هم‌نشینی «گونتر اوکر» با حافظ در بوشهر

افشین درمبخش، مدیر پروژه در خصوص آثار “گونتر اوکر” که در این نمایشگاه ارائه شده، نوشته است: هنر و عرفان رابطه ای تنگاتنگ دارند و این را می توان با خوانش شعر حافظ و مشاهده آثار اوکر بیشتر درک کرد. راویان واقعی حقیقت اوکر محسوب می شوند؛ گویی به هنگام خلق آثار، با حافظ همراه و همنشین بوده است. او را سال هاست می شناسم و اینگونه توصیف می کنم: انسان ها برای زندگی نفس می کشند /گونتر اوکر برای نشان دادن انسانیت نفس می کشد.


وی اینگونه ادامه می دهد گونتر اوکر، هنر، شعر، فلسفه و جتب عرفان نیست، بلکه روزنه ای پر از روشنایی ست که به هستی گشوده شده است. 


بی شک، گونتر اوکر پیشتاز آن دسته از هنرمندانی است که از “هنر و ادب” به “ابد” رهسپار شده اند. به نظر می رسد او قافله سالار آن گروه از نوابغ بشری است که هستی با موجودیت و عظمت، پیدا و پنهان و خوب و بد خویش، تنها یک عنصر از عناصر گفتار و بیان آنهاست. پیشتازان بی همتایی که نه تنها به هستی گوش می سپارند، بلکه زبان هستی اند. 


سخن از مردی است که در بلندی ایستاده. بلندایی که هر چه می گذرد، با گذشت خویش، تنها یک گذار برای او رقم می زند. او از اوجی شکوهمند به سمتی جریان دارد که همه یا بسیاری از جریان ها به سمت آن جاری هستند: روح انسانی و تسلیم در برابر حقیقتی واحد و بسیط. 


به گزارش ایسنا، «گونتر اوکر» هنرمند آلمانی است که با الهام از غزلیات حافظ آثاری را خلق کرده و اعتقاد دارد آزادی شاعرانه، شور و اشتیاق و نزدیکی عمیق حافظ به احساسات انسانی او را تحت تاثیر قرار داده و انگیزه‌ای شده تا تاجی با تزئین بر سر اشعار قرار بدهد.


نخستین نمایشگاهی که از اوکر در ایران برپا شد، نمایشگاه «زخم‌ها و پیوندها» با مجموعه‌ای از آثار این هنرمند آلمانی بود که سال ۱۳۹۱ در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.


آیین گشایش نمایشگاه آثار هنرمند آلمانی، “گونتر اوکر” با عنوان کرنش به حافظ امروز ساعت ۱۶ تا ۱۸ در دانشکده هنر و معماری واقع در بافت قدیم بوشهر، عمارت نوذری برگزار می شود.


انتهای پیام

اشتباه‌هایی که تهران را به خفگی کشاند!

مناظر طبیعی، سبز و آرام مهمترین خصیصه نقاشی‌های محجوبی است. اگرچه خودش می‌گوید این نقاشی‌های آرام در واقع اعتراض به «انسان» است؛ انسانی که به جای اسب‌ها ماشین کاشته است و اعمالش باعث شده تا از این طبیعت خدادی، چیزی جز درخت‌های لاغر و بی‌جان، باقی نماند. 

البته به نظر می‌رسد سرآغاز توجه محجوبی به طبیعت و گسترش نمود آن در آثار نقاشی این هنرمند از زمانی شکل یا بهتر است بگوییم شدت گرفت که طراحی پارک‌های معروف شهر تهران همچون «ساعی» و «ملت» را برعهده داشت. محجوبی می‌گوید طراحی این پارک اهمیت نقش درختان‌ در زندگی انسان‌ها را برایش پررنگ‌تر کرد و به همین سبب هم در آثار هنری‌اش بیشتر به این موضوع پرداخت. 

محجوبی حالا در آستانه ۹۰ سالگی، مجموعه‌ای از آثارش را از دهه‌های ۲۰ تا ۹۰ به نمایش گذاشته است. آثاری که در آنها سبک‌های گوناگون هنری دیده می‌شود، اما اکثریت را همان آثاری تشکیل می‌دهند که بیشتر رنگ و بوی طبیعت و آرامش دارند. در این نمایشگاه همچنین اولین اثر رنگ روغن این هنرمند پیشکسوت که آن را در سال ١٣٢٨ و در سن ١٩ سالگی نقاشی کرده، ارائه شده است.

