از سرقت‌های مدرن تا داستان‌های قیمه‌قیمه

این نویسنده در گفت‌وگو با ایسنا، درباره سرقت در آثار ادبی و وضعیت رسیدگی به آن اظهار کرد: در حال حاضر هم تعریف سرقت ادبی عوض شده، هم شکل آن به تناسب ارزش آثاری که چاپ می‌شوند، تفاوت‌هایی کرده است. هرچقدر تکنولوژی پیشرفت کند و ما وارد دنیای مجازی شویم، می‌توان خیلی راحت با آثاری که هنوز حتی چاپ نشده‌اند – مثلا یک نویسنده اروپایی به بخشی از متن داستانش اشاره کرده باشد – سرقت انجام داد.

او با بیان این‌که سرقت‌ها مدرن شده‌اند گفت: از آن‌جایی که سینما روزبه‌روز جذاب‌تر می‌شود و سریال‌های تلویزیونی خارجی روزبه‌روز بیشتر می‌شوند، هر دو سعی می‌کنند موضوعاتی نو و به‌روز را به کار ببرند. این روزها سینما و سریال‌ها در دسترس همه هستند و کافی است به اینترنت وارد شویم تا حتی بتوانیم فیلم‌های در حال اکران را هم ببینیم. اما متاسفانه در حیطه فیلم‌نامه‌نویسی، داستان و حتی نمایش‌نامه‌نویسی بارها مشاهده کرده‌ام که سرقت به نوعی آشکارا صورت می‌گیرد و حتی فرد به خودش زحمت نمی‌دهد که بگوید فیلم‌نامه یا نمایش‌نامه‌اش را بر اساس اثری دیگر نوشته است. هر سارقی خودش را مالک اثری می‌داند که از جای دیگری گرفته و این از معضلات بزرگی است که متاسفانه روزبه‌روز هم بیشتر می‌شود.

آرام با اشاره به شباهت در میان آثار نویسندگان جوان بیان کرد: وقتی به آثار اغلب نویسندگان جوان نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که چقدر موضوعات‌شان به هم شبیه است؛ موضوعاتی که تقریبا در آن‌ها حتی اصول داستان‌نویسی هم رعایت نشده است.

او افزود: من منکر این نیستم که یک نویسنده از دیگر نویسندگان تاثیر بگیرد، حتی آلبر کامو می‌گوید که نویسندگان خوب کسانی هستند که خوب تحت تاثیر یک نویسنده قرار بگیرند و اشاره کامو به کسی است که خلاقیت دارد، اما ممکن است از فضای کلی یک رمان خوشش بیاید و آن فضا را به جغرافیایی که زندگی می‌کند تعمیم دهد. اما در ممکلت ما که معمولا اتفاقاتی مثل کلاهبرداری زیاد می‌افتد، این در کارهای فرهنگی هم نمود پیدا کرده است.

این داستان‌نویس با بیان این‌که اغلب آدم‌هایی که از طریق سرقت‌های ادبی خودشان را بالا می‌کشند بعد از مدتی تمام می‌شوند گفت: این افراد کشش لازم را ندارند، چون خلاق نیستند، اگر خلاق باشند از درون خودشان چیزهایی را اقتباس می‌کنند که مربوط به خودشان است. وقتی اغلب داستان‌های کوتاه نویسندگان جوان را می‌خوانم متوجه می‌شوم که از کدام نویسنده اقتباس کرده‌ و آن را گسترش داده و به نحوی مونتاژ کرده‌اند تا بتوانند داستانی را به ثبت برسانند.

احمد آرام در ادامه اظهار کرد: به این دلیل که سارق ادبی خلاقیتی از خودش ندارد، از فرم، اتمسفر داستان و مکان‌ها دقیقا مثل داستانی که از آن سرقت می‌کند، استفاده و همان فضاسازی را تکرار می‌کند و هیچ چیز جدید را وارد کار خودش نمی‌کند، چون فکر می‌کند چیزهای جدید و به‌روز را در یک کار خارجی پیدا کرده است.

او سپس به رونویسی و عوض کردن اسم آدم‌ها در داستان‌های سرقتی اشاره و بیان کرد: این کارها ثمربخش نیست و این نویسندگان از این کار نتیجه مطلوب نخواهند گرفت. نویسنده شخصیتی است که روبه‌روی تاریخ ایستاده و تاریخ همیشه درباره او قضاوت می‌کند، چیزهای خوب و بد را کشف می‌کند و خیلی راحت می‌تواند مشت طرف را باز کند، اما این آدم‌ها متاسفانه چون با تاریخ آشنا نیستند و تاریخ را خیلی مهم نمی‌دانند، متوجه این نیستند که تاریخ چشم ناظر بر اعمال ما است و این تاریخ است که در فردای ما آثار را تفسیر می‌کند، برخی از آن‌ها را کنار می‌گذارد و برخی دیگر را برمی‌دارد.

آرام در پایان گفت: البته اشاره‌ای که به جوانان نویسنده داشتم، بعضا در کار نویسنده‌های صاحب‌نام هم دیده‌ام. دیده‌ام که آن‌ها هم گاه ناخنک‌های بدی به آثار نویسندگان بزرگ اروپایی زده‌اند.

انتهای پیام

در خط قرمزها تجدیدنظر شود

این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان در گفت‌وگو با ایسنا، در پی اتفاقی که برای رومینا، دختر ۱۴ساله تالشی و کشته شدن او به دست پدرش رخ داد، و همچنین درباره پرداختن به مسائل نوجوانان و نقش ادبیات در جلوگیری از خشونت‌های خانگی اظهار کرد: ادبیات ما تاکنون به این شکل از خشونت خانگی، که پدری فرزند خود را  بکشد، نپرداخته است، زیرا خط قرمزها اجازه نمی‌دهد نویسنده به این مسائل وارد شود. کوچکترین برخورد میان پدر و فرزند و فرزند با پدر شامل ممیزی شده و کنار گذاشته می‌شود، حتی این موضوع شامل هنر و ادبیات بزرگسال هم می‌شود؛ مثل فیلم «خانه پدری» کیانوش عیاری که اجازه اکران پیدا نکرد. اگر این فیلم پخش می‌شد  شاید کمک می‌کرد تا قتل‌هایی از این دست اتفاق نیفتد. البته شاید چون بعضی از باورهای غلط چنان در ذهن  انسان‌ها ریشه دوانده و چنان با تار و پودشان عجین شده که منتج به تعصبی کور  می‌شود و این بسیار خطرناک است.

او افزود: ادبیات داستانی و نمایشی، شعر، فیلم و  هر چیزی که به ‌هنر مربوط است، توانایی این را دارد که فرهنگ‌سازی کند و جلو خیلی از خشونت‌ها را بگیرد. رولد دال، نویسنده انگلستانی با نوشتن داستان‌هایش سیستم‌ آموزش‌ و پرورش انگلستان را  عوض کرد. این کار شدنی است، البته به شرطی که خودسانسوی از طرف نویسنده‌ها صورت نگیرد و  از طرف دیگر، نهادهای ادبی اجازه بدهند این کتاب‌ها چاپ و بین مردم پخش شود.

 شمس با تأکید بر این‌که باید در جامعه فرهنگ‌سازی صورت بگیرد، بیان کرد: یکی از راه‌های فرهنگ‌سازی، هنر و ادبیات است. زمانی که پای ممیزی به میان می‌آید و بسیاری از سوژه‌ها شامل آن می‌شود، دیگر فرهنگ‌سازی صورت نمی‌گیرد. چه اشکال دارد در داستان و رمان کودک و نوجوان یک دختر و پسر با هم برای حل مشکل همکاری کنند؛ کاری که در تمام دنیا مرسوم است و پسران و دختران دوش به دوش هم به جنگ مشکلات می‌روند؛ مثل مجموعه «هری پاتر». این موضوع در مورد مقوله عشق هم صدق می‌کند. به عشق هم باید از دریچه انسانی نگاه شود نه از دریچه غریزی. چه اشکالی دارد نویسندگان ما برای نوجوانان از عشق یک دختر و پسر بنویسند؟ چه اشکالی دارد به آن‌ها عشق حقیقی و انسانی را نشان دهند؟ اگر این اتفاق بیفتد،  اگر اجازه خلق این داستان‌ها داده شود کمتر شاهد چنین قتل‌هایی خواهیم بود. ورود به مقوله عشق، چاپ داستان‌های عاشقانه، ورود این کتاب‌ها در کتابخانه‌ها بدون وجود ممیزی، فرصت انتخاب راه درست را به دختران و پسران ما خواهد داد. شناخت که باشد، آگاهی که وجود داشته باشد، انتخاب درست صورت خواهد گرفت.

