب شد.

انتهای پیام

برای هنرمندی که از کرونا خواند و با کرونا رفت! + ویدیو

به گزارش ایسنا، عیسی رستمی افین، استاد موسیقی مقامی خراسان جنوبی، اولین روز از مرداد ماه ۹۹ بر اثر ابتلا به بیماری کرونا در شهر قاین دار فانی را وداع گفت. او متولد سال ۱۳۴۷ دهستان افین، بخش زهان شهرستان زیرکوه بود.

می‌گویند که عیسی رستمی مردی بود بااخلاق و وقتی ساز بر دست می‌گرفت گویی دیگر متوجه جهان اطراف خود نبود. با احساس ساز می‌زد، حال و هوای محله خود را به مخاطب القا می‌کرد و به خوبی می‌توانست با هنرش اطرافیان را به خودش جذب کند.

ویدیویی از او در حال دوتار نوازی در فضای مجازی دست به دست می‌شود که با لباس محلی در حال خواندن و ساز زدن است. با وجود اینکه ویدیو کیفیت چندانی ندارد اما او چنان با احساس می‌خواند و به زیبایی سرپنجه‌های خود را روی ساز می‌کشد که آرزو می‌کنی کاش می‌توانستی از نزدیک هنرنمایی او را ببینی.

در این قسمت می‌توانید نمونه‌هایی از هنرنمایی این هنرمند را مشاهده کنید:

گفته می‌شود مرحوم رستمی علاقه زیادی به موسیقی محلی داشت و از دوران نوجوانی آواز محلی را دنبال می‌کرد. علاقه او به خوانندگی به حدی بود که مسوولیت گروه موسیقی مقامی سرآهنگ شهرستان قاینات را بر عهده داشت و سال‌های متمادی با انجمن موسیقی قاین و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی قاینات در اجرای کنسرت‌های موسیقی، جشنواره‌های موسیقی مقامی در شهرستان و استان خراسان جنوبی به عنوان نوازنده و داور همکاری داشت.

او برای دوتار نوازی نزد استادی نرفت و خودش از سال ۱۳۷۸ به صورت تجربی دوتار نوازی را آغاز کرد؛ البته در ادامه در سال ۱۳۸۲ از محضر استادان «عزیز تنها» و «ذوالفقار عسکریان» بهره برد.

از او ویدیوهای زیادی در فضای مجازی موجود نیست ولی با این حال گفته می‌شود که این هنرمند از سال ۱۳۸۵ با صدا و سیمای خراسان جنوبی نیز همکاری داشت که آثار ارزشمندی از دوتار و آوازش در آرشیو شبکه خاوران موجود است.

ناصر نبی زاده ـ مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان جنوبی ـ در وصف مرحوم رستمی گفته است: «باور کردنی نبود خبر درگذشت هنرمند فرهیخته موسیقی مقامی استان «استاد عیسی رستمی» هنوز زمزمه جانمان بود نوای زیبای دوتار او، صلابت او بر صحن و پنجه هنرمندانه‌اش بر ساز.»

انتهای پیام

کرونا مرزهای موسیقی را شکست!

این آهنگساز در پروژه‌ بین‌المللی «صداها و پل‌ها» قطعه ای را با علیرضا قربانی به نام «نازنی‌نی» ساخت که اوایل ماه مرداد منتشر خواهد شد.
در این اثر در کنار علیرضا قربانی، قیصر نیظامی خواننده‌ معروف کشمیری نیز اشعاری از ابراهیم مسکین را می‌خواند. اشعار فارسی این قطعه سروده‌ فریدون مشیری‌ است. ‏‎افشین هاشمی کارگردان سینما و تئاتر هم قطعه‌ «نازنی‌نِی» را در قالب نماهنگی به تصویر می‌کشد.

به همین انگیزه خبرنگار ایسنا با مطوری ـ آهنگساز ایرانی ساکن امریکا ـ درباره موضوعاتی چون ساخت قطعه «ناز نی نی»، فعالیت‌های هنری اش در دوران قرنطینه، تأثیرات احتمالی بحران کرونا بر موسیقی و همچنین وضعیت موسیقی فیلم در کشورمان به گفت وگو پرداخته است.