این هنرمند پیشکسوت در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: الان در آستانه ۹۰ سالگی هستم و ۷۰ سال است که تهران را از نزدیک می‌بینم. ۲۰ ساله بودم که از لاهیجان به تهران آمدم. زمانی که در خیابان‌ها درشکه بود و حال و هوای شهر نسبت به امروز بسیار متفاوت بود. 

او ادامه می‌دهد: پس از آنکه از مدرسه البرز فارغ‌التحصیل شدم به دانشکده هنرهای زیبا رفتم. شش سال در شهرسازی و ۱۲ سال در دفتر فنی پارک‌های تهران کار کردم که پارک «ساعی» اولین و پارک «ملت» آخرین کارم بود. در این تمام این سال‌ها تهران را دیدم که چه بود و چه شد.

محجوبی با بیان اینکه «متاسفانه تهران به صورت بی‌منطقی زشت شده است»، اظهار می‌کند: در دهه ۴۰ حساب کرده بودیم که با توجه به ذخیره آبی، تهران و حومه آن یعنی کرج و لواسانات می‌تواند حدود ۷ تا ۸ میلیون جمعیت داشته باشد. این جمعیت امروز تهران اشتباه است، اما باز هم متاسفانه همچنان به ساخت و ساز ادامه می‌دهند. ساخت چیتگر هم از دیگر اشتباهاتی بود که در حق تهران رخ داد. این شهر همانند نعل اسب بود و غرب تنها جای باز تهران بود که ساخت چیتگر در سمت غرب باعث شد این سمت نیز بسته شود. به همین خاطر هم تهران از همه طرف بسته شده و در حال خفه شدن است. 

او می‌گوید: البته این شرایط فقط شامل حال تهران نمی‌شود و به طور کلی زمین با این مشکل مواجه است. حدود ۴۵ سال پیش نقاشی کشیدم و این موضوع را بیان کردم که زمین در حال خفه شدن است و نمی‌تواند این جمعیت را تحمل کند. در ظاهر این‌ها نقاشی است، اما در واقع اعتراض من به «انسان» است.

این هنرمند پیشکسوت همچنین درباره سبک هنری خود توضیح می‌دهد: من در همه سبک‌ها کار کرده بودم، اما به مرور سعی کردم ابتکار داشته باشم و در نهایت به این سبک رسیدم. زمانی که پارک‌ها را می‌ساختم پی بردم که چقدر نقش درخت در زندگی ما مهم است؛ در واقع ما خودمان خراب می‌کنیم و بزرگ‌ترین آسیب هم به خود ما می‌رسد. 

محجوبی ادامه می‌دهد: در واقع آثارم اعتراض به انسان است. سعی کردم تفکراتم را به وسیله نقاشی بیان کنم. ما اسیر ماشینیسم شده‌ایم و کوچک‌ترین خبر دنیا می‌تواند زندگی انسان‌ها را تحت شعاع قرار دهد. دوره عجیب و غریبی است و نمی‌دانم انسان قرار است به کجا برسد. انسان اشرف مخلوقات است و مقام او بسیار بالا است، اما در طول تاریخ انسان‌های حریصی بودند و هستند که تمام گرفتاری تاریخ به نوعی ریشه در این افراد دارد. افرادی که تلاش می‌کنند دنیا را زشت کنند. 

به گزارش ایسنا، نمایشگاه «روزگار محجوب» تا تاریخ ۲۷ دی‌ماه در نگارخانه مهرسان واقع در خیابان کارگر شمالی، بعد از خیبان فرصت امکان بازدید دارد.

انتهای پیام

ایران زیباست؛ مهمانان زنده رود

۲ دی ۱۳۹۸ / ۰۱:۰۹

پرنده‌های مهاجر در اولین روزهای فصل زمستان میهمان زاینده رود اصفهان هستند. این پرندگان هر ساله زیبایی زاینده رود را دو چندان کرده و فضای چشم نوازی را در این شاهکار تاریخی ترسیم می کنند. زنده‌رود در فصل پاییز و زمستان میزبان هزاران قطعه انواع پرنده مهاجر از قبیل فلامینگوها، انواع اردک شامل مرمری، بلوطی، سرسفید، انواع حواصیل و غازهای وحشی است.
موقعیت جغرافیایی استان اصفهان در فلات مرکزی از نظر مسیر رفت‌وآمد و مهاجرت پرندگان اهمیت ویژه‌ای دارد و لازم به ذکر است اصفهان به دلیل اینکه با مساحت زیاد در مرکز ایران قرار گرفته دارای تالاب‌های کوچک و بزرگ مختلف و زیستگاه‌های گوناگون از مهم‌ترین مناطق ایران برای بقای نسل پرندگان مهاجر است.