او در ادامه خاطرنشان کرد: ما این‌همه داستان‌های عاشقانه و زیبا در کشورمان داریم  که هنوز هم گفته و خوانده می‌شود؛ «لیلی و مجنون»، «شیرین و فرهاد» و «وامق و عذرا». مگر این‌ها به فرهنگ ما و به نیاکان ما لطمه زده است؟ خیلی از خط قرمزها به نویسنده اجازه ورود به خیلی از مسائل را نمی‌دهد و این باعث انحراف می‌شود. انحراف از نداشتن شناخت می‌آید، چون دختران و پسران ما شناخت ندارند و چون این مسائل برای‌شان گفته نشده و جزء اسرار مگو است به انحراف کشیده می‌شوند. این انحراف هم منجر به اتفاقات ناگوار می‌شود.

محمدرضا شمس در پایان خاطرنشان کرد: یکی از عوامل مهم فرهنگ‌سازی، هنر است. اگر به هنر اجازه رشد ندهند و دیواری محکم جلو آن بکشند، فرهنگ هم رشد نخواهد کرد. باید در خط قرمزها تجدیدنظر شود.  باید دست نویسنده‌ها برای نوشتن چنین مقوله‌هایی باز باشد. آن وقت بچه‌ها مجبور نخواهند شد در دبیرستان یواشکی و زیر میزی داستان‌های عاشقانه رد و بدل کنند. باید باورهای غلط اجتماعی نقد شود. باید نگاه جامعه بخصوص بخش سنتی به فرهنگ عوض شود. باید پسران و دختران ما نسبت به مقوله ارتباط اجتماعی و عشق شناخت و آگاهی کافی پیدا کنند. وقتی این نگاه تصحیح شود پسران و دختران ما که پدر و مادرهای نسل بعد هستند به یقین به چنین اعمال خشونت‌آمیزی دست نخواهند زد. نگاه پدری که دخترش را به قتل رسانده تصحیح نشده که این اتفاق افتاده است، زیرا او بر این باور بوده که عدم اعمال چنین خشونتی مصداق کامل و بارز بی‌غیرتی است.

انتهای پیام

چرا سارقان دیگر انگشت‌نما نمی‌شوند؟

این منتقد ادبی در گفت‌وگو با ایسنا، درباره سرقت در آثار ادبی و وضعیت رسیدگی به آن اظهار کرد: سرقت ادبی یکی از قدیمی‌ترین بحث‌هایی است که در نقد ادبی مطرح شده است. کتاب‌های «معانی»، «بیان» و «بدیع» که از قدیم به زبان عربی و فارسی وجود داشته، مبحثی را به نام «سرقت ادبی» باز کرده‌اند و این‌که کجا سرقت است و کجا بهره‌گیریِ درست است و در واقع خواسته‌اند فرق این دو را از هم تشخیص بدهند و بگویند که کدام سرقت است و کدام نیست. این مسئله در نقد ادبی جدید در سال‌های اخیر خصوصا در نقد ادبی غربی هم خیلی مطرح شده است. یکی از دلایلش هم رشد بی‌رویه فضای مجازی است که امکان اطلاع‌یابی از منابع مختلف را در دسترس قرار داده و سرقت ادبی را بیشتر کرده است.

او در ادامه گفت: اخیرا با چند نفر از پژوهشگران علوم انسانی در خارج از کشور صحبت می‌کردم، متوجه شدم دانشجویان در برخی از دانشگاه‌ها در پایان مقاله‌هایی که می‌نویسند باید جمله‌ای را بنویسند و امضا کنند که این مقاله یا یادداشت طبق اصول و ضوابط علمی تهیه شده و از منابع مختلف اقتباس یا سرقتی صورت نگرفته است.

عابدی سپس با اشاره به نپیوستن ایران به کپی‌رایت جهانی گفت: ما در ایران دو مشکل داریم؛ یکی این که به کپی‌رایت جهانی متصل نیستیم و همین باعث می‌شود تمام کتاب‌ها و منابعی که در ایران با استفاده از منابع خارجی تهیه می‌شود، به این قانون وابستگی نداشته باشد، همچنین در داخل کشور هم در منابع فارسی ضوابط دقیقی نداریم، این‌که کجا سرقت است و کجا نیست. همین باعث آشفتگی عجیبی در پژوهش و ترجمه می‌شود و در سال‌های اخیر شاهد ترجمه‌های بسیار مکرر از یک اثر بوده‌ایم که احتمالا دو سه عدد از آن‌ها با استفاده از متن اصلی انجام گرفته، ولی بقیه ترجمه‌ها اگر با نگاه به متن اصلی نیست، اما نوعی پخته‌خواری است و مترجم‌ها ترجمه‌های قبلی را مورد نظر قرار داده و از آن‌ها یا کاملا و یا تا حدی استفاده کرده‌اند.

این پژوهشگر سپس درباره سرقت ادبی در آثار تالیفی بیان کرد: در حوزه تالیف این موضوع حادتر شده است. دلیل اصلی این مسئله هم این است که در ۳۰ سال اخیر، مثلا از دهه ۷۰ تا حالا دانشگاه‌ها در رشته‌های علوم انسانی خصوصا در رشته ادبیات فارسی گسترش بیش از حد پیدا کرده‌اند و پایان‌نامه‌های مختلفی درباره یک موضوع واحد نوشته می‌شد و این پایان‌نامه‌ها حرف جدی‌ای نداشتند، بنابراین تلاش می‌کردند از منابع یا آثار قبلی استفاده کنند و بعضی از این پایان‌نامه‌ها هم منتشر شده و می‌بینیم که بسیاری از مطالب هم از هم اقتباس شده، هم در حوزه مقاله و هم در حوزه کتاب، و هیچ‌گونه ملجأ و مرجعی نیست که به آن شکایت و گزارش کنیم.

عابدی همچنین گفت: گاهی هم که این موضوع برملا می‌شود شخصی که از او سرقت صورت گرفته فکر می‌کند اگر هزینه زیادی صرف و این را در دادگاه مطرح کند نمی‌تواند از عهده‌اش بربیاید؛ در واقع نه وقت و نه هزینه‌اش را دارد. همه این‌ها باعث می‌شود مسئله سرقت ادبی به شکل وسیعی در حوزه ترجمه و تالیف در کشور رخ دهد و ذکر نکردن منابع یا سرقت‌های پنهان یا گاه غیرمستقیم صورت گیرد.

او در ادامه با ارائه پیشنهادهایی برای جلوگیری از سرقت ادبی بیان کرد: یکی از پیشنهادهایی که من دارم این است که باید ضوابطی به وسیله پژوهشگران و مترجمان صاحب‌نام و پذیرفته‌شده و ریش‌سفید در این زمینه مدون و تصویب شود و در اختیار همه قرار بگیرد و یک جور انضباط و احترام در حوزه قانونی به وجود بیاید. در این صور ت قدری این مسئله کنترل می‌شود تا اگر کسی حس کند اثری از او به سرقت رفته است بتواند بدون هزینه و وقت زیاد آن را مطرح کند و اگر حق و حقوقی دارد آن را مطرح کند تا اگر درست می‌گوید این را ثابت کند و طوری نباشد که داوران و قاضیان از این موضوع بی‌اطلاع باشند و صرفا بگویند که از مطلب استفاده شده و سپس آن‌ را رها کنند. باید مثل یک سرقت با این موضوع برخورد کرد و حق و حقوق معنوی و مادی در حوزه تالیف و ترجمه محترم شمرده شود و مورد توجه فرهنگ‌مداران، دولت و کسانی که ذی‌نفع هستند قرار بگیرد.

این منتقد ادبی گفت: سرقت ادبی نسبت به گذشته بیشتر شده، چون در قدیم تعداد کسانی که سواد داشتند و مولفان کمتر بوده، بنابراین کسی که ترجمه یا تالیف می‌کرد اگر می‌خواست سرقت کند خیلی زود سرقتش شناخته و انگشت‌نما می‌شد. تعداد باسوادان و مترجمان و مولفان خیلی زیاد نبود، اما در سال‌های اخیر با رشد جمعیت و سواد عمومی، تعداد زیادی سرقت انجام گرفته است.

