تدوین راهنمای مقابله با کرونا ویروس در محیط‌های موزه‌ای

به گزارش ایسنا، رضا رحمانی – رییس پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی- فرهنگی – با اعلام این خبر گفت: همزمان با شیوع ویروس کرونا در نقاط مختلف جهان، تبعات اجتماعی و اقتصادی ناشی از این ویروس همه‌ی کشورهای جهان را دربرگرفته و منجر به رکود چرخه کسب و کار در بخش‌های مختلف از جمله بخش‌های خدماتی، صنعتی و گردشگری شده است.

وی با تاکید بر این‌که در شرایط قرنطینه و تعطیلی موزه‌ها،دغدغه‌های زیادی برای موزه‌داران در خصوص نحوه مقابله با بیماری همه‌گیر در ابعاد مختلف در محیط‌های موزه‌ای از جمله سلامت کارکنان،حفاظت از آثار تاریخی مجموعه (در مخزن یا نمایشگاه) در مقابل عوامل آسیب‌رسان مختلف و همچنین سیاست‌های پاکسازی و ضدعفونی در محیط‌هایی که آثار در آنها نگهداری می‌شود، وجود دارد، افزود: به همین دلیل پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی- فرهنگی دستورالعملی برای مقابله با ویروس کرونا در شرایط کنونی برای موزه‌داران تدوین کند.

او هدف از این دستورالعمل را  ارائه توصیه‌هایی دانست که می‌تواند برای موزه‌های کوچک و بزرگ و مجموعه‌های تاریخی کارساز باشد.

رحمانی با اشاره به وجود بخش‌های اداری در موزه‌ها و مراکز تاریخی- فرهنگی علاوه بر بخش نمایشگاهی، اضافه کرد: بحث بهداشت در محیط‌های اداری که برگرفته از پروتکل‌های ارائه شده توسط معاونت بهداشت، مرکز سلامت محیط و کار و سازمان جهانی بهداشت است، نیز تهیه شده است. این دستورالعمل بر اساس آخرین توصیه‌های سازمان جهانی بهداشت، معاونت بهداشت، ایکوم و انجمن موزه‌داران آمریکا تهیه و تدوین شده است.

وی با اشاره به تهیه‌ی پروتکل یاد شده توسط کارشناسان پژوهشکده  حفاظت از آثار تاریخی –فرهنگی، ادامه داد: دستورالعمل‌های مقابله با کووید ۱۹ به صورت مستمر بر اساس یافته‌های جدید به روز می‌شوند، بنابراین همیشه باید به روزترین دستورالعمل‌های ارائه شده توسط سازمان جهانی بهداشت، وزارت بهداشت و غیره مورد توجه قرار گیرند.

به گفته‌ی رییس پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی –فرهنگی این دستورالعمل در محیط‌های موزه‌ای، اماکن و مجموعه‌های تاریخی، گالری‌ها و کتابخانه‌ها قابل استفاده است.

رحمانی تاکید کرد: دامنه کاربرد،کورونا ویروس، مواد گندزدا، بهداشت در محیط اداری موزه، توصیه‌های خودمراقبتی کارکنان، رعایت بهداشت در محیط کار، اعمال سیاست‌هایی برای فاصله‌گذاری اجتماعی در محیط کار، اعمال سیاست‌هایی برای شناسایی و غربالگری افراد بیمار، پاکسازی و گندزدایی مخازن و بخش‌های نمایشگاهی در موزه‌ها و بخشی از عناوین مطرح شده در راهنمای مقابله با کورونا ویروس (COVID-۱۹) در محیط‌های موزه‌ای است.

به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، «راهنمای مقابله با کورونا ویروس (COVID-۱۹) در محیط های موزه ای» در لینک (سایت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری بخش اطلاعیه) قابل مشاهده است .

انتهای پیام

کشف یک سکه تاریخی در بندر سیراف

مهدی آذریان با اعلام این خبر افزود: این سکه تاریخی مربوط به سال ۱۸۳۵ میلادی و قرن ۱۹ بوده که همزمان با ساماندهی و راه‌اندازی بانک سفال در خانه تاریخی وایت هوس کشف و ضبط شده است.


وی ادامه داد: از شواهد معلوم این سکه تاریخی مربوط به هیئت پژوهشی به سرپرستی پروفسور وایت هوس محقق انگلیسی بوده که به مدت ۷ سال، از سال ۱۹۶۶ تا سال ۱۹۷۳ میلادی در بندر سیراف مشغول کاوش‌های باستان‌شناسی بوده اند و در این خانه تاریخی (دفتر کنونی پایگاه ملّی میراث فرهنگی سیراف) سکونت داشته اند.


سرپرست پایگاه ملی میراث فرهنگی سیراف اضافه کرد: این هیئت ایرانی-انگلیسی کاوش های گسترده ای را در سیراف انجام داده اند و در قبال این کاوش ها مبالغی را از دولت انگلیس دریافت می کردند. شواهد موجود نشان می دهد این سکه که از جنس مس است به آنان تعلق دارد.


انتهای پیام

نگاهی به نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» بهرام‌ بیضایی/اعتراض به حذف علی(ع)

به گزارش ایسنا، سید محمد طباطبایی حسینی ـ روزنامه‌نگار و نویسنده ـ در یادداشتی با نگاه به نمایشنامه مجلس ضربت زدن بهرام بیضایی نوشته است:

«حتی لازم نیست بر پیشانی نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» نام بهرام بیضایی را بخوانیم؛ چه اینکه چینش کلمات در کنار هم و نظم موجود در آن‌ها و نیز شروع متفاوت و دغدغه‌مندانه نمایشنامه خود به خوبی نام نویسنده را هویدا می‌کند.

“عدالت می‌میرد و ظلم و مکر می‌ماند. این شروع خوبی است؟”

شروع خوب برای چه کسی؟ برای چه چیزی؟ برای بیان چه موضوعی؟ پاسخ همه این سوالات در متن نمایشنامه داده می‌شود. شروع خوب برای روایت مظلومیت علی (ع) در طول تاریخ نه فقط در یک مقطع خاص تاریخی. شروع خوب برای روایت نوعی جهل در نگاه انسان امروز به حقیقت علی(ع). شروع خوب برای روایتی متفاوت از علی(ع) در زندگی انسان معاصر. شروعی دغدغه‌مندانه همراه با سوال. و این ویژگی خاص بهرام بیضایی است. وقتی از او درباره علی (ع) می‌خوانیم قرار نیست با یک روایت خطی تاریخی همراه شویم که تنها در قامت روای، حوادث تایید شده و نشده را برای مخاطب بیان کند و تمام، که این کار نه وظیفه او به عنوان نویسنده متعهد است.

بیضایی در نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» اگرچه مظلومیت علی (ع) را روایت می‌کند اما نه از آن جنس که مرثیه‌نویسان به نظم و نثر مکتوب می‌کنند؛ روایت اتفاقاتی تاریخی در دوره‌ای معین. از نگاه او روایت مظلومیت علی(ع) در طول تاریخ و به ویژه از سوی و در میان پیروان او بسیار با اهمیت‌تر است، چه اینکه دشمنان علی (ع) با او جز ظلم نکرده‌اند و از دشمنان انتظاری جز این نیست اما مظلومیت در میان دوستان بسیار غم‌انگیزتر است. اینگونه است که روایت بیضایی از شهادت علی(ع) اگرچه اشک بر چشم جاری می‌کند اما اندیشه را پیش و بیش از بغض در درون مخاطب جرقه می‌زند. اگر مرثیه‌نویسان با مکتوباتشان آتش بر جگر پیروان علی (ع) می‌زنند بهرام بیضایی در «مجلس ضربت زدن» ابتدا اندیشه را در آن‌ها شعله‌ور می‌کند و سپس اشک حاصل از شناخت را بر دیدگان جاری می‌سازد.

برای بیضایی در «مجلس ضربت زدن» اصل علی (ع) است نه فرعیات و حواشی. شاید بتوان گفت مهمترین اعتراض نویسنده در این نمایشنامه به همین موضوع است. او می‌گوید در حالی که همه چیز علی (ع) است چرا او حاضر و ظاهر نیست. در حالی که در ماجرای علی (ع) همه خود را روایت می‌کنند، او را نه خود، که دیگران «باید» روایت کنند و بیضایی به این «باید» معترض است. او می‌خواهد علی (ع) را به عنوان محور و اصل در نقطه طلایی نشان دهد و زمانی که بعضی قواعد مانع خواسته‌اش می‌شوند اینچنین اعتراض می‌کند.

“با حذف علی، ابن ملجم شخصیت اصلی شده. نیکی را حذف کردید و بدی را پیش چشم گذاشته‌اید”

این اعتراض او زمانی بیشتر به چشم می‌آید که به خاطر می‌آوریم در تعزیه به عنوان یک نمایش آیینی و آیین سوگواری چنین مانعی رنگ می‌بازد. این همان مانعی است که نویسنده را دچار پرسش می‌کند که نمایشنامه‌اش درباره علی (ع) است یا قاتل آن بزرگوار. و این ممنوعیت حضور قهرمان، اعتراضی غم‌انگیز را در نویسنده پدید آورده است. این غم را در پوزخند ابن ملجم می‌توان دید:

“من به شما می‌خندم. شما که گویا نیکید. شما نیکان همگی از صحنه‌های آینده حذف می‌شوید؛ تنها من می‌مانم که بدترینم! هیچ صحنه‌ای شما را نشان نخواهد داد به خاطر این همه نیکی‌تان. منم که در نورم و بر سکو! من به نیکی شما می‌خندم اگر مایه‌ی حذف شماست! آنها که شما را حذف می‌کنند کاری جز این نمی‌کنند که من کردم!”

و این همان ظلمی است که بیضایی معتقد است بر علی (ع) روا داشته شده است.