برای درگذشت راوی موسیقی چوپانی مازندران + ویدیو

به گزارش ایسنا، کی‌قباد میردار ـ نوازنده نی و راوی موسیقی چاربداری مازندران ـ پنجشنبه در سن ۵۶ سالگی درگذشت و جمعه (۲۹ آذر ماه) به خاک سپرده شد. علت فوت این هنرمند به صورت دقیق اعلام نشده است.

این هنرمند سال گذشته در پنجمین دوره از فستیوال موسیقی آینه‌دار در سومین شب که به موسیقی و آیین‌های مردمی مازندران اختصاص داشت، شرکت کرد. او در این فستیوال به همراه بهمن سام دلیری یکی دیگر از خوانندگان آن منطقه قطعاتی را اجرا کردند.

خبرنگار ایسنا به بهانه از دست رفتن این هنرمند با علی مغازه‌ای ـ کارشناس موسیقی و دبیر فستیوال آینه‌دار ـ که مرحوم میردار را به این فستیوال معرفی کرده بود، صحبتی داشته است.

از مغازه‌ای درباره‌ی نحوه آشنایی‌اش با کی‌قباد سوال می‌کنیم. می‌گوید: طبق روالی که به دنبال هنرمندان محله‌های مختلف می‌گردیم با او آشنا شدم. گاهی پیش می‌آید برخی از دوستان که با هنرمندان بومی یک محله آشنایی دارند و یا خودشان اهل همان‌جا هستند، نوازندگان یا خوانندگان یک منطقه را به ما معرفی می‌کنند. این بار به واسطه یکی از دوستان به دامنه‌های الم کوه در منطقه چالوس رفتیم. در آنجا دو روستای دوقولوی به هم چسبیده به نام الیت و دلیر در ارتفاعات بلندی قرار داشت. محل زندگی کی‌قباد آنجا بود. من قبلا نام او را شنیده بودم و در نهایت به واسطه آقای روشن میردار به خانه او رفتیم.

«کی‌قباد میردار»

عکس از علی مغازه‌ای

او ادامه می‌دهد: در آنجا متوجه شدم که خوب می‌خواند، خوب ساز می‌زند، به شعرهای چوپانی و ترانه‌های عامیانه مردمشان مسلط است و مقام‌ها را می‌شناسد؛ به همین دلیل او را به فستیوال دعوت کردم. زمانی که به آینه‌دار آمد نی خود را فراموش کرده بود و همراه بهمن سام دلیری برنامه بسیار جذابی اجرا کردند. آنها در روز سوم فستیوال و اختتامیه اجرا کردند و عنوان برنامه‌شان «خونش کِرد و گالش» به معنای خوانندگی چوپان و گالش بود.

این کارشناس موسیقی اظهار می‌کند که کی‌قباد دامدار بود و معمولا دام‌های خود را در تابستان به ارتفاعات سیاه بیشه می‌برد و تا سه چهار ماه بازنمی‌گشت و در این مدت گاهی همسرش به او سر می‌زد.

مغازه‌ای در پایان درباره نحوه‌ای که میردار موسیقی را فراگرفته بود، می‌گوید: او نیز مانند دیگر چوپان‌ها از کودکی چوپانی کرده‌ بود و در کنار قدیمی‌ترها نی زدن را فرا گرفته بود.  نی زدن و موسیقی چوپانی یا چاربه داری در تمام ایران وجود داشته و مرسوم بوده است؛ به همین دلیل چوپان‌ها این کارها را خواه یا ناخواه به شکل سینه به سینه یاد می‌گرفته‌اند. حال گاهی اوقات بعضی از آنها خوب می‌خوانند که مانند کی‌قباد می‌توانند در اجرای صحنه‌ای حضور داشته باشند.

در اینجا می‌توانید بخشی از خواندن و نواختن نی این هنرمند را مشاهده کنید:

مراسم ترحیم کی‌قباد میردار امروز در مسجد تجن کلا واقع در چالوس برگزار خواهد شد.

انتهای پیام

«زلزله که آمد، اول دوتار را نجات دادم»

اسمش «حسین» است اما پدرش او را «کَرَم» صدا می‌کرده. این اسم را هم از روی داستان «اصلی و کرم» انتخاب کرده است. ۳۰ سال دارد. تا کلاس پنج درس خوانده و حالا هم ساز می‌سازد و هم می‌نوازد. بخشی‌گری را از پدر و اجدادش به ارث برده است اما هنوز خودش را بخشی نمی‌داند. کرم یک پسر ۶ ساله‌ هم دارد که به نوازندگی علاقه نشان می‌دهد. یک بالش زیر پایش می‌گذارد و با اینکه انگشت‌هایش به پرده‌های دوتار نمی‌رسد ادای بخشی‌هایی که دوتار به دست دارند، در می‌آورد؛ در حالی که کرم هنوز چیزی به او یاد نداده‌ اما این پسر رفتار پدرش را با چشم دیده و دنبال کرده است.