کامیار عابدی در پایان با یادآوری یک نمونه سرقت ادبی گفت: سه سال پیش کتابی در حوزه شعر معاصر توسط یکی از ناشران دولتی منتشر شد، من آن را خواندم و دیدم ۵۰، ۶۰ صفحه اولش خیلی برایم آشنا است. متوجه شدم به کتابی که دو سال قبل خوانده بودم، شبیه است. دیدم حدود ۵۰ صفحه اول کتاب دومی با اختلاف جزئی عینا همان کتاب اول است. کتاب اول پایان‌نامه دکتری و کتاب دوم پایان‌نامه فوق لیسانس بود و من حدس زدم که کتاب دوم را به کسی سفارش داده بودند و او بخش‌هایی از منابع مختلف را تلفیق کرده است، ۴۰ – ۵۰ صفحه اول که مقدمه بود با ۹۰درصد مشابهت عینا تکرار شده بود. به آن ناشر زنگ زدم و خواستم آن کتاب را جمع کند. ناشر دستپاچه شد، البته خودم را معرفی نکردم.

انتهای پیام

رد پای کرونا بر دیوارهای شهرهای جهان + تصاویر

به گزارش ایسنا،‌ پس از گذشت مدت کوتاهی از گسترش ویروس کرونا در سراسر جهان تصاویر مختلفی از نقاشی‌های دیواری با موضوع این بحران منتشر شد. برخی از این آثار با هدف اطلاع‌رسانی درباره خطرات و راه‌های جلوگیری از گسترش این ویروس و برخی دیگر برای قدردانی از کادر پزشکی که از زمان شیوع ویروس «کرونا» در خط مقدم مبارزه با این ویروس حضور دارند، خلق شده‌اند. 

در شرایطی که بسیاری از مردم ناچار به ماندن در خانه یا حفظ فاصله اجتماعی هستند، برخی از هنرمندان گرافیتی نیز آثاری با موضوع امید و مقاومت خلق کرده‌اند. 

در ادامه منتخبی از تصاویر هنر خیابانی با موضوع ویروس «کرونا» که اخیرا در نقاط مختلف جهان از کشورهای کوچک آفریقایی گرفته تا دیوار بیمارستان‌های کشورهای اروپایی خلق شده است را مشاهده می‌کنید: 

لهستان
اسکاتلند
آلمان
نوار غزه
ایتالیا
ایرلند
انگلستان 
ایتالیا 
سنگال
یونان
کنگو 
ایالات متحده 

انتهای پیام 

از جذابیت بازار آنلاین فیلم "کن" تا تجربه یک فضای عجیب

به گزارش ایسنا، جشنواره‌ها و  بازارهای فیلم از جمله مهم ترین رویدادهایی بودند که در دنیا تحت تاثیر شیوع «کرونا» قرار گرفتند و در فاصله‌ای کوتاه بسیاری از جشنواره‌های مهم یا به تعویق افتاده و تعطیل شده و شماری هم به صورت آن لاین برگزار شدند. در این بین مسئولان جشنواره فیلم کن تلاش زیادی داشتند تا این رویداد مهم را که مهم‌ترین بازار فیلم جهان را نیز در کنار خود دارد، برگزار کنند اما سرانجام آن‌ها هم مغلوب این ویروس شدند و از خیر برگزاری کامل و فیزیکی جشنواره گذشتند.

با این حال دست‌اندکاران این فستیوال تصمیم گرفتند بازار کن را که می‌توان گفت مهم‌ترین رویداد صنعت سینمای جهان در جهت خرید، فروش، عرضه و تولید مشترک و جذب سرمایه است به صورت مجازی برگزار کنند؛ اتفاقی که قطعا برای پخش‌کننده‌های فیلم در سراسر دنیا اتفاقی خاص و نو محسوب می‌شود و از ایران هم تعدادی از پخش‌کنندگان بین‌المللی در این بازار مجازی حضور داشتند و این رویداد را تجربه کردند.

یکی از پخش‌کنندگان ایرانی این بازار محمد اطبایی، مدیر “مستقل‌های ایرانی” از بخش خصوصی بود که در گفت‌وگویی با ایسنا از تجربه خود در این بازار آنلاین و نقاط قوت و ضعف آن گفت.

شوک بزرگ کرونا به صنعت سینما و ناامنی در بازار پخش

او ابتدا به تاثیر کرونا در حوزه کاری خود و مواجهه با یک بازار مجازی اشاره و بیان کرد: داستان همه‌گیری ویروس کرونا و تاثیر آن در کل دنیا و به طور مشخص در صنعت سینما برای هرکدام از کسانی که در حوزه پخش بین‌المللی فیلم کار می‌کنند یک شوک و ضربه بزرگ بود؛ ما پخش کننده‌ها ماه‌ها کار و تلاش و تماس و پیگیری داشته تا فیلمی در جشنواره‌ای پذیرفته و به نمایش در آید و در کنار آن تلاشی مضاعف برای فروش فیلم‌ها به خریدارها و و پس از آن برای تامین اقلام نمایشی برای اکران عمومی این فیلم های ایرانی در کشورهای مختلف داشته‌ایم، اما ناگاه در یک شرایط عجیب و تحمیلی همه چیز از دست می‌رود. تنها در 6 ماه از اسفند تا مرداد بیش از ۶۰ حضور بین‌المللی فیلم‌های خود را در جشنواره‌های خوب از دست دادم و نمایش عمومی فیلم‌های فروخته شده در کشورهای مختلف به تعویق افتاد و یا حتا لغو شد و از همه بدتر فضای روانی منفی به وجود آمده مانع از فروش فیلم‌ها شده و خریداران به شدت احساس ناامنی کرده و در بلا تکلیفی به سر می‌برند.

وی گفت: جشنواره و بازار فیلم کن هم به عنوان یک رویداد شاخص سالانه در تقویم کاری همه ما لغو شده و دست اندرکاران عرضه و فروش، فیلم خود را در یک خلأ کامل حس کردند. البته بسیاری از کشورها به ویژه در اروپا، آمریکای شمالی و جنوبی و استرالیا و شرق آسیا به کمک و حمایت از بخش‌های مختلف هنری و سینمایی کشور خود و از جمله پخش کننده‌ها پرداختند که این موضوع محلی از اعراب در ایران ندارد! اما به هر جهت مسئولان بازار فیلم کن در اولین ارتباط های خود با افرادی که در بازار کن غرفه داشته‌اند، تماس گرفته و آن‌ها را در جریان کم و کیف بازار مجازی قرار داده و حتا امکانات ویژه‌تری را برای ایشان در نظر گرفتند، هر چند از نظر مهم ترین نهاد سینمایی کشور، یعنی بنیاد سینمایی فارابی، امثال بنده و خانم میرشب وجود خارجی نداریم و در خبررسانی‌های خود تنها از شرکت‌ها و افراد ذیل مجموعه خود در بازار نام می‌برند! جالب است که در پاسخ به گله کوچک ما که چرا ما را در خبرهایتان حذف می‌کنید، می‌فرمایند که فلانی خودش کانال اطلاع رسانی در تلگرام دارد و خبر حضور همه را آنجا ذکر کرده و ما تنها خبر حضور افراد حاضر در ذیل سینمای ایران را اطلاع رسانی می کنیم!

مثبت و منفی‌های بازار فیلم کن 

اطبایی ادامه داد:‌ با این حال بعد از آن که مسئولان جشنواره کن درصدد پر کردن این خلأ برآمدند، شاید بسیاری از افراد چندان این موضوع را جدی نگرفتند و شماری هم از ابتدا آن را پس زدند و تصور این بود مگر می‌شود چنین بازاری به شکل مجازی برگزار شود؟ عرضه و بازاریابی هر کالایی مستلزم مهارت‌های ویژه‌ای است که غالبا در دیدارهای رو در رو به نتیجه می‌رسد و این موضوع را در تمام دوره‌های آموزشی بازاریابی هم داریم  و از همیشه از هنر “پیچینگ” در حوزه کاری ما صحبت می‌شود که کار را از تماس‌های مجازی و ایمیلی بسیار متفاوت می‌کند،  چون در همین دیدارهای چهره به چهره به شوخی و جدی می‌گوییم باید از پنج حس خود و حتی حس ششم و آی‌کیو و ای‌کیو استفاده کرد تا  به نتیجه مطلوب رسید به همین دلیل هضم این ماجرا خیلی سخت است که ناگهان در شرایطی قرار بگیرید که از غالب این امکانات محرومید و قرار است تنها در یک فضای مجازی وارد شوید. این حسِ مشترک افراد زیادی بود اما از زمانی که بازار فیلم مجازی کن شروع شد و با افراد بیشتری در تماس بودیم، متوجه شدیم آن‌ها هم همین حس و حال را دارند و اصلا در یکی دو روز اول بازار، کاملا فضای عجیبی وجود داشت.