موضوع دیگر در «مجلس ضربت زدن» نگاه بیضایی به ایران ستیزی خوارج و نگاه مثبت و رابطه نیک علی (ع) با ایرانیان است. او در واقع به گونه‌ای علی (ع) را از نگاه خوارج امام ایرانیان می‌داند و این موضوع را دلیلی برای شهادت او

“چه ‌می‌گویی از چشم پاکی‌اش با زنان ایرانی که در زنجیر آوردند؟ آیا آنها را آزادان نخواند؛ و نگفت تا به میل خود شوی گیرند؟”
“چیزی نیست جز پندنامه‌های خسروان و اندرزنامه‌های موبدان که سلمان فارسی از مزگت‌هایشان با خود آورد!”
“باز هم عجم؟ مرا تیر بر هر رگ می‌زنی با این کلمات!”

بیضایی در مجلس ضربت زدن اگرچه نقش و بازیگر نقش علی (ع) به اجبار ندارد اما هرگز از او غافل نمی‌شود و در جایی صریح و بی‌پرده گله از نبود نقش علی (ع) و بازیگرش در «مجلس ضربت زدن» را از زبان او بیان می‌کند.

“من کجا هستم؟ حقیقت من کجاست؟ روزگاری ساکن شهری بودم، و اینک قرن‌هاست سرگشته بیابان خضر الیاسم! شما مرا از من گرفتید. خیالات خود را به من چسباندید. شما با من چه کردید؟ شما با من چه کردید؟ ‌ای شما که دوستداران منید! من کجا هستم؟ بر صحنه شما، حقیقتِ من کجاست؟ حذفم می‌کنید به خاطر نیکی‌هایم. و با من، نیکی را حذف می‌کنید. آری، نیکی بر صحنه شما مرده! و اگر قاتل نیک مردی‌ بودم، با سربلندی نشان می‌دادید! شما که دوستداران منید با من چنین کنید،‌ دشمنانم چه باید بکنند؟ شما با من چه‌ کردید؟ شما با من چه‌ کردید؟ بزرگم کردید برای حذفم! به راستی که من انسان بودم پیش از آن‌که به آسمان برین برانیدم! چنین است که صحنه‌ها از ابن ملجم پر است و از علی خالی! شما دوستداران که با من چنین کنید، دشمنانم چه باید بکنند…”

منصف باشیم اگر پاسخ این سوال روشن است؛ کدام مکتوبی زیباتر و تاثیرگذارتر از مجلس ضربت زدن بهرام بیضایی درباره شهادت امیرالمومنین علی (ع) داریم؟

چنان این متن استوار است و چنان متین که اگر عاشق کلمه باشی شیفته‌اش می‌شوی و چنان روایت درستی از امام علی (ع) دارد که اگر معتقد به مظلومیت آن بزرگوار باشی با متن همراه می‌شوی.»

سید محمد طباطبایی حسینی

انتهای پیام

شاهنامه، سفر سترگ پارسی

به گزارش ایسنا، در یادداشت این مترجم آمده است: شاهنامه فردوسی، ایرانی‌ترین کتاب ادب فارسی است. در این کتاب بیش از هزار بار نام ایران و ایران‌زمین ثبت شده است. از این سفر سترگ پارسی نسخه‌های متعدد در اطراف ایران و جهان موجود است و مصححان بزرگی نیز با تلاش فراوان در تبیین سخته‌ها و نهفته‌های آن قلم به عرصه کاغذ رسانده‌اند. اما آن‌چه که مرا به نگارش این مختصر واداشته اشاره‌ای است به ترجمه شاهنامه به زبان عربی.  

شاهنامه فردوسی یک بار به زبان عربی ترجمه شده و آن‌هم در قرن هفتم هجری. بنداری اصفهانی، نویسنده و محقق بلند آوازه ایرانی روزگار خود، در آغاز قرن هفتم هجری به سرزمین شام می‌رود و نسخه‌ای از شاهنامه را به سلطان شام اهدا می‌کند. پادشاه هم خواستار ترجمه شاهنامه می‌شود. بنداری که به دو زبان عربی و فارسی تسلط کم‌نظیری داشته در مدت یک سال و نیم شاهنامه را به زبان عربی به نثری شیوا و بلاغتی گویا برمی‌گرداند و آن را به پادشاه عرضه می‌کند.

ترجمه بنداری که از فصاحت و بلاغت در خور تحسینی برخوردار است، امتیاز بزرگ دیگری نیز دارد. این ویژگی با توجه به سال اتمام ترجمه یعنی حوالی سال‌های ۶۲۰ هجری قمری نشان می‌دهد که بنداری ترجمه خود را از روی نسخه‌ای قدیمی که تاکنون یافت نشده انجام داده است. فاصله نگارش شاهنامه به قلم فردوسی و ترجمه عربی آن به قلم بنداری حدود ۲۰۰ سال است و این گمان را تقویت می‌کند که مبنای کار مترجم بر اساس نزدیک‌ترین نسخه به اصل دستخط فردوسی بوده باشد. عبدالوهاب عزام پژوهشگر برجسته و فارسی دان بلندآوازه مصری، در نیمه اول قرن بیستم، با دستیابی به نسخه بنداری اصفهانی و سپس با یاری گرفتن از علامه قزوینی در پاریس، به تصحیح و نقد و بررسی و تکمیل شاهنامه عربی می‌پردازد و آن را در سال ۱۹۳۲ در دارالکتب المصریه منتشر می‌کند.  

سالیانی پیش، برای سخنرانی درباره ترجمه ادبیات معاصر عربی و فارسی به نمایشگاه کتاب کازابلانکا دعوت شده بودم. در این سفر با احمد فواد نجم شاعر عامیانه سرای بلند آوازه مصری که برای شعر خوانی اش صدها نفر جمع می‌شدند، دیدار داشتم. او به من گفت شما گوهری نایاب دارید که قدرش را نمی‌دانید؛ شاهنامه فردوسی را می‌گویم. ترجمه این کتاب در کتابفروشی‌های مصر هست. اما کاغذ فاخر و جلد اعلا دارد و گران‌قیمت است. ما مردم مصر فقیریم توان خریدن کتاب نفیس نداریم. حیف است این کتاب که به عربی ترجمه شده در گنجه‌ها بماند. ایران باید چاپ ارزان قیمتی از آن منتشر کند.  

ترجمه شاهنامه پس از چاپ عزام به مدت ۷۰ سال نایاب شده بود تا این که در سال ۱۹۹۳ با تلاش جمال غیطانی رمان‌نویس و پژوهشگر بلند آوازه مصری (در گذشته به سال ۲۰۱۵ میلادی) و اهتمام انتشارات سعاد الصباح در کویت،  به چاپ مجدد رسید و اکنون که این مختصر را به قلم می‌کشم سومین چاپ به آن در دسترس است. جمال غیطانی در مقدمه‌ای که برای چاپ کویت نوشته گفته است(کسی که شاهنامه را نخوانده باشد اطلاعش از ادبیات انسانی جهان ناقص است. به نظر من شاهنامه به دلیل تنوع و غنایی که دارد مانیفستی برای اندیشه‌های  شرقی در باره انسان و حقیقت وجودی اوست) در حاشیه همایش ادبی شرق و غرب در کویت وقتی از غیطانی به خاطر تلاش برای انتشار مجدد شاهنامه تشکر کردم، گفت من شیفته ادبیات کهن ایرانم و از شما چه پنهان این من بودم که مرحوم دسوقی شتا را تشویق کردم شش جلد مثنوی معنوی را ترجمه کند که اکنون در مصر منتشر شده است.  
     
نکته دیگر حائز اهمیت کار عبدالوهاب عزام، مقدمه مفصل و سودمندی است که در پیشانی کتاب نگاشته و تصحیحاتی است که انجام داده است. او در این دیباچه آورده است که بنداری اصفهانی گاهی به تشخیص خود ابیاتی را تلخیص کرده و گاهی برای بهتر فهمیده شدن معنا کلماتی را اضافه کرده است اما با تمام این احوال این ترجمه از شاهنامه خود شاهکار به شمار می‌آید. ناگفته نماند که کار بنداری اولین ترجمه از این کتاب حماسی عاشقانه خردمندانه است که به فراتر از مرز زبان فارسی سفر کرده است.

انتهای پیام

واکنش وزیر بهداشت به بزرگداشت درگذشتگان کرونا در ۳۳ شبکه

به گزارش ایسنا و به نقل از روابط عمومی معاونت امور استان‌های سازمان صداوسیما، در پی پخش ویژه‌برنامه گرامیداشت درگذشتگان بیماری کرونا، همزمان با شب وفات حضرت خدیجه کبری(س) از ۳۳ شبکه‌ شامل شبکه‌های استانی و پخش پیام وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به این برنامه، علی دارابی _ معاون امور استان‌های صداوسیما_ در نامه‌ای از این اقدام سعید نمکی و تلاش مجموعه کادر درمانی کشور در مهار بیماری کووید – ۱۹ قدردانی کرد.

بر این اساس، وزیر بهداشت نیز متقابلا در نامه‌ای خطاب به دارابی معاون امور استان‌های ضمن تشکر از پیام وی خاطرنشان کرد: این پیام موجب دلگرمی اینجانب و همکارانم شد، بی‌تردید اگر همراهی‌های مشفقانه و شبانه‌روزی و دلسوزانه شما در کلیه شبکه‌های ملی و استانی نبود، توفیق همکاران اینجانب در مهار بیماری بدین‌گونه میسر نمی‌شد.

سعید نمکی در ادامه این نامه اظهار کرد: نقش بی‌بدیل رسانه ملی در اطلاع‌رسانی و افزایش آگاهی عمومی و همچنین ارتقای روحیه مدافعان سلامت در تاریخ کشورمان به عنوان دستاوردی مهم به ثبت رسیده است. امید است در ادامه راه بتوانیم از مساعدت‌های ارزشمند جنابعالی و همکاران ارجمندتان بهره‌مند شویم و هر چه زودتر با مهار کامل بیماری، شاهد سلامتی و شادابی مردم عزیز کشورمان باشیم.