چگونگی آغاز پروژه «صداها و پل‌ها»

مطوری در ابتدا درباره پروژه «صداها و پل‌ها» و ساخت قطعه « نازنی‌نی»، می‌گوید: پروژه «صداها و پل‌ها» که در سال ۲۰۱۹ آغاز شد را به عنوان پایان‌نامه دانشجویی ام ارائه دادم. دلیل ساخت چنین پروژه‌ای این بود که تحصیلات من در رشته آهنگسازی جهانی بوده است، همچنین در دانشگاه با فردی به نام جمال‌محمد که رییس گروه موسیقی جهانی بود، آشنا شدم و به واسطه همکاری با او به فضای موسیقی جهانی علاقه‌مند شدم.

این آهنگساز ادامه می دهد: شعر، شناسنامه ادبی هر فرهنگ است و موسیقی صدای ملودیک آن فرهنگ. در این پروژه شاعرانی مختلف از نقاط و زمان‌های مختلف، تحت تاثیر یک موضوع مشترک شعر سروده‌اند و یا احساس خود را به صورت شعر بیان کرده‌اند. حال این موضوع مشترک و هم زمانی سروده‌ها، برای من حاوی یک ایده جدید در خلق روایت جدیدتر از ترکیب این سروده‌ها بود، البته سعی کردم که این روایت جدید را نماینده هر فرهنگی قرار دهم.

او اضافه می کند: آقای علیرضا قربانی یکی از هنرمندان و چهره‌های موفق بین‌المللی و نماینده‌ خوبی از فرهنگ ما در آواز است. از طرف دیگر با کمک دوستان و روابطی که داشتم توانستم با یکسری خواننده‌ دیگر همانند بمبای جِیشیری از هندوستان، سیلویا وود اسمیت از آمریکا، قیصر نیظامی از کشمیر و تعدادی از نوازندگان مطرح در موسیقی جهانی از جمله نوازندگان گروه «سیلک رود یویوما» که در فرهنگ خود و فضای جهانی هنرمندان مطرحی هستند، همکاری داشته باشم. در ادامه به انجام رساندن این پروژه با این نگاه پیش رفت که بین تمامی فرهنگ‌ها، روابط مستقیمی وجود دارد که از موسیقی و ادبیات نشأت می‌گیرد؛ البته موسیقی می‌تواند حتی ادبیات فرهنگ‌های مختلف را به هم نزدیک کند زیرا موسیقی لهجه و زبان خاصی ندارد و تنها از یکسری اصوات ایجاد می‌شود که برای همه ما قابل درک و شنیدن است. در نتیجه این موسیقی کمک خواهد کرد تا این روایت‌ها در فضای جهانی به گوش مخاطبان برسد؛ البته آثاری که ساخته ‌شدند متعلق به جای خاصی نیستند، بلکه موسیقی سعی کرده جایگاه مناسبی برای آن اشعار باشد.

این هنرمند درباره حضور قیصر نیظامی در این پروژه بیان می‌کند: برنامه از پیش تعیین شده‌ای برای حضور ایشان نداشتم. اوایل امسال آلبومی را به نام «زنده از نیویورک» با گروهی به نام «سایبریت فایو» منتشر کردیم که سنتور و کوئینتت زهی بود. قرار بود اجراهایی را از این آلبوم داشته باشیم که یکی از آنها در ۲۱ مارس همزمان با عید نوروز باید در «بوستون سلبریتی سیریز» روی صحنه می‌رفت که به علت شیوع کرونا لغو شد. در ادامه وقتی یکی از دوستانم که مشاور زبانشناسی پروژه «صداها و پل‌ها» است، متوجه لغو برنامه‌هایم شد، مرا به آقای نیظامی معرفی کرد. البته من پیش از آن هم ایشان را می‌شناختم؛ زیرا او و استاد رحیم‌بخش در مناطق کشمیر، افغانستان و پاکستان جزو غزل خوانان و آوازخوان‌های مطرح و پر آوازه هستند.