او با اشاره به اینکه بعد از روز اول، آشنایی با امکانات سامانه بازار مجازی بیش‌تر شد و با اطلاعات قابل توجهی که در این فضای مجازی بود، تماس‌ها و قرارهای خوبی برقرار شد  افزود: جدا از خریدارانی که پیش از این با آن‌ها ارتباط داشته و همکاری کرده بودیم، با خریداران جدیدی هم تماس برقرار کرده و وارد مذاکرات خوبی شدیم. تماس‌های تصویری که به طور معمول در فضای خانه‌های افراد صورت می‌گرفت و گاه در کنار فرزند و کودک خود هم دیدار را برگزار می‌کردند که هم جالب بود و هم فضای صمیمانه‌ای را ایجاد کرده بود. البته ناگفته نماند تعدادی هم به شدت ناخرسند و ناامید از این فضا بودند و آن را اعلام هم می‌کردند. در این بین مسائل و مشکلاتی هم برای همه وجود داشت و برای نمونه باید ذکر کنم که سایت بازار مجازی کن فیلتر شده بود و من با یکی دو نفر از دوستان دیگر هم که صحبت کردم، آنها هم همین مشکل را داشتند و برخی هم می‌گفتند که این مشکل را نداشتند اما گویا اینترنت محله ما سخت‌گیرتر از محلات دیگر تهران است، لذا ناچار به استفاده از امکان “اسمش را نبر” بودیم که همه می‌دانیم اینترنت را کندتر می‌کند. بنابراین اینترنت کندتر شده در کیفیت ارتباطی تاثیر داشت و در غالب موارد تصاویر شطرنجی و صداها با نویز بود. اختلاف ساعت بین کشورهای مختلف هم نکته‌ای بود که موجب گیجی افراد می‌شد و هم دشواری‌هایی ایجاد می‌کرد و به همین دلیل تماس با شماری کشورها در آمریکای شمالی و استرالیا و حتا شرق دور، کمی دشوار بود.

حضور در بازار آنلاین کن یک تجربه جذاب بود

اطبایی گفت: حالا که بازار مجازی فیلم کن تمام شده به صراحت می‌توانم بگویم که این رویداد برای من تجربه جذابی بود، علی رغم همه مشکلاتی که به آن اشاره شد، تاثیر آن به قدری بود که حتی فکر می‌کنم از این پس بخش بیش‌تری از تماس‌های ایمیلی ساده خود را به تماس‌های تصویری با افراد تبدیل کنم چون این تجربه نشان داد تاثیر آن بیشتر است. البته همه ما پیش از این هم تماس‌های تصویری از طریق شماری نرم افزارها داشته‌ایم اما این تجربه تاثیر مثبت آن را بیش‌تر نشان داد. جا دارد که تاکید کنم آماده‌سازی این سامانه و امکانات گسترده آن در چنین زمان کوتاهی کار ساده‌ای نبوده و اطمینان دارم که دیگر جشنواره‌ها و بازارها از این تجربه بازار مجازی کن برای رویدادهای خود استفاده خواهند کرد.

وی افزود:  مسئولان بازار کن هم در تماسی با شرکت کننده‌ها، در حال جمع آوری بازخوردها و نقدها و نظرات مختلف بوده که من هم ضمن اعلام مواردی که در همین جا ذکر کردم، از آن‌ها درخواست کردم این فضا و سامانه بازار مجازی در طول سال هم برقرار باشد تا از این امکان برای گسترش ارتباط ها استفاده شود، هر چند مطمئنم که نگهداری و پشتیبانی این سامانه  هزینه‌هایی برای مسئولان بازار کن دارد. برگزاری این بازار ثابت کرد که باید به زندگی دوزیستی در فضای مجازی و واقعی عادت کنیم و از آن گریزی نیست.

صیانت از فیلم‌ها در بازار کن

او همچنین در پاسخ به اینکه به لحاظ صیانت از فیلم‌ها شرایط بازار فیلم کن چگونه بود؟ توضیح داد: به هرحال کسانی که در این بازار شرکت می‌کردند و آن‌هایی که می‌توانستند فیلمی را تماشا کنند باید یک سابقه‌ای از قبل می‌داشتند تا اصلاً امکان شرکت در بازار را پیدا کنند. همچنین بخش نمایش آنلاین در این بازار کاملا در اختیار پخش‌کننده بود و می‌توانستند اجازه دیدن فیلم  را به هر کسی ندهند. این، یکی از ویژگی‌های بازار آنلاین کن بود که شرایط ایمن‌تری را برای فیلم‌ها فراهم می‌کرد.

آینده مبهم یک شغل

اطبایی در پاسخ به اینکه خودش در این دوره چه تعداد اثر داشته است؟ گفت: امسال بنا به یک تصمیم شخصی در مقایسه با سال‌های قبل با فیلم های کمتری قرارداد بسته و تنها سه فیلم بلند سینمایی را برای عرضه و پخش بین‌المللی انتخاب کرده‌ام که از جمله فیلم  «‌پوست»  ساخته برادران ارک است. به نظرم در فضای فعلی که ما کار می‌کنیم با توجه به تعطیلی جشنواره‌ها و سینماها در کل دنیا و حجم بالایی از فیلم آماده نمایش و عرضه، ترافیک سنگینی از فیلم‌ها وجود دارد و این منجر به یک رقابت خیلی شدید و سخت بین فیلم‌ها و پخش‌کننده‌های آن‌ها شده و ما کار دشوارتری را نسبت به سال‌های قبل داریم. البته کار ما به عنوان پخش‌کننده در ایران هر سال به دلایل مختلف سخت‌تر می‌شد، ولی امسال باز هم سخت‌تر شده چون تعداد فیلم‌ها برای جشنواره‌ها خیلی زیاد است. از آن طرف هدف اصلی هر کدام از ما به عنوان یک پخش‌کننده بین‌المللی فروش فیلم است ولی متاسفانه خریدارها در یک فضای روانی خاصی به سر می‌برند که ممکن است حق داشته باشند چون جرات کمتری برای خرید فیلم دارند. آن‌ها می‌گویند فیلم‌هایی که در اختیار داشتند هنوز اکران نشده، برنامه‌ریزی‌شان تغییر کرده و تا وقتی آنچه را دارند اکران نکنند، کمتر می‌توانند اثری تازه خریداری کنند. ضمن اینکه باید این را هم در نظر بگیرند که اگر فیلمی را خریداری یا حتی اکران کنند، آیا تماشاگر استقبال می‌کند؟ تمام این‌ها بر خرید و فروش فیلم‌ها تاثیر گذاشته و آینده این شغل را در ابهام عجیبی ‌برده است. به نظرم برای پخش‌کننده‌های بین‌المللی، فروش فیلم امسال خیلی سخت‌تر خواهد شد به خصوص برای ایرانی‌ها که شرایط خاص خود را دارند البته فضاهای دیگری مثل vodها وجود دارد، اما خیلی درآمدزا نیستند و متاسفانه هنوز نتوانسته‌اند به درآمدهای حداقلی قابل ‌قبولی برسند.

او در پایان در پاسخ به اینکه آیا تصور می‌کند برای جشنواره‌های خارجی دیگر مثل برلین هم بازار آنلاین برپا شود؟ گفت: فکر  می‌کنم بعد از تجربه جشنواره “کن” خیلی از جشنواره‌هایی که بازار فیزیکال و مهم داشتند از الان به این نسخه از بازار هم فکر می‌کنند، حتی شاید شکل هیبریدی و دوزیستی هم برای آن در نظر بگیرند مثل جشنواره های تورنتو، نیویورک وسان‌دنس  که به هر دو نسخه فیزیکی و آنلاین فکر می‌کند. با این حال فعلا برای چند جشنواره منتظرم تا مشخص شود چه تصمیمی می‌گیرند. جشنواره‌های زوریخ و سن سباستین اعلام کرده‌اند که می‌خواهند بازار داشته باشند و فرصت زیادی هم به برگزاری سن‌ سباستین باقی نمانده است. از سویی در بعضی کشورها مثل کره جنوبی و چین هم گویا موج دوم کرونا در راه است و ممکن است بر رویدادهای این کشورها هم تاثیر تازه‌ای بگذارد.