انتهای پیام

پاسخ فرحبخش به امیریوسفی: من مستقل‌ترین آدم این سینما هستم

این تهیه‌کننده سینما که در جلسه روز 22 اردیبهشت‌ماه شورای صنفی نمایش از سوی معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی (محمدمهدی طباطبایی‌نژاد) به عنوان نماینده تهیه‌کنندگان در دوره جدید این شورا انتخاب و معرفی شد، در پی مصاحبه محسن امیریوسفی، رییس پیشین شورای صنفی نمایش که به نحوه برگزاری انتخابات اعتراض دارد و آن را قانونی نمی‌داند، اظهاراتی را مطرح کرد.

او ضمن انتقاد از امیریوسفی تاکید کرد که شورای صنفی نمایش هیچ ارتباطی به خانه سینما ندارد که با صدور بیانیه خود را در آن دخالت می‌دهد.

فرحبخش در گفت‌وگویی با ایسنا برای جواب دادن به صحبت‌های محسن امیریوسفی که به اعتقادش نادرست است، ابتدا بیان کرد: می‌گویند وقتی حضرت علی (ع) را  در محراب کشتند، بعضی‌ها گفتند مگر علی نماز می‌خوانده؟ همیشه برای من چنین حرفی تعجب برانگیز بوده که کسی چنین فکری کند، اما حالا می‌بینیم در قرن بیست و یکم و در دنیای متمدن و دیجیتال که تا دهان باز می‌کنیم، همه متوجه می‌شوند که چه می‌خواهید بگویید، بعضی‌ها خیلی راحت حرف نادرست می‌گویند. به همین دلیل می‌خواهم جلسه دیروز را توضیح دهم که چه اتفاقی افتاد.

او ادامه داد: برای جلسه روز گذشته شورای صنفی نمایش، ساعت ۱۰ صبح در سالن سازمان سینمایی، توسط آقای فرجی دعوت شدیم و به جز من، آقای شایسته، آقای قطبی که معمولاً مسئول دبیرخانه شوراست، آقایان رضوی، امیر یوسفی، صابری و  غلامرضا فرجی به همراه آقایان طباطبایی‌نژاد و محمدرضا فرجی (مدیرکل نظارت) حضور داشتند. جلسه با تقدیر و اهدای لوح به اعضای شورا شروع شد و بعد بحث درباره آیین‌نامه بود که قرار شد آخرین ویرایشی که با نظر صنف‌ها روی آن انجام شده بررسی شود. همه اعضای جلسه از جمله من و آقای امیریوسفی بنا به برداشت‌ خود، نظرات اصلاحی دادند و وقتی کار تمام شد، آقای طباطبایی‌نژاد گفت، چون به زودی ممکن است سینماها بازگشایی شوند، باید امروز دو کار دیگر را هم انجام دهیم؛ یکی اینکه سرگروه‌ها را انتخاب کنیم و دیگر اینکه دبیر شورا مشخص شود که اگر هفته دیگر جلسه گذاشتیم و ستاد کرونا با بازگشایی سینما موافقت کرد، بتوانیم کارها را سریع‌تر پیش ببریم. برای دبیر شورا، آقایان سینمادار، من و آقای شایسته نظر (رأی)‌مان، آقای امیریوسفی نبود و همین باعث اعتراض ایشان شد.

وی افزود:‌ آقای فرجی به آقای امیریوسفی گفت، چون شما می‌خواهید امسال فیلم بسازید، ممکن است گرفتار شوید ولی ایشان گفت، می‌خواهم فیلم بسازم ولی اینجا را هم می‌توانم اداره کنم. نماینده سینماداران گفت، جایی نوشته نشده که حتما نماینده کانون کارگردانان باید رییس شورا باشد. این را هم بگویم، آقای رضوی قبل از این، سوال کرده بود ، نماینده‌ها برای برگزاری انتخابات چه کسانی هستند که گفته شد، آقایان صابری و فرجی به نمایندگی از سینمادارها، آقای امیر یوسفی نماینده کانون کارگردانان و آقای شایسته هم نماینده پخش‌کننده‌ها هستند. پرسیدند پس نماینده تهیه‌کنندگان چه، که آقای طباطبایی‌نژاد مرا معرفی کرد. آقای رضوی از من پرسید، شما از طرف شورای عالی تهیه کنندگان معرفی شده‌اید؟ من هم گفتم خیر، من خودم اصلاً خبر نداشتم. بعد آقای طباطبایی‌نژاد گفت، طبق بند ۶ آیین نامه اکران، چون شورای عالی تهیه‌کنندگان صنف نیست، آقای انتظامی با انواع و اقسام روش‌ها آن‌ها را جمع کرده ولی وحدت ندارند و یک صنف نیستند، طبق این بند، تا وقتی یک واحد نشوند، معاونت ارزشیابی و نظارت نماینده تهیه‌کنندگان را معرفی می‌کند و من هم آقای فرحبخش را انتخاب کردم. این عین عبارت آقای طباطبایی‌نژاد است. آقای امیر یوسفی هم نشست، وقتی انتخابات تمام شد و دید که آقای شایسته به عنوان رییس انتخاب شد، نامه‌ای را درآورده، به آقای فرجی تحویل داد و گفت، آقای رضا درمیشیان نماینده ما است. سوال من این است که اگر شما نماینده نیستید، چرا اصلا در انتخابات شرکت کردید؟ معلوم است اگر رییس می‌شدید، می‌ماندید. این اصل ماجرای دیروز است.

فرحبخش در ادامه گفت: اما آقای امیریوسفی در مصاحبه خود نکاتی را درباره من گفته که باید به آن‌ها اشاره کنم. از جمله اینکه درباره ماجرای شورای صیانت گفته‌ که طبق آن نباید در جلسات حضور داشته باشم. اول اینکه آن شورای صیانت خانه سینما برخوردی کرد که توضیحش بماند،  ولی طبق نتیجه آن شورا، فرحبخش تا پایان دوره قبل که فقط چهار جلسه هم بود، نباید در شورا حضور می‌داشت. الان که دیگر به دوره جدید ربطی ندارد.  نکته دیگر اینکه آقای امیریوسفی گفته‌ که خواسته شده شورای عالی تهیه کنندگان را کنار بگذارند. من ایشان را به سال گذشته ارجاع می‌دهم که شورای صنفی نمایش اول سال تشکیل شد. شورای عالی تهیه کنندگان نماینده‌ای به ارشاد معرفی نکرده بود و آقایان رضوی و احمدی نماینده دوره قبل بودند. به آقای داروغه‌زاده نامه زدیم که این دو نفر نماینده شورای عالی نیستند و باید نماینده جدید معرفی کنیم. به آقای امیریوسفی هم زنگ زدم و گفتم شما چرا وقتی نماینده‌های ما نیستند انتخابات برگزار می‌کنید؟ ایشان گفت، من تحت نظر شما نیستم، ارشاد به من گفته همین افراد نماینده‌ تهیه‌کنندگان هستند، ما هم قبول کردیم. چطور پارسال نماینده تهیه‌کنندگان دولتی نبود، امسال دولتی است؟ پس باز هم معلوم است اگر شما رئیس می‌شدید، این حرف‌ها را نمی‌زدید.

وی بیان کرد: ایشان همچنین گفته‌ «آقای فرحبخشِ به اصطلاحِ مستقل»، باید بگویم من “به اصطلاح” مستقل نیستم، بلکه مستقل‌ترین آدم این سینما هستم. با افتخار نمایندگی سازمان سینمایی را قبول می‌کنم تا از تمام تهیه‌کنندگان دفاع کنم. آقای انتظامی درست عمل کرده تا آدم‌هایی که زیاده‌خواه هستند و نمی‌گذارند تهیه کنندگان یکی شوند، بفهمند دولت خودش وارد عمل می‌شود و نماینده می‌گذارد. این مجازاتی برای تهیه‌کنندگان است که اگر صنف واحد تشکیل ندهند، دولت خودش اقدام می‌کند، چون شورای عالی (تهیه‌کنندگان) صنف نیست.

این تهیه‌کننده سینما ادامه داد: آقای امیریوسفی گفته‌ من در انتخابات مُصر بودم، بله مُصر بودم. مگر شما آقای امیر یوسفی پارسال مُصر به برگزاری انتخابات نبودید، وقتی که نماینده تهیه‌کنندگان نبود و در واقع غیرقانونی بود؟ می‌گویید امسال دولت دخالت کرده، دولت کجا دخالت کرده؟ آقایان سینمادار که از انجمن سینماداران بودند. آقای شایسته که از انجمن پخش‌کنندگان، خود آقای امیریوسفی هم که از کانون کارگردانان است. کدام یک را دولت تعیین کرده؟ دولت فقط نمایندگی تهیه کنندگان را به همین دلیل که نماینده واحد معرفی نشده انتخاب کرده و اگر همین فردا صبح تهیه‌کنندگان یکی شوند، بنده کنار می‌روم تا یک نفر را مشخص کنند. فرحبخش آزاد است. بروید از شورای صیانت هم نامه بگیرید که او نمی‌تواند عضو باشد.

فرحبخش همچنین خانه سینما را موضوع دیگری دانست که باید به آن اشاره کند و گفت:‌ برای من سوال است که شورای صنفی نمایش چه ارتباطی به خانه سینما دارد؟ انجمن سینماداران که از خانه سینما بیرون آمده‌، تهیه‌کنندگان هم که خانه سینما را قبول ندارند، چون خانه سینما یک جای کارگری است ولی سینماداران و تهیه کنندگان صنف کارفرمایی، پس نمی‌توانند یک جا باشند. الان هم شنیدم خانه سینما بیانیه داده، در حالی که به آن‌ها هیچ ارتباطی ندارد که بخواهند چنین کاری انجام دهند و در شورای صنفی و تهیه‌کنندگی و پخش سینمایی دخالت کنند.