مطوری تصریح می‌کند: آقای نیظامی برای برگزاری کنسرت به امریکا آمده بود ولی به دلیل شیوع کرونا، برنامه‌های او هم لغو شده بود. در نهایت باتوجه به شرایط مشابهی که داشتیم، در ابتدا یک اجرای مشترک آنلاین برگزار کردیم. جالب است بدانید ایشان اصلا نه علاقه‌ای به فضاهای مجازی دارد نه در فضاهای مجازی افراد زیادی ایشان را دنبال می‌کنند، اما چنان استقبالی از کنسرت‌های آنلاینِ ایشان پیش آمد که من را متعجب کرد. البته ایشان یکی از پرطرفدارترین غزل خوانان شمال هند محسوب می‌شوند. در ادامه با وجود اینکه پروژه «صداها و پل‌ها» به مراحل پایانی رسیده است و به زودی منتشر خواهد شد، ولی تصمیم گرفتم مذاکراتی با ایشان داشته باشم که به پروژه اضافه شوند.

او ادامه می‌دهد: وقتی که قرار شد آقای قیصر نیظامی هم به پروژه اضافه شود، قطعه «نازنی‌نی» خلق شد که در ساخت آن از قسمتی از یکی از کارهای خود ایشان الهام گرفته‌ام. البته قطعه دیگری را هم ساختم که به زبان فارسی اردو است. این اثر جزو قطعات پروژه بود که هیچ وقت از آن استفاده نکرده بودم ولی این بار آقای قربانی و نیظامی روی آن خواندند که به زودی آن را هم منتشر و یا در آلبوم قرار خواهیم داد. در نهایت پروژه «صداها و پل‌ها» با هشت قطعه و با حضور هنرمندان مختلف دنیا به اتمام رسید و احتمالا طی چهار یا پنج ماه آینده منتشر خواهد شد.

موسیقی موریکونه از فیلم جلوتر بود

در بخشی دیگر، به صحبت درباره موسیقی فیلم پرداختیم. مدت زیادی از مرگ یکی از بزرگان موسیقی فیلم ـ انیو موریکونه ـ نمی‌گذرد؛ هنرمندی که در سال‌های حیاتش، آثار ماندگار بسیاری را از خود به جا گذاشت و توانست به یک منبع الهام برای آهنگسازان جوان تبدیل شود. آثار موریکونه در خارج از فیلم هایشان هم دارای هویت بودند و می‌توانستند به عنوان یک اثر مستقل ارائه شوند. اکنون مطوری که سابقه ساخت موسیقی فیلم را دارد و فیلم «کلمبوس» (سال ۱۳۹۷) از کارهای او محسوب می شود، درباره یک اثر خوب موسیقی فیلم بیان می‌کند: یکی از طرفداران موسیقی آقای موریکونه هستم و همیشه آثار او را گوش داده‌ام و سعی کرده‌ام از آنالیز آثار او درس بگیرم و الگو برداری کنم. وقتی درباره آقای موریکونه صحبت می‌کنیم، یعنی درباره یک شاعر در موسیقی فیلم صحبت می‌کنیم. او به جز اینکه موسیقی فیلم را به خوبی می‌ساخت، تنظیم‌های ارکستراسیون بسیار درخشانی هم داشت و آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده ترومپت بسیار خوبی بود و کلیه ویژگی‌های یک آهنگساز و موسیقیدان نابغه را داشت.

او ادامه می‌دهد: موریکونه باتوجه به سبک و ویژگی‌هایی که در کار خود داشت، وقتی که برای یک فیلم موسیقی می‌ساخت، آن فیلم تحت تأثیر موسیقی قرار می‌گرفت؛ زیرا ایشان، هم تصویر را خوب می‌شناختند و هم ملودی ساز بی نظیری بودند، برخلاف خیلی از آهنگسازان فیلم که قصدشان این است که تنها در خدمت فیلم باشند و سعی می‌کنند موسیقی صرفا محلی از فضا سازی های متنوع باشد. ولی ایشان سکانس به سکانس تمام احساس تصویر را به طرز شگفت انگیزی با موسیقی بیان می‌کردند. از طرفی وقتی آثار او را گوش می‌دهید، متوجه خواهید شد که متعلق به چه کسی است. او دریافت‌های زیادی از موسیقی کلاسیک داشت، موسیقی جهانی را بسیار خوب می‌شناخت و با فلسفه تصویر به طور کامل آشنایی داشت و می‌دانست چه ارزش افزوده‌ای را به یک تصویر ارائه دهد؛ البته موسیقی ایشان خیلی وقت‌ها از قاب تصویر فیلم جلوتر بود ولی ترکیب موسیقی و تصویر باعث هیجان و دلبستگی بیشتر بین مخاطب و فیلم می‌شد.