انتهای پیام

حذف قسمت‌هایی از یک انیمیشن به دلیل نمایش چهره پیامبر اکرم (ص)

به گزارش ایسنا، سایت خبری الجزیره که این خبر را اعلام کرده است، درباره‌ی این انیمیشن و اعتراض‌ها به آن چنین نوشته است:


«south park» از ۲۳ فصل تشکیل شده و تولید آن از سال ۱۹۹۷ آغاز شده است.

این انیمیشن در مجموع ۳۰۷ قسمت دارد که همه قسمت‌هایش به جز پنج قسمت خاص در شبکه «اچ بی او مکس» قابل مشاهده هستند.


شبکه «اچ بی او مکس» و نیز شرکت تولیدکننده «پارک جنوبی» به این دلیل که در این انیمیشن به پخش تصویری از پیامبر اسلام(ص) اقدام کردند، از نمایش این پنج قسمت منع شده‌اند.


انیمیشن «پارک جنوبی» حاوی محتوایی برای بزرگسالان است و جامعه آمریکایی را نقد می‌کند. این کارتون چهار شخصیت اصلی دارد و به سبب محتوای طنز و نقادانه‌اش معروفیت زیادی دارد و سود مالی بسیاری را عاید صاحبانش کرده است.


البته این سریال انیمیشن موجب اختلاف‌هایی میان مسیحیان و مسلمانان و دیگر شهروندان نیز شده؛ به طوری که کشوری مانند چین پخش آن را ممنوع کرده است.


تاثیر این انیمیشن بر جامعه آمریکا به‌گونه‌ای است که در مدارس آمریکایی بسیاری از دانش‌آموزان اقدام به پوشیدن لباس‌هایی شبیه به شخصیت‌های این انیمیشن جنجالی کرده‌اند.

از همان ابتدای پخش پارک جنوبی، اعتراض‌هایی به سبب فحاشی در این انیمیشن و نیز نحوه نامناسب نشان دادن شخصیت‌های مذهبی و تاریخی شکل گرفت و مردم خواستار توقف پخش آن شدند.


الجزیره در ادامه گزارشش آورده است: چالشی که سازندگان این اثر به خاطر نشان دادن تصویر پیامبر اسلام (ص) به تازگی دچارش شدند، مساله جدیدی نیست. در سال ۲۰۰۱، در فصل دهم این انیمیشن هم قسمت‌هایی پخش شده بود که در آن اعتقاد مسلمانان مبنی بر نمایش ندادن چهره پیامبر اکرم (ص) در آثار هنری مورد جسارت قرار می‌گرفت. در همان زمان شرکت تولیدکننده این سریال که می‌ترسید مسلمانان در دیگر نقاط جهان اعتراض کنند، بلافاصله پخش قسمت‌های بعدی را متوقف کرد.


این اتفاق بار دیگر در سال ۲۰۱۰ روی داد که باعث اعتراض‌های مسلمانان در آمریکا شد. همچنین حزب اسلامی مالزی خواستار عذرخواهی سازندگان انیمیشن پارک جنوبی از مسلمانان سراسر جهان شد. این اعتراض‌ها در آن زمان بار دیگر «پارک جنوبی» را به توقف پخش کشاند و دو قسمت دیگر از آن را محروم از پخش کرد.


حالا «اچ بی او مکس» پنج قسمت از سریال «پارک جنوبی» را که موجب برانگیختن احساسات مذهبی میان مردم می‌شد، حذف کرده و با وجود تلاش سازندگان برای اصلاح این قسمت‌ها و حذف تصویر پیامبر اسلام (ص)، این شبکه تصمیم به حذف کامل این قسمت‌ها گرفته است.


به نظر می‌آید «اچ بی او مکس» سعی دارد از هرگونه جنجال مذهبی و نژادی دوری کرده و بی‌طرفانه رفتار کند. زیرا این شبکه چندی پیش در پی اعتراضات ضد نژادپرستانه در آمریکا فیلم  معروف  سینمای کلاسیک هالیوود یعنی «بر باد رفته» را حذف کرده بود.


این فیلم در سال ۱۹۳۹ تولید شد. «برباد رفته» که محتوایی نژادپرستانه دارد، مدتی پس از حذف شدن از شبکه «اچ بی او مکس» بار دیگر به همراه ویدیویی که درباره آن توضیحاتی ارائه شده بود، در دسترس کاربران قرار گرفت. «اچ بی او مکس»  گفته بود که خشونت‌های  برده‌داری را نمی‌پذیرد و این فیلم محصول زمان خودش بوده که تعصبات نژادی و قومی را به تصویر کشیده که هم در آن زمان و هم در این زمان اشتباه است.


انتهای پیام

دست نویسنده‌ها بسته است

این داستان‌نویس که به تازگی با رمان «پیاده» در سومین دوره جایزه «احمد محمود» شایسته تقدیر شده است در گفت‌وگو با ایسنا، در پی اتفاقی که برای «رومینا، دختر ۱۴ساله تالشی» رخ داده است و کشته شدن او به دست پدرش و اتفاق مشابهی که برای «ریحانه، دختر ۲۲ساله کرمانی» افتاده، درباره پرداختن به موضوع خشونت علیه زنان و نقش ادبیات در جلوگیری از خشونت‌های خانگی اظهار کرد: حقیقت این است که ادبیات نمی‌تواند آن‌طور که ما فکر می‌کنیم مناسبات را به‌هم بزند. این مناسبات، مناسبات بسیار بسیار دیرپایی هستند. یا ارزش‌هایی که شکل گرفته ارزش‌های بسیار قدیمی‌ای هستند. ادبیات فقط می‌تواند آن‌ها را  به مردم نشان بدهد و از این جهت می‌تواند آگاهی‌بخش باشد.

 او افزود: رمان «پیاده» من عینا داستان این موضوعات است؛ داستان ناموس‌کُشی، برادری که خواهر خود را می‌کشد. این  مسئله همه‌جا هست، تنها کاری که نویسنده می‌تواند انجام دهد این است که این موضوعات و مسائل را مطرح کند و جلو چشم بیاورد و در ویترین بگذارد و البته آقایان اجازه بدهند که این‌ها دیده شود، یعنی انکار  نکنند. سپس مسئولان برنامه‌ریزی کنند تا این‌ها را از ریشه برکنند؛ قوانین دقیقی وضع کنند تا مقصران دوباره دست به چنین کارهایی نزنند. بخش دیگر هم  آموزش درازمدت است زیرا این‌ها مناسبات هزارساله‌اند.

سلیمانی خاطرنشان کرد: باید نگرش‌مان را نسبت به زنان و دختران عوض کنیم و آن‌ها را به عنوان جنس برابر با مرد به رسمیت بشناسیم و حقوق برابر برای آن‌ها قائل باشیم، فکر می‌کنم در این صورت کلی از مشکلات‌مان حل شود. ادبیات کارش این است که این مناسبات را به مثابه ناهنجاری و ارزش‌های پوسیده پذیرفته‌شده در مقابل دیدگان مخاطب قرار دهد.

این نویسنده درباره موانع و مشکلات نویسنده‌ها برای بیان مسائلی چون «قتل‌های ناموسی» هم اظهار کرد: دست نویسنده‌ها بسته است، زیرا مسئولان هرگونه ناهنجاری را انکار می‌کنند. خودشان نمی‌بینند و فکر می‌کنند دیگران هم نمی‌بینند، به همین دلیل اجازه بیان این مسائل را نمی‌دهند؛ یک اتوپیا ساخته‌اند و به مجرد این‌که کسی سیاهی‌ها و ناهنجاری‌ها را نشان بدهد می‌گویند شما  سیاه‌نمایی و مردم را ناامید می‌کنید، یا به بهانه اروتیک بودن جلو کارها را می‌گیرند. عملا ارشاد این بخش‌ها را از ادبیات ما حذف کرده‌ است.  مسئله بر سر این است که نه تنها نمی‌گذارند در ادبیات این چیزها نشان داده شود بلکه نمی‌گذارند نهادهای آموزشی هم به این‌ها بپردازند؛ در واقع داس و تبر را برخی مسئولان و مردم با عملکرد و تفکرات‌شان دست پدرها و برادرها می‌دهند تا دختران خود را بکشند، زیرا به آن‌ها مصونیت قانونی و اخلاقی می‌دهند. خب چه کاری از دست ادبیات برمی‌آید وقتی جلویش گرفته می‌شود؟ نهادهای آموزشی چه کاری از دست‌شان برمی‌آید زمانی که به آن‌ها اجازه نمی‌دهند به بچه‌ها آموزش بدهند؟ همه بچه‌ها آدمند و غرایز دارند، این‌ها در نهایت باید ازدواج کنند و دوستانی پیدا کنند، پس بهتر است به این بچه‌ها آموزش داده شود تا قربانی نشوند.