او با تکرار دوباره صحبت خود درباره امیریوسفی اضافه کرد: ایشان به دلیل اینکه فیلم «آشغال‌های دوست داشتنی»‌اش را پنج سال نمایش ندادند، پول فارابی را نمی‌دهد و با این حرف‌ها می‌خواهد این ماجرا را ماست مالی کند و نظرها را برگرداند. آقا شما بهتر است بدهی خود را بدهی. همه کسانی که این حرف‌هایم را می‌خوانند، می‌دانند من آدمی هستم که در راستگویی و صداقت با هیچکس تعارف ندارم و جز از خدا، از هیچ کسی هراس ندارم. آقای امیریوسفی اگر درست می‌گوید، باید در حضور همه کسانی که در جلسه حضور داشتند، حرف‌هایش را مطرح کند. اصلا اگر آن طور که می‌گوید تصور می کرده جلسه فقط مربوط به تقدیر است،  باید همان ۲۰ دقیقه اول که کار انجام شد، می‌رفت، دیگر چرا برای تصویب آیین‌نامه و انتخابات ماند؟ چون فقط در تعیین سرگروه‌های سینمایی شرکت نداشت. اما به محض اینکه نظرشان مبنی بر مادام‌العمر بودن ریاست کانون کارگردانان مورد تایید نبود، این حرف‌ها مطرح شد.

فرحبخش با بیان اینکه «ایشان (امیریوسفی) تاوان این را می‌دهد که باید اول بدهی فارابی را بدهد» گفت: من مستقلم. پای آن هم ایستاده‌ام. همین الان هم اگر سازمان سینمایی بگوید منویاتش را اجرا کنم، این کار را نخواهم کرد. من منویات سینما و تهیه‌کنندگان را اجرا می‌کنم. شاید هم آقای طباطبایی‌نژاد چون متوجه شده که من منویات تهیه‌کنندگان را پیاده خواهم کرد و به دنبال بخش خصوصی هستم، به همین دلیل مرا انتخاب کرده؛ و گرنه والله اگر آقای انتظامی یا طباطبایی‌نژاد درباره اینکه من در این شورا باشم، با من از قبل صحبت کرده باشند! من در جلسه متوجه شدم که نماینده شده‌ام، با این حال افتخار می‌کنم و تا آخر می‌ایستم و ثابت می کنم که مستقل هستم.

او در پایان در پاسخ به اینکه فکر نمی‌کند تمام این اتفاقات برای برگزاری جلسه بهتر می‌توانست مدیریت شود تا این همه حاشیه وجنجال به وجود نیاید؟ گفت: به نظر من آقای انتظامی کاملا به هدف زده، چون وقتی از تمامیت‌خواه‌ها کوچک‌ترین قدرتی را کم کنی، از لانه خود بیرون می‌آیند. آن‌ها می‌گویند فقط ما باشیم و دیگر تمام، مثل الان که خانه سینما بیانیه‌ داده است. سوال من این است که آقای خانه‌ سینما! پارسال که دولت دخالت می کرد مسئله‌ای نبود، اما امسال که شما را کنار گذاشته دخالت است؟ 

انتهای پیام

شعر ضیاء موحد برای نجف دریابندری

به گزارش ایسنا، این شعر که توسط موسسه فرهنگی شهر کتاب منتشر شده است، در پی می‌آید:

«چه روزها و چه شب‌ها
ای کبک خوشخوان جنوب –
که در قهقهه‌های تو
آغاز و پایان یافت

با تولدت زنگ‌ها به صدا درآمدند
حالا چه برای گفتن دارند؟

بزرگ‌تر از آن بودی که می‌نمودی
و در ناشنواییت
شنواتر از پیرامونیان

قصیده بلندی که تو بودی
دریغا که حسن تخلص نداشت
 

۹۹/۲/۲۲»

نجف دریابندری متولد سال ۱۳۰۹، پس از تحمل سال‌ها بیماری در پانزدهمین روز اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۹ چشم از جهان فروبست.

«پیرمرد و دریا» و «وداع با اسلحه) (ارنست همینگوی)، «بیگانه‌ای در دهکده» و «هاکلبری فین» (مارک تواین)، «یک گل سرخ برای امیلی» و «گور به گور» (ویلیام فاکنر)، «پیامبر و دیوانه» (جبران خلیل جبران)، «رگتایم» و «بیلی باتگیت»، (دکتروف)، «بازمانده روز» (کازوئو ایشی‌گورو)، «تاریخ فلسفه غرب» (برتراند راسل)، «فلسفه روشن‌اندیشی» (ارنست کاسیرر)، «خانه برناردا آلبا» (فدریکو گارسیا لورکا)، «کتاب مستطاب آشپزی، از سیر تا پیاز» (با همکاری همسر فقیدش، فهیمه راستکار) و چندین و چند کتاب دیگر از آثار به‌جامانده از این مترجم و نویسنده هستند.

انتهای پیام

چهارمین وبینار بیروت برگزار شد

به گزارش ایسنا، عباس خامه‌یار، رایزن فرهنگی ایران در بیروت در این وبینار با موضوع «کرونا؛ جهانی‌سازی و دهکده جهانی» گفت: از روزهای ابتدایی ورود این مهمان ناخواسته، در فضای مجازی توئیت کردم که «عواقب همه‌گیری جهانی کرونا و ناتوانی جهان در مدیریت با عواقب ناگواری برای اقتصاد، علم، فرهنگ، محیط زیست، سبک زندگی و حتی آینده اندیشه بشر ادامه خواهد یافت.»

وی افزود: امروز بیش از سه ماه پس از شیوع این بیماری، هیچ‌کس نمی‌توانست تصور کند که پیامدهای آن، چنان سریع و فوری خواهد بود که دنیای پرادعای غرب، اینگونه در معرض دید و داوری عموم قرار گیرد! کرونا توانست میزان خلأ موجود در ساختارها، سازمان‌ها و نهادهای رسمی بین‌المللی در سطوح بالا را آشکار و نقاب را از چهره‌های دروغین آنها پاره کند.

خامه‌یار ادامه داد: در این بین، مهمترین نکته، تأثیر کرونا در سیستم نئولیبرال و جهانی‌سازی آن و بر افتادن نقاب از چهره واقعی این مکتب فکری و به اصطلاح سیستم بین‌المللی مدرن و دهکده جهانی است که به اصطلاح جهانی‌سازی خوانده می‌شود.

وی گفت: کرونا بیش از هر چیز دیگر موفق شده است به آنچه که در اصطلاح، تمدن نوظهور و مدرن خوانده می‌شود ضربه بزند و آن را با دقت، قدرت استثنایی و هوشمندی فوق‌العاده و به شکلی خلاقانه هدف قرار دهد.

رایزن ایران در لبنان افزود: این اپیدمی، وجود بیماری ریشه‌دار در ساختار ذهنی و عدم تعادل عمیق در سیستم سرمایه‌داری غیرانسانی را نشان داد که بسیار خطرناک‌تر و وحشتناک‌تر از خود ویروس کرونا است.

خامه‌یار اظهار کرد: برای مواجهه با این بیماری فراگیر و ناتوانی در مقابله مستمر با آن، باید به صورت جدی به فلاسفه بازگردیم. برای اینکه بار دیگر خرد و دانایی به کتاب‌ها برگردد و از قرنطینه در غارهای مدرن خلاص شوند، باید به پاسکال و فلسفه معنوی او درباره ظرفیت محدود عقل در مقایسه با وسعت و گسترش فضای ایمان رجوع کنیم.

وی در ادامه سخنانش یادآور شد: به نظر می‌رسد که ما در میانه تولد دنیای جدید هستیم. این جهان یک دنیای «کابویی» نیست که با تیراندازی، اراده خود را به دیگران تحمیل می‌کند و قدرت‌های غالب به تنهایی کنترل آن را در دست دارند. این «دنیای جدید» محصول جنگی دشوار و نامتقارن با یک دشمن ناشناخته است که بدون آنکه دیده شود، ضربه خواهد زد و «امپراتوری هژمونیک» و دهکده جهانی آن را وادار به تسلیم می‌کند.

خامه‌یار تصریح کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم به دهکده امنی ایمان بیاوریم که قرآن به آن اشاره می‌کند: «وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًا قَرْیَةً کَانَتْ ءَامِنَةً مُّطْمَئِنَّةً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن کُلِّ مَکَانٍ: و خدا شهری را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزیش از هر سو فراوان می‌رسید.»

جایگزین تمدنی

محمد شقیر ـ پژوهشگر و استاد فلسفه دانشگاه لبنان ـ از شرکت‌کنندگان در این وبینار بود که در ارتباط با «فروپاشی دهکده جهانی و راه سوم» سخن گفت.

وی اظهار کرد: در ابتدای این بحران در ارتباط با آنچه روی داده بود دو مقاله با عنوان «بیماری و به‌کارگیری تکنولوژی» نوشتم که اولی به سرمایه‌داری و دومی به مارکسیسم اشاره داشت. شاید به این نتیجه برسیم که آنچه در ارتباط با بیماری و پیامدهای آن حاصل شده، به پسگرد، شکست، ضعف و فروپاشی نظریه‌های نظام سرمایه‌داری با همه تعبیرات، انواع و ویژگی‌های آن دارد، به ویژه آنچه به نظام نئولیبرالیسم مربوط می‌شود.

شقیر ادامه داد: مسئله دومی که می‌خواهم به آن بپردازم آن است که بعد از فروپاشی سرمایه‌داری به عنوان یک تئوری، بازگشت به مارکسیسم نیز نمی‌تواند در این مسئله راهگشا باشد حتی اگر برخی به نوعی به آن تمایل داشته باشند.

وی افزود: راه سومی نیز وجود دارد. جنبش‌های اسلامی این شعار را سر می‎دهند که دین و یا اسلام راه‌حل است. من معتقدم این فقط یک شعار نیست؛ ما به آن به مثابه یک جایگزین تمدنی در سطح جهانی می‌نگریم و باید تئوری کاملی ارائه دهیم که بتواند پاسخگوی بحران‌های بزرگ و سوال‌ها باشد.