مطوری تصریح می‌کند: از زمانی که هانس زیمر و ایده‌های مدرن در موسیقی فیلم ظهور پیدا کردند، ارکسترهای الکترونیک ورود جدی‌تری به عرصه موسیقی فیلم داشتند و ملودی سازی جای خودش را به فضا سازی‌های متناسب با روند تصویر داد. دیگر همانند گذشته کمتر موسیقی فیلمی را داریم که در خاطرمان بماند و به مرور خاطره یک فیلم کمک کند.

وقتی موسیقی فیلم را فقط ویترین می‌بینند

این آهنگساز درباره وضعیت موسیقی فیلم در آثار سینمای ایران، با بیان اینکه اغلب کارگردانان ایرانی، موسیقی فیلم را ویترینی برای فیلم می‌بینند نه عنصری که به بیان احساس فیلم کمک کند، ادامه می‌دهد: سینمای ما در دنیا مطرح است، ولی متأسفانه بنا بر دلایل مختلف، موسیقی فیلم‌های ما چنین برآیندی را ندارند. البته آهنگسازان فیلم خوب در ایران زیاد داریم و هر از چند سالی برای برخی فیلم‌ها، آثار قابل توجهی ساخته می‌شود که می‌توان آنها را دنبال کرد و در ذهن‌ها ماندگار می‌شوند. اما جز تعداد محدودی از کارگردانان، مابقی خیلی به ماهیت موسیقی و تأثیر آن بر فیلم اعتقاد ندارند، ولی در دنیای امروز شاهد هستیم که یک آهنگساز موسیقی فیلم، شانه به شانه کارگردان قدم برمی‌دارد و قاب تصویر کارگردان را رنگین‌تر می‌کند.

تأثیر بحران کرونا بر موسیقی

او درباره تاثیر بحران کرونا بر موسیقی می‌گوید: باید از دو دریچه به این موضوع نگاه کرد؛ اول اینکه هر قشری از جامعه یک سری ضرورت‌ها و رسالتها نسبت به هر اتفاقی، چه خوب یا چه بد دارد؛ به عنوان مثال در زمان شیوع کرونا، کادر درمانی رسالت مراقبت از سلامت مردم را دارند و دولت وظیفه دیگری. ولی هنرمندان چه در حوزه تجسمی و چه در حوزه موسیقی، رسالت دارند به جامعه انرژی، شادی و امید بدهند تا بتواند از این شرایط گذر کند. اولین اتفاقی که در موسیقی افتاد، این بود که خیلی از هنرمندان گفت‌وگوهایی را با موسیقیدانانی در خارج از ایران شروع کردند که منجر به اجراهای آنلاین و حتی ساخت آثار مشترک شد. چنین گفت‌گوهایی باعث تبادل فرهنگ، دانش و سلیقه می‌شود که ما همیشه در ایران در این فضا مهجور بوده‌ایم.

این موسیقیدان در ادامه با طرح این سوال که چرا هیچگاه نتوانسته‌ایم مثل دیگر ملل موسیقی ایران را بسط و گسترش جهانی دهیم؟ پاسخ می‌دهد: زیرا مهجورتر بوده‌ایم، مرزهایمان بسته‌تر بوده و امکان این گفت‌گوها وجود نداشته است. ولی شیوع کرونا باعث آغاز این گفت‌وگوها شد؛ چون هنرمندانی که در سال های مدام در حال به انجام رساندن پروژه‌های مختلف هستند، در این مدت مجبور بودند در خانه خود بنشینند و زمانشان را که قبلا در حال کار کردن بودند، با چیزهای دیگری پر کنند. در نتیجه گفتمان‌ها شکل گرفت که اتفاق مثبتی بود و امیدوارم وقتی شرایط به حالت عادی بازگشت، آن را به فراموشی نسپاریم.