 انتهای پیام

چهره‌هایی که تبلیغ ماست و دوغ را به تئاتر ترجیح می‌دهند

مهیار جوادی‌ها که از جمعه ۶ تیر اجرای نمایش خود را در تالار مولوی از سر گرفته است، در گفتگو با ایسنا از تلاش برای بقای تئاتر در دوران کرونایی، کم توجهی اداره کل هنرهای نمایشی به گروه‌هایی که متضرر شده‌اند، ژست روشنفکرانه برخی از تئاتری‌ها برای اجرا نکردن تئاتر و  چهره‌هایی که تبلیغ ماست و دوغ را به تبلیغ تئاتر ترجیح می‌دهند، سخن گفت. 

این کارگردان جوان در آغاز از این نکته سخن گفت که برخی از افراد به زندگی عادی خود بازگشته‌اند و همه برنامه‌های خود را دارند ولی از تئاتر رفتن می‌ترسند.

او خطاب به این افراد گفت: خطر ابتلا به ویروس کرونا در تئاتر هم به اندازه رستوران وجود دارد بنابراین اگر از تئاتر می‌ترسیم، از رستوران هم باید به همان اندازه بترسیم.

جوادی‌ها در عین حال تاکید کرد: کاملا درک می کنم برخی از افراد ممکن است به رعایت پروتکل‌های بهداشتی در سالن‌های تئاتر اعتماد نکنند و دچار اضطراب شوند. شخصا به این افراد پیشنهاد می‌کنم به تماشای تئاتر نیایند چون درست نیست که اضطراب‌شان زیادتر شود ولی روی صحبت من با کسانی است که کاملا به زندگی عادی خود بازگشته‌اند و در این میان فقط حضور در سالن تئاتر را پر خطر می‌دانند! ولی مگر سالن تئاتر از مترو، رستوران یا کافه پرخطرتر است؟!

جوادی‌ها در ادامه از یکسری از هنرمندان تئاتر هم گلایه کرد و توضیح داد: برخی از دوستان تئاتری هم پز روشنفکری و اپوزیسیون دارند. هرچند همه ما از شرایط اجتماعی خود ناراضی هستیم ولی شایسته نیست تئاتر را وسیله انتقادات خود کنیم. متاسفانه برخی از هنرمندان ژست اپوزیسیون می‌گیرند و در این میان، تئاتر  را بهانه می‌کنند. آنان به روال عادی زندگی خود بازگشته‌اند. ممکن است به رستوران و مهمانی بروند ولی اجرای تئاتر را خطرساز می‌دانند.

این کارگردان جوان تئاتر خاطرنشان کرد: منظورم کسانی نیستند که به دلیل شرایط اقتصادی، از ادامه اجرای نمایش‌هایشان چشم‌پوشی کرده‌اند. کاملا آنان را درک می‌کنم. خود من هم اگر به جای تالار مولوی قرار بود در یک سالن خصوصی با اجاره بالا اجرا بروم، حتما دچار تردید می‌شدم و حساب و کتاب زیادی می‌کردم. هرچند همین الان هم خیلی در مضیقه هستم ولی مشکل من با کسانی است که هیچ کاری نمی‌کنند و فقط پز روشفکری می‌دهند و با همه چیز هم مخالفند.

او  سپس با ابراز تاسف از اینکه اداره کل هنرهای نمایشی هم تاکنون هیچ حمایتی از تئاتری‌ها انجام نداده، افزود: این اداره هیچ برنامه‌ای ندارد. در صورتی که در این شرایط عجیب کرونایی، واقعا به حمایت آن نیاز داریم. بخشی از این اداره که مسئول تصویب بودجه‌ است، ماهی یک بار جلسه دارد که هیچ تضمینی هم برای تشکیل جلسه آن وجود ندارد. 

جوادی‌ها یادآوری کرد: آقای اتابک نادری از طرف اداره کل هنرهای نمایشی، لیست تمام نمایش‌هایی را که به دلیل کرونا اجرایشان متوقف شده و متضرر شده بودند تهیه کرد ولی هیچ اتفاقی برای ما نیفتاده است. وضعیت ما شبیه کسانی است که داریم در دریا غرق می‌شویم و  نجات غریق‌ها می‌گویند بعدا شما را نجات می‌دهیم! 

او همچنین درباره حمایت سلبریتی‌ها از تئاتر و کمک به تبلیغ نمایش‌های روی صحنه نیز توضیح داد: یکی از رویاهای تئاتری‌ها این است که چهره‌ها برای نمایش‌های آنان تبلیغ کنند اما متاسفانه برخی از چهره‌ها گویی کسر شاءن خود می‌دانند که برای خانه خود تبلیغ کنند درحالیکه با تبلیغ ماست و دوغ مشکلی ندارند. 

این کارگردان با تاکید بر اینکه سخنش خیلی کلی است ، افزود: از سال‌ها پیش که دستیار حمید پورآذری بودم، این ایده وجود داشت و در این سال‌ها کسانی مانند نوید محمدزاده از تئاتر حمایت کرده‌اند اما حمایت چهره‌ها هم گویی محدوده خاصی دارد و انگار آنان چند کارت محدود دارند که فقط برای یکسری نمایش انگشت‌شمار آنها را به کار می‌گیرند و در این زمینه خساست می‌کنند. البته نمی‌گویم برای هر نمایشی تبلیغ کنند. موقعیت آنان را هم درک می‌کنم ولی این دینی است که هر هنرمند شناخته شده‌ای که پیشینه تئاتری دارد، نسبت به خانه خودش باید احساس کند.

او در پاسخ به این پرسش که در این شرایط پیچیده چگونه برای از سرگیری اجرای خود به قطعیت رسیده است، توضیح داد: دو نکته وجود دارد؛ یکی مسئولیت اجتماعی همه ما برای جلوگیری از گسترش ویروس کرونا و دیگری رسالتی که ما برای ادامه تئاتر داریم که در این وضعیت بغرنج بتواند به زیست خود ادامه بدهد و حذف نشود.

جوادی‌ها یادآوری کرد: هنر تئاتر در طول تاریخ در سخت‌ترین مقاطع هم توانسته به زندگی خود ادامه بدهد؛ در جنگ و قحطی و بیماری به هر حال در هر گوشه‌ای توانسته به حیات خود تداوم ببخشد. در مقطع دشوار فعلی هم وظیفه ماست که آن را زنده نگه داریم. هرچند ممکن است این حرف، خیلی شعاری به نظر برسد.

او اضافه کرد: در حال حاضر رعایت پروتکل‌های بهداشتی به آداب و رسوم زندگی جدید ما تبدیل شده است. در همین زمینه خود سالن‌های تئاتر هم تلاش می‌کنند با مواد ضد عفونی کننده، ماسک و تب‌سنج و … اعتماد مخاطبان را جلب و خاطر تماشاگران را آسوده کنند.

جوادی‌ها اضافه کرد: از سوی دیگر من هم به عنوان سرپرست یک گروه نمایشی که در قبال آنان مسئولیت دارم، وقتی می‌دانم گروهم یک سال تمام برای آماده‌سازی این نمایش تلاش کرده‌اند، به خودم اجازه نمی‌دهم به تنهایی درباره ادامه اجرا یا تعطیلی آن تصمیم بگیرم. بنابراین این ریسک را به جان خریدم که ممکن است تماشاگر نداشته باشیم ولی اجازه بدهیم زندگی تئاتر و همین طور بقای گروه‌مان ادامه پیدا کند. 

نمایش « …و همیشه پاییز» نوشته و کارگردانی مهیار جوادی‌ها بهمن سال گذشته در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی روی صحنه رفت که بعد از ۹ شب اجرا به دلیل شیوع بیماری کرونا و با تعطیلی مراکز فرهنگی و هنری از ادامه اجراهای خود بازماند. این نمایش بعد از ۴ ماه تعطیلی، از ـ ۶ تیر ماه ـ اجرای خود را از سر گرفته است راس ساعت ۱۸ و به مدت یک ساعت روی صحنه می‌رود.
در خلاصه این نمایش آمده:بیست و پنج نوامبر ۲۰۱۹ خواب می‌بینم، دارم خواب می‌بینم که جلوی لپ تاپمم، سر کلاس نشستم. همه حرف می‌زنن و من نمی‌فهمم. کلمات رو میشناسم اما وقتی کنار هم می‌شینن، نمی‌تونم یه جمله کامل از توش دربیارم…
عوامل اجرایی این نمایش عبارتند از:بازیگران: آبان حسین آبادی، یکتا طبیبی، دراماتورژ: حسین توازنی زاده، مجری طرح: محمد محقق منتظری، طراحان صحنه: مهیار جوادی‌ها، رضا هادی‌نژاد، طراح گرافیک: گلناز گلچین، ویدئو آرت و تیزر: سینا همای ، طراح نور و اجرای دکور: سجاد هاشمی ، طراح صدا: سیاوش بیگی، طراح لباس: زهرا میرآقایی ، عکاس: مرتضی رستمی، مهیا کشاورز، آهنگساز: محمد جواد توازنی‌زاده ، روابط عمومی: مرضیه کریمی. 
بلیت این نمایش با تخفیف ۴0 درصد برای عموم ویژه ۳ روز نخست و تخفیف ۶0 درصد برای تمام دانشجویان در سایت تیوال قابل تهیه است.