شقیر اظهار کرد: من کتابی دارم با عنوان «فلسفة العدالة وإشکالیات الدین والدولة والإجتماع الإنسانی» که در مرکز الحضارة بیروت چاپ شده است. در این کتاب بیان کرده‌ام اگر می‌خواهیم شیوه‌ای جایگزین ارائه دهیم، این شیوه باید بر عدالت به عنوان یک ارزش اساسی، معیاری و اولیه تمرکز داشته باشد. اما به طور کلی اگر بخواهیم انتخاب جایگزینی را مطرح کنیم، باید بدون تفاوت قائل شدن میان ارزش‎ها و اصول ادیان مختلف، عدالت را در نظر داشته باشیم.

وی گفت: اگر بخواهی عدالت را بنا کنی باید انسان عادل بپروری و تا زمانی که انسان عادل نپرورانده باشی هرگز نخواهی توانست جامعه عادل، اقتصاد عدالت محور، حکومت عادل و توزیع عادلانه ثروت را بنا کنی و هر چقدر هم که نظام‎های مالیاتی قرار دهی نخواهی توانست به عدالت دست یابی.

شقیر اظهار کرد: ما معتقدیم پایان تاریخ، پایانی عدالت‌محور است و اساس رسالت‎های دینی، بر پایه عدالت است. به نظر من تزکیه ابزار رسیدن به این نتیجه است و دین، ما را به این مفهوم رهنمون شده است تا از موانع نجات یابیم. زمانی که ما بتوانیم دین را بفهمیم و ایدئولوژی عدالت را ارائه دهیم و از طغیان بعد فقهی و کلامی در دین بگذریم، می‌توانیم راه صحیح را بپیمائیم، زیرا ما اکنون تلاش می‌کنیم خود را به عنوان یک جایگزین تمدنی معرفی کنیم و این جایگزین، یک انتخاب اخلاقی است که براساس اخلاق بنا نهاده شده و نیازمند بازنگری در فهم دین و توازن در ابعاد معرفتی موجود در دین است.

زنگ خطر برای پایان سرمایه‌داری

ادریس هانی ـ نویسنده و پژوهشگر مراکشی ـ با بیان اینکه بحران کرونا سقوط نظام سرمایه‌داری را رقم زد، تصریح کرد:‌ صاحبان نظریه کاپیتالیسم در حال تجربه مرحله متفاوتی از این مکتب هستند؛ کرونا کاپیتالیسم (سرمایه‌داری) و دهکده جهانی موهوم را در هم شکسته و زنگ خطر برای پایان نظام سرمایه‌داری به صدا درآمده است.

وی گفت: آنچه من امروز بحث می‌کنم، انحلال فلسفه‌های بنیانگذار این استبداد و استکبار جهانی است. فلسفه‌ها و ایده‌ها در ابتدا برنامه‌ریزی می‌شوند و سپس مجریان برای پیاده‌سازی آنها وارد صحنه می‌شوند. اگر ما سیاستی اتخاذ نکنیم، علیه ما سیاستگذاری می‌شود. مفاهیم این فلسفه‌ها نیز باید فرا گرفته و به ‌طور کامل درک شوند که در غیر این صورت علیه ما کارساز خواهند شد.

هانی ادامه داد: در کتاب «برخورد تمدن‌ها» اثر «ساموئل هانتینگتون» آمده است: «هر گاه جامعه‌ای مدرن‌تر شود، خشونت غالب شده است»، بنابراین ما به سمت یک دهکده جهانی ناامن حرکت می‌کنیم. می‌خواهم بگویم سر باز زدن ما از ایده‌ها و مفاهیم بنیادی هرگز سودی برای‌مان نخواهد داشت و به دام توطئه دیگران خواهیم افتاد. بنابراین من خواهان اصلاح تئوری توطئه هستم؛ در حقیقت تمام تئوری‌های دسیسه‌گران را در یافته‌ام و می‌فهمم که برخی از آنها توانایی هماهنگی و مقدمه‌چینی را دارا هستند که مقدماتی معتبر و نافذ بوده، اما نتیجه‌گیری ممکن است اشتباه باشد. در عین حال نمی‌توانیم از نظریه توطئه چشم‌پوشی کنیم، زیرا جهان امروز بر این نوع بی‌عدالتی‌ها استوار است؛ بی‌عدالتی‌ که در ستون فقرات نظام بین‌المللی ریشه دوانده است.

وی در ادامه سخنانش گفت: هنگامی که از فارابی سخن بگوییم، در واقع یک نظام اخلاقی و یک فلسفه کامل را مطرح کرده‌ایم. ما در جهان اسلام کاملاً از معنای این عبارت‌ها و حسن و قبح ذاتی و عقلی در مکتب عدلیه آگاه هستیم و آن را به خود مرتبط می‌دانیم. بنابراین مسلمانان برخلاف راست‌گرایان افراطی این سؤال و مفاهیم را مربوط به عمل‌گرایی نمی‌دانند.

هانی افزود: صحبت از دهکده جهانی، ما را به مفهوم تمدنی قرآن نزدیک می‌کند؛ دهکده در قرآن، روستایی امن است «وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ؛ و برای آنها، اصحاب دهکده (انطاکیه) را مثال بزن هنگامی که فرستادگان خدا به سوی آنان آمدند»(۴/یس) و روستای ناامن دهکده‌ای است که پایانی ندارد. 
وقتی ما درباره پایان تاریخ صحبت می‌کنیم، این شهادتی دروغ برای مفهومی نادرست از نظریه هگل است، زیرا وی در چارچوب مفهومی کلی صحبت کرده و از لیبرالیسم نامی نبرده است.

وی ادامه داد: نئولیبرالیسم نیز از مکتب شیکاگو نشأت گرفت. تأثیرات جنگ سرد تاکنون پابرجاست و بدون ساقط کردن نظام سرمایه‌داری که باید انجام می‌گرفت، فقط اتحاد جماهیر شوروی را فرو ریخت. نظام سرمایه‌داری از جنگ سرد بیرون آمد، اما سقوط آن در حال فرا رسیدن است و صاحبان آن در حال تجربه مرحله متفاوتی از این نظام هستند و زنگ خطر برای پایان سرمایه‌داری به صدا درآمده است. اگر مفهوم ارزش‌ها را از پراگماتیسم(عمل‌گرایی) آمریکایی خوب مطالعه کنیم، مفهوم انقلابی «دموکراسی، خدایی است که شکست خورد» و مفهوم خوشبختی موهوم آنها را درک خواهیم کرد. مقتضای فروپاشی تمدن غربی و دهکده جهانی به وضوح پیدا شده‌اند و در مقابل تاج و تخت‌هایشان قرار گرفته است، اما آنها می‌خواهند با کوله‌باری از زر و تاراج اموال پا به فرار بگذارند.

پایان سلطه‌گری

حجت‌الاسلام صادق اخوان ـ استاد حوزه علمیه قم ـ دیگر سخنران این وبینار بود.

وی گفت: در حقیقت زمانی که ما مکاتب وضعی را به‌ویژه در قرون اخیر مشاهده می‌کنیم، می‌بینیم که تعامل آنها با حقیقت و هویت انسان، ابزاری تعامل است؛ یعنی با هویت انسان به عنوان ابزاری برای تولید و ابزاری که بتوانند از آن به سود اقتصادی برسند، تعامل دارند، بیش از آن که این تعامل براساس ارزش ذاتی آن باشد و این، چیزی جز تحقیر آشکار هویت انسان نیست.

وی ادامه داد: مشاهده می‌کنیم که مکاتب ارزشی مانند مکاتب منتسب به ادیان الهی، به انسان کرامت ذاتی می‌دهند، چنان که خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ؛ و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم.» (سوره اسراء/ ۷۰) و همچنین می‌فرماید: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً؛  من در زمین جانشینی خواهم گماشت.» (سوره بقره/۳۰)؛ یعنی به انسان کرامت ذاتی عطا شده و به این وسیله به مقام خلیفةاللهی می‌رسد.

اخوان در ادامه این مطلب اظهار کرد: مادی بودن اخلاق که امروزه مشاهده می‌شود، آن است که تفکر حاکم بر اخلاق اجتماعی و سیاسی در روابط عمومی و بین‌المللی مبتنی بر حمایتی اقتدارگرایانه از جامعه غربی است با فرهنگ‌ها، آداب و رسوم و سبک زندگی آن در همه جوامع و فرهنگ‌ها با روش ماکیاولی یعنی مکتبی که بر نفع ذاتی متمرکز است و در همه عرصه‌های زندگی، هدف وسیله را توجیه می‌کند.

وی گفت: اما این بیماری همه‌گیر کرونا که جهان از سه ماه پیش با آن مواجه است، یک زلزله بین‌المللی در همه جوانب زندگی، از اصول نظری تمدن مدنی گرفته تا روش‌های اجتماعی در اداره جامعه و رسیدن به روش زندگی جوامع غربی و حتی جوامع جهانی، ایجاد کرده است.

اخوان افزود: بنابراین امروز جهان در سایه این بیماری همه‌گیر، شاهد آن است که همه کسانی که به حقارت و ذلت خود اعتراف می‌کنند، از ارائه یک نسخه اجتماعی و اخلاقی و یک برنامه متکامل برای زندگی مردم و مقابله با این بیماری عاجز و ناتوان هستند و این جز به خاطر جهل آنان نسبت به حقیقت هویت انسانی نیست. زمانی که ما درباره دهکده جهانی که آن را با دهکده امن جایگزین کردیم، سخن می‌گوییم، سخن از سلطه یک گروه خاص بوده است که می‌پندارد ممتاز و برتر است، چنان که برخی از یهودیان عقیده دارند که آنان امت برگزیده هستند و افراد دیگر غیر از آنها، بنده آنان.