او اضافه می‌کند: اصولا یک هنرمند بر اساس اتفاق‌های نشأت گرفته از اجتماع و اطراف خود آثاری را تولید می‌کند، ولی نمی‌دانم که آیا اتفاقی مانند کرونا که در سطح جهانی رخ داد، اثر یک اتفاق محلی را خواهد داشت یا نه؟ البته یک سری آثار در جهت حمایت از کادر درمانی و شادی مردم تولید شد، ولی شاید ماندگاری آنها تنها در حد این باشد که شاید ۲۰ سال دیگر با گوش دادن به آنها، خاطرات این زمان را مرور کنیم. ولی آثاری که نتیجه گفتمان‌های بین هنرمندان در مدت کرونا خواهد بود، ماندگار و ارزش بالایی خواهند داشت و سال آینده آثار زیادی که در نتیجه این ارتباطات شکل گرفته منتشر خواهد شد. خود من حدود سه ماه پیش با دو هنرمند برزیلی و چینی شروع به خلق یک سری آثار در یک فضای بدون کلام کرده‌ایم.

باتوجه به صحبت‌های مطوری، او پروژه‌هایی را در دست تولید دارد که به لحاظ جغرافیایی با همکارانش فاصله زیادی دارد؛ این هنرمند در این زمینه توضیح می‌دهد: یکی از دلایل جذابیت پروژه «صداها و پل‌ها» برای من، به فاصله‌های جغرافیایی بازمی‌گردد؛ چراکه برای ساخت اثر، هر کدام از نوازندگان در یک ایالت از امریکا و یا کشورهای مختلف به سر می‌برند که پس از ساخت موسیقی، اثر را مثلا برای ضبط صدای خواننده به ایران ارسال می‌کردیم. اینکه هر کدام از نوازندگان در جایی دیگر بودند و در حالی که من در حین ضبط در استودیو همراهشان نبوده‌ام ساز زدند و اثر را برای من ارسال کرده‌اند، اتفاق جالبی بود؛ البته بیشتر اوقات هم اجرای موسیقی درست بود.

کرونا به ما فرصت تحلیل آثارمان را داد

در بخش پایانی این گفت وگو مطوری با بیان اینکه خلاقیت در هنر، اصل و پایه نمود یک اثر است، ادامه می‌دهد: چه بسا هنرمندانی در شرایط سخت دوران کرونا چنان خلاقانه به خلق آثار هنری پرداختند که هم به ماندگاری اثر و هم به انتقال پیام هنرمند به مخاطبانش کمک شایانی کرد.

او اضافه می‌کند: در ایام کرونا شرایط به این صورت شد که اگر من به صورت پشت سر هم پروژه‌هایی را به انجام می‌رساندم، به یک باره متوقف شدم و مجبور شدم در خانه خود بمانم، تأمل کنم و کارنامه کاری خود را بررسی کنم. به گمانم در اوایل کرونا خیلی از هنرمندان آثاری را که از گذشته داشتند و منتشر نکرده بودند، به مرحله نشر رساندند تا شاید جای خالی فعالیتهای اجرایی بدین صورت پر شود. ولی در آن زمان باتوجه به آمارهایی که منتشر می‌شد، میزان استفاده مردم از آثار موسیقایی گسترش پیدا کرده بود و آثار زیادی از ما دوباره شنیده شد. در نتیجه وقتی که مردم و یا حتی خود هنرمند باری دیگر با آثار گذشته خود مواجه می‌شد و نقدهایی را از مردم دریافت می‌کرد، این فرصت برای او به وجود می‌آمد که آثار خود را بررسی کند. به نظرم خیلی از ما آثار خود را تحلیل کردیم و شروع به خلق آثاری کردیم که فضای متفاوتی داشته باشد. احتمالا آثاری که در آینده منتشر می‌شود از لحاظ زیبایی شناسی و جذابیت به دلیل اتفاقاتی که در این مدت افتاد، کیفیت بیشتری نسبت به آثار قبل‌تر خواهند داشت.

انتهای پیام