انتهای پیام

تصویر سال را به خانه آخر رساندند

به گزارش ایسنا، اختتامیه هفدهمین جشن تصویر سال همانند پنج دوره گذشته با اجرای حبیب رضایی آغاز شد و صحبت‌های او که مضمونی از تلخی روزگار کرونا و وضعیت هنر در این ایام داشت، در بخشی با یاد عباس کیارستمی همراه بود. اجرای موسیقی سامان احتشامی با همراهی سایه و صدا سدیفی، مهدی مختاری و هژیر مهرآوران بخش دیگری از این مراسم بود که مدعوی نداشت.

«چهل سال تهران» عنوان بخش ویژه هفدهمین جشن تصویرسال است که قرار بود با حمایت سازمان زیباسازی شهرداری تهران ۱۵ اسفندماه ۱۳۹۸ همزمان با افتتاح خانه اتحادیه برگزار شود که متاسفانه با شیوع ویروس کرونا رونمایی از آثار برگزیده عکس، پوستر، کاریکاتور و کارتون‌های مطبوعاتی به تاخیر افتاد. ولی طبق برنامه‌ریزی قبلی، پنجاه فیلم منتخب مستند ۴۰ سال گذشته تهران به‌ همراه ۲۶ فیلم بخش مسابقه از ۸ تا ۲۳ تیرماه ۱۳۹۹ در سالن شهناز خانه هنرمندان ایران به نمایش گذاشته می‌شود.
اعلام نتایج و اهدای جوایز این بخش هم با وجود انجام داوری بخش‌های چهارگانه در روز افتتاح نمایشگاه خواهد بود.

هفدهمین جشن تصویر سال به دبیری سیف‌الله صمدیان در این شب اسامی برندگان هر بخش را به شرح زیر اعلام کرد:

بخش مسابقه جایزه جوانان زیر ۲۵ سال (جایزه محسن رسول‌اف)
برندگان بخش عکاسی خبری
تندیس:
مصطفی رودکی
دیپلم افتخار:
سیدمحمد سعید سجادی و حسین یاراحمدی

تقدیر:
امین آهویی

برندگان بخش نگاهی دیگر (خلاقه)

تندیس:
علی شهسواری

دیپلم افتخار:

علی ملکی و مهرداد فتحی

تقدیر:

علی نصراللهیان و جواد رضایی

عکس‌های بخش مستند اجتماعی

دیپلم افتخار:
بهرام بیات و مریم دشتی
تقدیر:

ناصر جعفری

عکس‌های بخش هنر و هنرمندان

بنا بر آرای داوران این بخش برگزیده‌ای نداشت.

عکس‌های بخش ورزشی

تندیس:

مجید خواهی

دیپلم افتخار:

امین آهویی و حمید وکیلی

تقدیر:

محمدعلی قاسمی

عکاس سال (جایزه عکاس سال وحید ابد)

عابد جلیل‌پوران

بخش کاریکاتور

تندیس:

محمد راعی

دیپلم افتخار:

حسین آقا محمدی و سوگند صیدجو

تقدیر:

ریحانه آبرویی و محمدرضا ایزدی

بخش گرافیک (پوستر)

تندیس:

پارسا دیبازر

دیپلم افتخار:

فائزه شمیمی  ومریم برادران

تقدیر:

هومن مرادی و حامد بقال‌بهتاش

فیلم‌های بالای ۱۵ دقیقه

تندیس:

سونا/ کارگردان: مریم مهدیه

دیپلم افتخار افتخار:

شیپور/ کارگردان: محمدرضا سیف، ابوذرمرجانی

من خواب‌های مادرم را می‌بینم/ کارگردان: حجت غلامی

تقدیر:

شوفر/ کارگردان: رضا نجاتی

فیلم‌های زیر ۱۵ دقیقه

تندیس:

ناهید/ کارگردان: صمد علیزاده

دیپلم افتخار افتخار:

تله/ کارگردان: شیرین اخلاصی

واحد شش/ کارگردان: علی افشاری

تقدیر:

او که اهلی نشد/ کارگردان: صالح کاشفی

رسوخ/ کارگردان: علی ملکی

پاس/ کارگردان: الیکا عبدالهی

بهترین تصویر

تله/ تصویربردار: رسول همتی/ کارگردان: شیرین اخلاصی

جایزه ویژه هیات داوران:

اینجا به تمام آزادی ام فکر می‌کنم/ کارگردان: محمد حسنی

برگزیدگان بخش مسابقه عکس «ایران ما»

محمد ابراهیمی، مجتبی اسماعیل‌زاده، سیدمحمدصادق حسینی، حامد خلیلی، مجید حجتی، عارف زیودار، شهریار دبیری، امیر عنایتی، مریم کرمی و محمدرضا معصومی

برگزیدگان بخش عکس موبایلی

فواد اشتری، علی خارا، هادی دهقان‌پور، ژوان رضایی، محمدصالح شریفی، سیدجمال مرتضوی امیری، نغمه مقصودلو، مینا نوعی‌نوشهر، میثم همرنگ و مهسا همتی

پروژه‌های تصویری

کره شمالی از نگاه یک عکاس ایرانی؛ مجتبی دعایی

دریاچه ارومیه، دیروز و امروز؛ جواد پورصمد

از نگاه یک خلبان؛ امیرحسن غروی

پاریس از نگاه یک عکاس ایرانی؛ زهره خالقی

پدرانه؛ مونا علیخواه

عکاسی مینی‌مال از ایران تا هلند؛ نیلوفر شریفی

به گزارش ایسنا، در این مراسم از پروژه‌های تصویری هفدهمین جشن تصویر سال با اهدای تندیس و لوح سپاس قدردانی شد.
طبق اعلام دبیرخانه تصویر سال، منتخبان یا نماینده آنها در همه‌ی بخش‌ها می‌توانند روز یکشنبه تا چهارشنبه (هشتم تا یازدهم تیرماه جاری)  ساعت ۱۰ تا ۱۸ با همراه داشتن کارت ملی به دبیرخانه تصویر سال واقع در خیابان مفتح جنوبی، خیابان اردلان، شماره ۲۴ مراجعه و جوایز خود را دریافت کنند. نماینده‌ی برنده لازم است توسط برنده به آدرس tassvirsal@gmail معرفی شده باشد.

انتهای پیام

فروختن ماشین برای خرید مواد ضد عفونی‌کننده /اجرای تئاتر به چه قیمتی؟!

تنها چند روز بعد از اعلام بازگشایی سالن‌های تئاتر و سینما و کنسرت‌های موسیقی، خبر رسید که آمار مبتلایان به کرونا بالا رفته است تا برای هزارمین بار این پرسش در ذهن تئاتری‌ها بچرخد که اجرا در این شرایط چقدر منطقی و معقول است. 

به گزارش ایسنا، در تعطیلی چهار ماهه تئاتر، پرسش‌های بسیاری درباره آینده این هنر و هنرمندان آن در ذهن جامعه تئاتری تکرار شده و احتمالا تا به امروز به یک نشخوار ذهنی تبدیل شده است. 
در این وضعیت بلبشو، خبر بازگشایی سالن‌ها نه تنها نتوانسته بارقه‌ای از امید در روح و جان خسته این جماعت بدمد، بلکه خود به معمایی تبدیل شده است چراکه هیچ ضمانت قطعی و محکمی برای حضور تماشاگر وجود ندارد.
از همان زمانی که سالن‌های تئاتر تعطیل شد، هم گروه‌های نمایشی و هم مدیران سالن‌ها خوب می‌دانستند بازگرداندن اعتماد دوباره به مخاطبان، کار دشواری است و بارها در گفتگوهای مطبوعاتی بر این نکته تاکید کردند.  