فروپاشی ارزش‌ها

وی در ادامه اظهار کرد: امروز می‌بینیم که سلطه‌گری با بروز بیماری کرونا و ناتوانی و شکست فرهنگ غربی در مقابله با آن ـ نه فقط از نظر پزشکی، بلکه حتی از نظر اجتماعی و اخلاقی ـ به ویژه پس از شیوع گسترده و رعب‌آور این بیماری در جوامع غربی، پایان یافته است. این بیماری پیش از آن که به اروپا و ایالات متحده آمریکا برسد، بسیاری از کشورهای اسلامی و شرقی از جمله جمهوری اسلامی ایران را درگیر کرده بود، اما یک دهم چیزهایی چون توحش و اقدامات غیرانسانی که ما در غرب و رسانه‌های جهانی دیدیم و شنیدیم، در کشورهای اسلامی مشاهده نکردیم.

اخوان ادامه داد: دورانی که ما به استقبال آن می‌رویم و آن را به دوران کرونا تعبیر می‌کنیم، دوران فروپاشی ارزش‌ها، معیارها و مقیاس‌هایی است که از سوی غرب در همه زمینه‌ها بر جهان تحمیل شده است. بنابراین این فروپاشی تنها یک فروپاشی صِرف نیست، بلکه همزمان با بروز مکاتب جدیدی است که دارای ارزش و معیارهای عقلانی و حکیمانه است. این مکاتب که در پرتو کرونا ظهور پیدا می‌کند و بر ارزش‌های معنوی و اخلاقی استوار است، دارای معیارهای غیرسودآور و متمرکز بر سود ذاتی است که ما امروزه برق ظهور این مکاتب و دیدگاه‌ها را حتی در جوامع غربی و حتی در مراکز علمی وابسته به دانشگاه‌های غربی مشاهده می‌کنیم.

وی با بیان اینکه پیام‌هایی در این جوامع وجود دارد که با معیارهای متفاوت برای تحقق دهکده امن جهانی بروز پیدا کرده است و در نهایت این دهکده امن به سرزمین امنی که همه جهانیان انتظار آن را می‌کشند، تبدیل خواهد شد، افزود: خداوند متعال وعده پیروزی مستضعفان را داده و فرموده است: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛ و ما اراده داشتیم که بر آن طایفه ضعیف و ذلیل کرده شده در آن سرزمین منّت گذارده و آنها را پیشوایان (خلق) قرار دهیم و وارث (ملک و جاه فرعونیان) گردانیم.» (سوره قصص/۵)

اخوان یادآور شد: از مهمترین مسائلی که به استضعاف کشیده شده، فرهنگ ارزشی و اخلاقی است به ویژه با حملات فرهنگی که در قرن گذشته به روش‌های مختلف رخ داد و به نام هنر هالیوود و بالیوود نمود پیدا کرد؛ همچنین سریال‌ها و نمایشنامه‌های مبتذلی که از ماهواره‌ها و شبکه اینترنت پخش می‌شود. هدف از همه این اقدامات، شستشوی مغزهای نخبگان جهان است تا مکاتب ارزشی و انسانی نابود شده و مکتب دیکتاتوری استعماری که غارتگر ثروت‌ها است، روی کار آید.

بنابراین اگر این دو دیدگاه را مقایسه کنیم، نقایص آشکاری در مکاتب وضعی که براساس پایه‌های سوددهی مبتنی بر اصالت ماده بنا شده‌اند، مشاهده می‌کنیم.

فروپاشی نظام‌های سرمایه‌داری و کمونیستی

علامه زیاد عبدالصاحب ـ رئیس جمعیت فتوای اسلامی لبنان ـ در این نشست مطرح کرد: بحران کرونا مشیتی الهی بود و حکمت الهی مقرر کرد تا کشورهای بزرگ از این ویروس کوچک خسارات بزرگی را شاهد باشند. کشورهای بزرگ و مدعیان امپراطوری مانند آمریکا و کشورهای دیگر در برابر این بحران ناکام مانده و مأیوس شدند. ناتوانی این کشورها در برابر این ذره ویروس که حتی با چشم نیز قابل دیدن نیست، امری شگفت‌انگیز است. قدرت خداوند متعال، جنگنده‌ها، هواپیماها، تکنولوژی‌ها و امکانات نظامی پیشرفته را با کوچکترین موجود از پای درآورد.

وی با بیان اینکه ویروس کرونا پیامی الهی برای تمام بشریت است، مبنی بر اینکه «ای آدمیان مغرور نشوید و تکبر و خودبینی، شما را در مقابل قدرت الهی به زانو درآورده است»، گفت: رویکرد جهان‌شمولی دنیای امروزین، ما را به یک دهکده جهانی مبدل ساخت. انتشار اسلام در غرب صدها سال قبل از بیماری کرونا اتفاق افتاد و غربی‌ها امروزه در سایه شیوع کروناویروس گرایش بیشتری به اسلام پیدا کرده و آن را جایگزینی برای وحشت خود دانستند.

عبدالصاحب ادامه داد: بیماری جدید کرونا امنیت غذایی، معنوی، بهداشتی، اجتماعی، مالی و از همه مهمتر امنیت روحی و روانی وابسته به دهکده جهانی را درنوردیده و تمام جهانیان به دنبال امنیت، سعادت و رهایی از این بلای الهی هستند. اتفاقات اخیر به ‌ویژه کروناویروس، رویکرد و نگاه غربی‌ها را به ‌طور وسیعی تغییر داد و متوجه نور ایمان و معنویت کرد و آنها به یقین رسیدند که سعادت تنها مادی نیست، بلکه ماده جزئی از سعادت است. غربی‌ها دریافتند که کامیابی و سعادت حقیقی؛ معنوی، روانی و قلبی است. آنها به این نتیجه رسیدند که سعادت تنها با ایمان قلبی به خداوند متعال محقق می‌شود.

وی اظهار کرد: از نظر امنیت بهداشتی مشهورترین مجله آمریکایی در گزارشی نوشته است که پرآوازه‌ترین و حاذق‌ترین پزشکان دنیا تأیید کردند که پیامبر اسلام به صورت شگفت‌آوری ۱۴۰۰ سال پیش، از بیماری‌های واگیردار و راه مقابله و درمان آن سخن گفته است.

عبدالصاحب افزود: از مهم‌ترین اصول پیشگیری که پیامبر(ص) به آن اشاره داشته، قرنطینه شدن است و ایشان در این زمینه فرمودند: «إذا سمعتم الطاعون بأرض فلا تدخلوها وإذا وقع بأرض وأنتم فیها فلا تخرجوا منها؛ وقتی شنیدید که طاعون در سرزمینی فراگیر شد، به آنجا وارد نشوید، و اگر در سرزمینی که ساکنان آن هستید شیوع پیدا کرد، از آنجا خارج نشوید». این همان دستورالعملی است که بیش از ۱۴۰۰ سال پیش، وجود مبارک پیامبر اسلام(ص) به آن توصیه کرده و جهانیان را هزاران سال پیش از آن باخبر ساخته‌اند.

وی گفت: مودت بین مسلمانان اصلی جدایی‌ناپذیر در اسلام است و جامعه و مردم در چنین شرایطی باید با اخوت و همدلی در کنار یکدیگر بایستند و پیامبر اکرم(ص) در این رابطه می‌فرمایند: «مثَل مؤمنان در دوستی، مودت و عاطفه مثَل جسد است؛ زمانی که عضوی از این جسد به درد آید، سایر اعضای بدن با تب کردن و بیداری، آن را همراهی خواهند کرد». حال شاهدیم که نظام‌های کمونیستی و سرمایه‌داری، مأیوس و در شرف فروپاشی هستند.

پرسش و پاسخ

در پایان این نشست،‌ جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد.

شیخ محمد شُقیر ـ محقق و استاد دانشگاه لبنان ـ در ادامه این جلسه گفت: نکته اول اینکه، چندی قبل این پرسش را مطرح کردم که آیا جهانی شدن فقط یک تقدیر است یا یک انتخاب؟ در یک مرحله به این نتیجه رسیدم که یک تقدیر ناشی از تحولات است، ولی در برخی مقاطع و نزد برخی کشورها این امر تبدیل به یک انتخاب شده است. در زمانی که نزد برخی یک تقدیر بود، نزد برخی دیگر یک انتخاب به شمار می‌رفت، البته بدون توجه به این که هر کدام به چه طرفی منتسب است.

وی افزود: نکته دوم، موضوع عدالت به عنوان یک ارزش معیاری است. در صورتی که عدالت با آزادی منافات داشته باشد، عدالت بر آن مقدم خواهد بود. از نظر من فراتر از یک فلسفه غربی، عدالت با آزادی منافات دارد؛ بنابراین آزادی بر عدالت مقدم خواهد بود و این دیدگاه از جمله اشتباهاتی بود که پیامدهای بسیاری را به دنبال داشت.

شُقیر اظهار کرد: درباره شکر در قرآن خدا می‌فرماید که شاکران را پاداش می‌دهد. خدا برای انسان هدایت را فرستاد؛ این هدایت، تمدن است و شکر آن نعمت، درست درک کردن و عمل کردن به آن است.

وی افزود: اگر نعمات را درست درک نکنیم و به آن عمل نکنیم، کفر ورزیده‌ایم. خدا هیچ قومی را از هدایت محروم نکرده است. رسالت ما نسبت به پیامبر اکرم (ص) آن است که اصل هدایت را به درستی درک کرده و به آن عمل کنیم. جوهر عدالت نیز همین است.

لزوم اتفاق نظر

لیلی شمس‌الدین ـ فعال رسانه‌ای لبنان ـ اظهار کرد: ابتدا باید بگویم که این گفت‌وگو بسیار جدی و داغ بود و اظهارنظرها نیز به حدی پربار بود که نمی‌توان تمام افکار ارزشمند و جزئیاتی را که مطرح شد، هضم کرد. به نظر می‌رسد که مشکلی ریشه‌ای بر سر اتفاق نظر روی مفاهیم موجود در چهار مقاله ارائه شده و برخی اظهارنظرهای اساتید وجود دارد و توافقی روی مفاهیمی که بدیهی به نظر می‌آیند وجود ندارد.

وی افزود: هنگامی که از یک سیستم فکری آموزشی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای جدید سخن به عمل می‌آید، سخن از یک نظام کامل است که ما را به یک دهکده امن، عدالت‌پیشه و با محوریت عدالت رهنمون می‌کند. ما باید ابتدا روی تمام این مفاهیم اتفاق نظر داشته باشیم.

شمس‌الدین اظهار کرد: قصد دارم پرسشی درباره یک اشکال مطرح کنم؛ چه سودی دارد اگر بخواهیم از سیاست یک قطب حاکم در جهان به سیاست قطب دیگر منتقل شویم؟ بحث باید در ذات و جوهر این قطب وجود داشته باشد، چرا که ما در برابر یک اشکال بزرگ قرار خواهیم گرفت که روی بی‌عدالتی حاکمیت حاکم بر تمام بخش‌های جهان متمرکز شده است.

وی گفت: سخن ادریس هانی درباره مفهوم تحقیر کردن سیاست، من را به تأمل وا داشت؛ سیاستی که به مفهوم تحقیر خودمان یا بی‌ارزش کردن جایگاهمان و اهانت کردن و به زانو درآمدن است. باید تمام این مفاهیم را در تمام سطوح نظام‌های موجود بازنگری کنیم و در این مسیر باید از خودمان شروع کنیم.

بازنگری در سیستم دینی

شمس‌الدین یادآور شد: شُقیر از اندیشمندان و روحانیون دعوت کرد تا بار دیگر بیندیشند و درباره سیستم دینی موجود بازنگری کنند؛ در این صورت است که می‌توانیم الگویی جدید که همگی بر آن اتفاق نظر دارند را ارائه دهیم.

وی با تأیید سخنان عباس خامه‌یار، گفت: نمی‌توان همه مردم غرب را ستمگر یا دروغگو اطلاق کرد. تفاوت‌هایی در این راستا وجود دارد و نمی‌توان ظلم را به همه تعمیم داد. بحث پیرامون این موضوع خود یک جلسه جداگانه می‌طلبد.

شمس‌الدین افزود: آمریکا به ما می‌گوید هر طور که می‌خواهید نماز بخوانید، هر طور می‌خواهید روزه بگیرید، هر طور دوست دارید لباس بپوشید، ولی همان گونه که ما می‌خواهیم بیندیشید.

حسن حمیّد ـ استاد دانشگاه و نویسنده ـ در انتهای این نشست اظهار کرد: آیا باورمان شده که در یک دهکده جهانی به سر می‌بریم؟ به نظر من این جهان حتی در یک لحظه نیز دهکده جهانی نبوده است. این اندیشه، یک دیدگاه بی‌نظیر و مقدس است. متأسفانه همه ما تلاش می‌کنیم از نظر اقتصادی، سیاسی، دینی، یا از نظر روابط یا نگاه ارزشی، این جهان را یک دهکده ببینیم.

عدم وجود دهکده جهانی

وی افزود: فکر اصلی که می‌خواهم روی آن تأکید کنم این است که دنیا یک دهکده جهانی نیست، این یک اندیشه مسیحی است. اگر چنین باشد پس چرا باید این همه جنگ به خاطر مسائل اقتصادی و ارزشی و دینی رخ دهد و این همه درگیری را شاهد باشیم؟ سوسیالیست‌ها و نظام سرمایه‌داری تلاش کردند تا جهان را دهکده بنامند.

حمیّد اظهار کرد: اتفاقی که رخ داد، بزرگترین نشانه عدم وجود دهکده جهانی است. پیش از کرونا،‌ باد زرد و طاعون را داشتیم. هر کسی درب خانه خود را می‌بندد. کشورهایی مانند ایتالیا و فرانسه منتظر بودند ببینند که قبرستان‌هایشان چه زمانی پر می‌شود. زمانی که این ارزش‌ها از بین می‌رود، حالتی از زوال غیرطبیعی ارزش‌ها پیش می‌آید و افرادی گمان می‌کنند که آن حاکم بر جهان است.

وی ادامه داد: تا زمانی که اندیشه هژمونی و سلطه در بیشتر کشورهای جهان وجود داشته باشد و در رأس آنها آمریکا و اروپا که نگاهشان به دیگران مانند پیرو و وابسته است و می‌توانند ثروت و سلامتی آنها را بگیرند. پیش از کرونا،‌ بیماری سیدا بود که میلیون‌ها نفر را کشت و هنوز هم جان بسیاری از افراد را می‌گیرد. برای تمام این موارد درمان‌ها و داروهایی وجود دارد، ولی متأسفانه این کشورها حاکم بر سرنوشت ملت‌ها هستند.

اسلام؛ بزرگترین خطر برای غرب و اروپا

حمیّد گفت: شما شاهد هستید که اختلافات و درگیری‌های کنونی غیرطبیعی است، آن هم در سطح کشورهای بسیار بزرگی مانند آمریکا، چین و روسیه. به طور مثال ببینید در ایتالیا چه میزان مرگ و میر وجود دارد. غرب این جهان را به رسمیت نمی‌شناسد و نمی‌خواهد کسی به موازات آنها جلو بیاید و زندگی خوبی داشته باشد. با کمال تأسف آنها جنایت بسیاری را در جهان مرتکب شده‌اند.  مثال‌های بسیاری در این باره جلوی دیدگان شما موجود است؛ آنچه که در جنوب آفریقا رخ داد و آن رفتاری که انگلستان با هندوستان و اروپایی‌ها، هلندی‌ها و بلژیکی‌ها با سرخپوستان در آمریکا از خود نشان دادند.

وی خطاب به خضر اظهار کرد: شما می‌دانید که در قرن هفدهم، فرانسوی‌ها چگونه از همه سو و حتی از بُعد معرفتی و از جمله دین جمع شدند تا بگویند چگونه هیبت آنها را در جامعه اروپایی حفظ کنیم و به دیگران نیز توجهی نداشتند.

اما مسئله دیگر اینکه در سال ۱۹۰۷ و آغاز قرن بیستم که فرانسوی‌ها تمام تلاش خود را کردند تا تمدن به دیگر نقاط دنیا منتقل نشود و خطرهایی که تمدن اروپایی‌شان را تهدید می‌کند مشخص کنند؛ چرا که دیدند اسلام و ساحل شرقی مدیترانه بزرگترین خطر برای آنان است، زیرا این منطقه به یک زبان، دین و اعتقادات سخن می‌گویند و مشترکات بسیار و تاریخ یکسان دارند و یک خون در رگ آنهاست. برای همین نیز ترسیدند و رژیم صهیونیستی را آوردند و آن را در منطقه کاشتند.

حمیّد در ادامه این خطاب افزود: این موارد بسیار بزرگی که در جهان رخ می‌دهد و از جمله این وبا یا ویروس کرونا، همان است که به ما می‌گوید عدالتی وجود ندارد. شاید راه‌حل تنها با ایجاد عدالت به دست می‌آید. من به عنوان یک نویسنده فلسطینی و شما از جنوب لبنان از سرزمین هود سخن می‌گویی. تو از مسائل ملت خودت می‌نویسی و من از مسائل ملتم؛ اگر با آنها در پیمان و ائتلافی نباشی، چه دور یا نزدیک، کوچک یا بزرگ برای تو احترامی به هیچ وجه قائل نیستند.

تزلزل مفهوم سیاست در چارچوب جهانی‌سازی

عباس خامه‌یار در این بین اظهار کرد: درست است که ما با مشکلاتی روبرو هستیم و اصولی در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و … وجود دارد و میان ملت‌هایی که در این سیاره حکومت می‌کنند فاصله بسیار است، ولی همزمان ارتباط و روابط بسیاری وجود دارد و مانع این نمی‌شود که بگوییم دهکده جهانی از نظر رسانه‌ای یا ارتباطات وجود دارد، ولی این دهکده از نظر اقتصادی، فکری و یا طبقاتی، همگن و در یک سطح نیست.

حمیّد در پاسخ به خامه‌یار گفت: درست است که از طریق ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی دهکده جهانی وجود دارد، ولی با کمال تأسف، من فراتر از این امر را می‌نگرم. این مسئله تنها به خاطر این است که اطلاعات بسیاری را بتوانند جمع کنند و از آداب و رسوم موجود در اماکن مختلف مطلع شوند تا بتوانند ما را بهتر بشناسند.

ادریس هانی، نویسنده و محقق از کشور مغرب نیز اظهار کرد: مفهوم سیاست و کشور در چارچوب جهانی‌سازی متزلزل می‌شود. در اواخر دهه نود و اوایل سال دو هزار، کتابی را پیرامون جهانی‌سازی و گفتمان آن نوشتم، ولی نام آن را تفاوت‌ها و نزدیکی‌ها گذاشتم. ما همزمان یکدیگر را در آغوش می‌گیریم و همزمان نیز از هم جدا می‌شویم و از همین جاست که جهانی‌سازی را از صفر شروع می‌کنم. به نظرم به مثابه تأسیس دهکده جهانی است. یک مجتمع جهانی داروینی، قدرتمندها ضعفا را می‌خورند. منظورم این است که ارتباط وجود دارد و جدایی نیز همزمان با آن است. یک متن اصلی و یک حاشیه وجود دارد. نفی نمی‌کنم که ما در جهانی نزدیک به هم و تنیده در هم قرار داریم، ولی همزمان نیز جهانی متناقض وجود دارد که براساس فلسفه تاریخی هگل بنا شده است. این همان است که آن را در سطوح مختلف خوانده‌ام؛ جوهر آن جنگی براساس به رسمیت شناختن میان برده و سرور است.