آنان بارها تذکر دادند که با رعایت پروتکل‌های بهداشتی شاید بتوان بخشی از مخاطبان را به تئاتر جذب کرد. چراکه تئاتر هنوز در سبد مصرف خانوار قرار نگرفته و طبیعتا اگر کسی ده سال هم تئاتر نبیند، نمی‌میرد. اگر چنین شخصی مخاطب پیگیر تئاتر باشد، حتما دلتنگ خواهد شد اما در وضعیتی که به گفته مسئولان وزارت بهداشت آمار مبتلایان به کرونا رو به افزایش است، همین مخاطبِ پیگیرِ دلتنگ هم برای حضور در سالن تئاتر، نیازمند انگیزه‌های بالا و البته این اطمینان خاطر است که بعد از بازگشت از سالن، ویروسی برای خانواده خود به ارمغان نمی‌برد. 

با این همه و با وجود همه تردیدها و نگرانی‌هایی که گریبان همه جامعه تئاتری را گرفته است، چند گروه نمایشی بهتر دیدند بر این تردید چیره شوند و بخت خود را بیازمایند.
تعدادی از این گروه‌ها در مرکز تئاتر مولوی روی صحنه می‌روند و برخی هم در دو مجموعه خصوصی. تا لحظه نگارش این گزارش، تنها اجرایی که درمجموعه تئاتر شهر قطعی شده است، نمایش «یه گاز کوچولو» به کارگردانی فقیهه سلطانی است که قرار است از دهم تیر ماه اجرای خود را در تالار سایه از سر بگیرد. تماشاخانه سنگلج هم میزبان یک گروه نمایشی است.
خانه نمایش مهرگان و تئاتر مستقل تنها سالن‌های خصوصی هستند که در حال حاضر کار خود را آغاز کرده‌اند. ظاهرا و بر اساس خبرهای رسیده، تئاتر شهرزاد هم تا چند روز آینده میزبان نمایش «کافه پولشری» کار الهام پاوه‌نژاد خواهد بود که پیش از این چندین نوبت اجرا در سالن‌های مختلف و از جمله در خود «شهرزاد» داشته و حالا هم به دعوت این تماشاخانه، بار دیگر بازتولید می‌شود.
اما اگر از خیابان فلسطین جنوبی گذر کنید، با در بسته تئاتر «هامون» رو به رو خواهید شد. با قفلی که بر در این تئاتر زده شده، به نظر می‌رسد فعلا این سالن بنای بازگشایی ندارد.  
هرچند هنوز نمی‌توان اطمینان داشت که بازگشایی تئاتر از نظر بهداشتی و سلامت افراد، اتفاق درستی است ولی می‌توان با رعایت موارد بهداشتی، این ریسک را پایین آورد و اینجاست که بار دیگر صدای اعتراض مدیران سالن‌های خصوصی را می‌شنویم؛ بدقولی مدیران تئاتری در تامین مواد ضد عفونی‌کننده.
مدیران تماشاخانه‌های خصوصی در دوران کرونایی بارها با مسئولان اداره کل هنرهای نمایشی دیدار کردند و هر بار امید بستند که شاید کمکی ناچیز، دست‌شان را بگیرد ولی هنوز از این کمک‌ها خبری نشده است. آنان بتدریج توقع خود را تغییر دادند و به وعده اداره کل هنرهای نمایشی برای تامین مواد ضد عفونی کننده دل خوش کردند ولی ظاهرا این هم دلخوشی بی‌فرجامی بوده است.
در همین زمینه مدیران دو سالن خصوصی نکاتی را با ایسنا در میان گذاشتند. 
شاهین چگینی رییس انجمن صنفی تماشاخانه‌های تهران و مدیر تماشاخانه مشایخی درباره آغاز به کار تئاتر مستقل و خانه نمایش مهرگان می‌گوید: ظاهرا این دوستان پیش‌بینی می‌کنند که تماشاگر می‌آید و شرایط بهتر از آن چیزی است که تصور می‌کردند و از این جهت کمی جای امیدواری وجود دارد.
او که تصمیم دارد فعالیت تماشاخانه خود را از 12 تیر ماه آغاز کند اضافه می‌کند: مشکلات سر جای خودش باقی است و دیگر درمانده شده‌ایم. 
چگینی از یک مورد عجیب دیگر هم سخن می‌گوید؛« گفته بودند مواد ضد عفونی کننده و بهداشتی را در اختیارمان قرار می‌دهند چون ضد عفونی کردن روزانه این همه صندلی نیازمند حجم بالایی از مواد ضد عفونی کننده است که تهیه آن از توان یک مجموعه خصوصی تئاتری خارج است. به طوری که حجم بالایی از این مواد فقط صرف ضد عفونی کردن صندلی‌ها و سطوح می‌شود. حالا دیگر دستکش و ماسک و تب سنج و … برای تماشاگران بماند.»
او اضافه می‌کند: علاوه بر اینکه هزینه بسیار بالایی دارد، پیدا کردن این مواد در حجم بسیاری بالایی که ما نیاز داریم، برای تماشاخانه‌ها دشوار است و اگر قرار باشد، دولت هیچ اقدامی نکند، یک بدهکاری دیگر به مجموعه بدهی‌های‌مان اضافه می‌شود. چون به هر حال بحث امنیت و سلامت مخاطب و گروه‌های نمایشی در بین است.

چگینی با ابراز تاسف از اینکه تمام وعده‌های دولت برای تهیه این مواد در حد حرف باقی مانده، می‌افزاید: الان به دلیل بازگشایی تئاتر و سینما، این وعده‌های انجام نشده آسیب‌زننده است چراکه دوباره شاهد بالا رفتن آمار مبتلایان به کرونا هستیم و این گونه بازگشایی هم می‌تواند آسیب جبران‌ناپذیری به بار بیاورد.

او که امیدوار است این مشکل خیلی زود حل بشود، یادآوری می‌کند: آقای آشنا مدیر اداره کل هنرهای نمایشی قول داده بودند مواد مورد نیاز ما را برای دو سه ماه اول بازگشایی تئاتر، تامین کنند. به همین دلیل ما به طور مستقیم از ستاد ملی مبارزه با کرونا پیگیری نکردیم.

این سالن‌دار می‌گوید: خیلی زودتر از اینها نامه نگاری‌ها انجام و میزان مصرف سالن‌ها محاسبه و اعلام شد ولی تاکنون که هیچ اتفاقی نیفتاده است در حالیکه این مواد باید دست‌کم یک هفته زودتر از زمان بازگشایی سالن‌ها به ما می‌رسید تا تقسیم‌بندی کنیم و همه با آرامش کارشان را آغاز کنند. این موضوع اصلا شوخی‌بردار نیست البته خودمان حواس‌مان هست ولی تا کجا می‌توانیم همه مشکلات را به تنهایی حل کنیم. به نظرم باید بعد از این ماشین‌هایمان را بفروشیم و مواد ضدعفونی‌کننده تهیه کنیم. 

داود نامور مدیر تماشاخانه نوفل لوشاتو نیز که از اوضاع و احوال این روزهای تئاتر دل خوشی ندارد، می‌گوید: وضعیت خوبی برای اجرای تئاتر نیست و متقاضیان خوبی هم نیستند. 

او این پرسش اساسی را هم مطرح می‌کند که اجرا به چه قیمتی؟! برای کدام تماشاگر؟!  همین شرایط آنان را بر آن داشته تا فعلا هیچ تدارکی برای اجرای نمایش نداشته باشند.
نامور اضافه می‌کند: فعلا هیچ برنامه‌ای نداریم ولی اگر احساس کنیم تماشاگر می‌آید، ممکن است از پایان این ماه، برنامه‌هایی داشته باشیم.
او معتقد است که وقتی دولت اعلام بازگشایی می‌کند، اول باید شرایط را مهیا کند ولی وقتی هنوز نتوانسته مواد ضدعفونی کننده را در اختیار مجموعه‌های تئاتری بگذارد و تجهیزات لازم را برای حضور تماشاگران فراهم آورد، مخاطب چگونه باید اعتماد کند و با آرامش خاطر به تماشای تئاتر بیاید. 
این سالن‌دار نتیجه گیری می کند اول باید تجهیزات لازم را برای ضدعفونی کردن سالن و موارد بهداشتی ایجاد کرد تا تماشاگر بتدریج اعتماد کند و به تئاتر بیاید. در غیر این صورت هیچ اتفاقی نمی‌افتد.
انتهای پیام