ارتباطات نزدیک؛ لازمه دهکده جهانی

حمیّد در این باره گفت: ما نمی‌خواهیم که غربی‌ها را بزرگ جلوه دهیم؛ آنها به هیچ وجه با ما همراه نبودند. غربی‌ها می‌خواهند ما یک بار دیگر برای شستن خیابان‌های پاریس و لندن باز گردیم و این همان نگاه غربی است.
یونس ادریس نیز اظهار کرد: من بیش از همه با غرب سر جنگ دارم؛ جنگ عرب‌ها بر ضد غرب، جنگ برده‌ها بر ضد مالکان آنها، جنگ برده‌داری نوین بر ضد مالکان نوین آنها و حتی گفت‌وگوی تمدن‌ها نیز داخل در همین نزاع با استکبار قرار دارد و نیز این امپریالیسم و برده‌داری. ما همگی بر یک اندیشه اتفاق نظر داریم و در اصل و جوهر این امر اختلاف نداریم.

حسن حمیّد در این باره گفت: ما قصد جنگ با غرب نداریم، بلکه باید غرب به ما احترام بگذارد؛ ما نیز انسان هستیم و تمدنی را ارائه کرده‌ایم.

خامه‌یار نیز افزود: ضرورتی نیست که وجود دهکده جهانی را انکار کنیم، ولی می‌توان گفت که دهکده جهانی با وجود ارتباطات نزدیک وجود دارد؛ چرا که فضای ارتباطات بسیار نزدیک است و این ویروس این امر را به طور کامل نشان داد. اما همزمان این کره خاکی، یک دهکده جهانی ناهمگن است و در آن فاصله وجود دارد و برخی در غرب می‌خواهند تا بر این دهکده به طور کامل و همه‌جانبه تسلط داشته باشند و این امر شاید به دلیل عدم انکار چنین دهکده‌ای است.

حمید بیان کرد: من با نظر رایزن ایران در لبنان مخالف نیستم، چرا که با فرهنگ و گرایش‌های وی آشنا هستم، ولی باید به طور کامل هوشیار باشیم؛ همان گونه که مادران ما می‌گویند که آتش تنها همان نقطه را می‌سوزاند، بر ماست که مشکل خود را حل کنیم و همان گونه که ادریس گفت، آنها را در آغوش نکشیم. همین آغوش است که آن تکبر را ایجاد می‌کند.

وی تأکید کرد: ما باید دست از این کار برداریم و به فرزندانمان احترام بگذاریم، بیش از آن که بخواهیم به فرزندان همسایه احترام بگذاریم و بیش از آن که علوم غربی‌ها و تکنولوژی و آنچه را ساخته‌اند مقدم بدانیم. به خدا قسم بیشتر این علوم و بیشتر این نظریات، اختراعات و ابتکارها را مردمانی در همین جا به دست آورده‌اند؛ از «ادوارد سعید» گرفته تا «طارق علی» و …؛ نامهایی از پاکستان گرفته تا آفریقا. همان‌ها بودند که در این آزمایشگاه‌ها کار کردند.

حمید گفت: شما هم اکنون شاهد کرونا هستید؛ ببینید تمام پزشکانی که به زبان عربی سخن می‌گویند در بیمارستان‌های اروپا چه اقدام‌هایی انجام داده‌اند و چگونه چکیده اندیشه‌ها، ابتکارات و تلاش‌های خود را ارائه می‌کنند.

گفتنی است این نشست مجازی جمعه، ۱۹ اردیبهشت، ساعت ۱۵ به وقت محلی با حضور اندیشمندانی از کشورهای مختلف برگزار شد و رویکردی اندیشمندانه درباره مفهوم دهکده جهانی امن، آن هم پس از شکست مفهوم دهکده جهانی، نظریات پایان تاریخ و برخورد تمدن‌ها در اثر پیامدهای بیماری همه‌گیر کرونا ارائه داد.

در این نشست اساتیدی چون حجت‌الاسلام صادق اخوان، استاد حوزه علمیه قم درباره «بحران جهانی هویت در سایه کرونا و فروپاشی نظریه‌های مکاتب وضعی»؛  ادریس هانی، نویسنده و پژوهشگر مراکشی با عنوان «کرونا و سرنوشت دهکده جهانی، پایان تاریخ و برخورد تمدن‌ها، چه چیزی تغییر کرده است»؛ زیاد عبدالصاحب، رئیس جمعیت فتوای اسلامی با موضوع «دهکده امن و شریعت پروردگار جهان» و حجت‌الاسلام محمد شقیر، پژوهشگر و استاد دانشگاه لبنان با عنوان «فروپاشی دهکده جهانی و راه سوم» سخنرانی کردند.

اداره این نشست از سوی «خضر نبها» استاد فلسفه و کلام دانشگاه لبنان انجام شد و پایان این وبینار با جلسه پرسش و پاسخ بینندگان همراه بود.

ضمناً پنجمین نشست تخصصی وبیناری جمعه اینده ساعت ۴ و ۳۰ دقیقه به وقت تهران با عنوان «کرونا؛ مناقشه هویت انسانی» برگزار خواهد شد.

انتهای پیام

عکس منتخب هفته – ۱۳ اردیبهشت‌ماه تا ۱۹ اردیبهشت ماه ۹۹

این گزارش شامل عکس‌های منتخب خبرگزاری ایسنا از رویدادهای خبری یک هفته گذشته (۱۳ اردیبهشت ماه تا ۱۹ اردیبهشت ماه ۹۹ ) است.

۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ / ۲۰:۰۷

عمق فاجعه در شاهدیه بسیار بیشتر از خیابان‌کشی است

«محسن عباسی هرفته» در بازدید از بافت تاریخی شاهدیه به همراه جمعی از مسئولان استان و شهر شاهدیه، با اشاره به نهادینه شدن تفکر تخریب در طول سال گذشته در این شهر، اظهار کرد: متاسفانه وضعیت بافت تاریخی شاهدیه به گونه‌ای است که حفاظت در الگوی توسعه آن موضوعیتی ندارد، هر چند در سال‌های اخیر بارقه‌های کم‌رنگی از آن محسوس است.77

وی با بیان این که الگوی توسعه شاهدیه باید متناسب با بافت ارزشمند تاریخی آن تغییر جدی کند، گفت: خیابان‌کشی جدید در این بافت تاریخی به تبع طرح مصوب متعلق به سال ،89 بخش کوچکی از فاجعه‌ای چند 10 ساله است.

عباسی هرفته با بیان این که عمق فاجعه بسیار بیشتر از خیابان‌کشی جدید است، گفت: باید اتفاقاتی اساسی بیفتد و رویکرد مدیریت شهری در این محدوده تغییر کند، از طرفی باید برنامه جامعی تدوین شود تا مجموعه این بافت بی نظیر در افق 10 ساله با اقدامات حفاظتی، فرهنگ سازی و مدیریت درست به عنوان موزه معماری گلین ایران مورد نجات‌بخشی قرار گیرد.

وی افزود: در این بافت نباید به دنبال حفظ تک بنا و بناهای شاخص باشیم بلکه باید تمام بافت تاریخی به طور یکپارچه حفظ شود و در این مسیر باید با تفکر نهادینه شده تخریب در جامعه محلی و برخی مدیران، مقابله و در این رابطه فرهنگ‌سازی شود.

رییس پایگاه میراث جهانی شهر تاریخی یزد به ظرفیت‌های غنی این بافت در جذب گردشگر اشاره کرد و گفت: این بافت تاریخی از نظر معماری و قدمت می‌تواند با بافت تاریخی یزد رقابت کند اما تا زمانی که سازه‌های نامتعارف آجری، سیمانی و فلزی وجود دارد و اقدام درستی در راستای حفظ و مرمت آن انجام نشود، نمی‌توانیم انتظار بازدید گردشگران را از آن داشته باشیم.

وی در اولین گام خواستار استقرار نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی در این محدوده تاریخی شد و با تاکید بر این که هر نوع خیابان کشی و تخریب بافت تاریخی را مانند زخمی بر پیکر شهر شاهدیه است، عنوان کرد: این زخم ها منجر به عفونت و نابودی بیشتر می‌شود، پس نباید اجازه هیچ نوع تخریب و آسیبی به این بافت داده شود و با فرایند چند 10 ساله تخریب که این شهر ارزشمند هزار ساله را شرحه شرحه کرده است، مبارزه کرد.

عباسی هرفته با بیان این که بافت تاریخی شاهدیه تحقق معنای واقعی کیمیاگری است، تصریح کرد: اگر در کیمیاگریریال مس را به طلا تبدیل می‌کنند، معمار ابرند آبادی و گردفرامرزب و نصرت آبادی، خاک این مناطق را به شاهکار تمدنی بی‌نظیری تبدیل کرده‌اند و اگر بفهمیم گنجی بی بدیل چه به لحاظ فرهنگی و چه به لحاظ اقتصادی است، در حفظ آن همت گسترده‌ای انجام می‌دادیم.

عضو شورای فنی میراث فرهنگی استان یزد مشکل دوم را مرمت‌های نادرست صورت گرفته در این بافت دانست و خاطرنشان کرد:  در مرحله بعدی باید این مرمت‌ها با آموزش و حضور فعال میراث فرهنگی اصلاح شود.

مسئول کمیسون عمران شورای شهر یزد به قدمت بالای این بافت اشاره کرد و گفت: هنوز هم می‌توان این بافت را نجات داد، اگر همت و عزم مدیران و دلسوزان بر این مهم قرار گیرد و مهمترین قدم در این مسیر فرهنگ سازی و آگاهی بخشی عمومی از این گنج بی بدیل معماری گلین ایران است.

اخیراً بافتی تاریخی و منحصر به فرد شهر شاهدیه از توابع استان یزد پس از مدتها کم توجهی به دلیل کمبود اعتبارات، در حال نابودی در قالب برنامه‌های توسعه شهری قرار گرفته که بازتابهای زیادی در رسانه‌ها داشته است.

انتهای پیام