«علی بخشی (پدرم) دو زن داشت. بچه‌های زن اولش سن‌بالا هستند. شاید سن نوه‌هایشان هم از سن من بیشتر باشد! سه برادر و دو خواهر از زن اول پدرم دارم. زن دوم پدرم یعنی  مادرم، چهار دختر و من را به دنیا آورد. دو برادر و یک خواهرم از زن اولی مادرم فوت شده‌اند. مادرم ۱۴ ساله بوده که به عقد پدرم درآمده است. دو برادر از زن اول پدرم استاد دوتار بودند که هر دو فوت کردند. من هم هشت ساله بودم که پدرم فوت شد. از چهار سالگی همیشه در کنار علی بخشی  بودم و وقتی داستان‌ها را روایت می‌کرد، گوش می‌کردم اما حالا بخش کمی از آن داستان‌ها در ذهنم مانده است. آن زمان ساز را در یک کیسه پارچه‌ای می‌گذاشتند و بالای دیوار خانه آویزان می‌کردند تا دست بچه‌ها به آن نرسد. هر کسی که به خانه‌مان می‌آمد از پدرم می‌خواست تا برایش ساز بزند. گاهی اوقات که پدرم ناخوش بود و نمی‌توانست بزند، می‌گفت سیم دوتار خراب است اما وقتی من گریه می‌کردم، ساز را پایین می‌آورد و آنقدر می‌زد تا خوابم ببرد؛ آن آهنگ‌ها در ذهن من حک شده است. نوازندگی در خون خانواده گل‌افروز وجود دارد. آنقدر در خانه ما ساز هست که همین‌طور راه می‌روی به پایت گیر می‌کند».

این حرف‌های کرم گل‌افروز از سازنده‌ها و نوازنده‌های شمال خراسان است که در یک خانواده بخشی بدنیا آمده است. همه او را بخشی‌زاده صدا می‌کنند اما کرم معتقد است هنوز بخشی نیست چون کارهایی که بخشی‌های قدیم انجام می‌دادند دشوار بوده و انجام آن کارها از عهده هر کسی برنمی‌آمده است. قدیم‌ها، بخشی‌ها سه شبانه‌روز دوتار می‌زدند. کرم به نقل از مادرش می‌گوید: «هر وقت پدرم از مجالس بر می‌گشت  از سر انگشتانش خون می‌چکید. حالا دیگر مثل قدیم نیست، حتی میدان این کار هم وجود ندارد. قدیم‌ها دوتار، کمانچه و قوشمه بود و مثل حالا سازهای برقی و اُرگ وجود نداشت. به همین خاطر مردم هر شب سراغ نوازنده‌ها می‌رفتند. نوازنده‌ها هم سعی می‌کردند حکایت‌های جدید را از کتاب‌های مختلف حفظ کنند تا در مجالس، داستان‌های تکراری روایت نکنند.»

وقتی کرم بچه بوده، یکی از برادرهایش کتاب‌ها و ساز پدر را به یکی از عموهایش می‌فروشد. او از همان بچگی برای پس گرفتن دوتار پدر کار می‌کند، به همین دلیل هم نمی‌تواند بیشتر از کلاس پنجم درس بخواند. برای کار به مشهد می‌رود، از مکانیکی گرفته تا یخچال‌سازی، بنایی، نقاشی و صافکاری را انجام داده تا به ۱۳ سالگی می‌رسد. به گفته خودش آچار فرانسه و هیچ‌کاره است. در این مدت دنبال یک دوتار می‌گشته تا بتواند نوازندگی را ادامه دهد. بعد از مدتی به یکی از دوست‌های پدرش که کارگاه ساز سازی داشته سر می‌زند، با بیست هزار تومان یک دوتار کوچک می‌خرد. صبح‌ها قبل از آنکه سرکار برود دوتار می‌زده، زمان ناهارش هم همین کار را انجام می‌داده. از پدرش فقط یک نوار کاست داشته، آنقدر آن را گوش می‌دهد تا صدایی مشابه همان صداها را دربیاورد. بعد از مدتی دوباره به دوست پدرش سر می‌زند، او دوتارنوازی کرم را تایید می‌کند و می‌گوید: «باید دوتار بزرگ‌تری بخری». کرم هم ۶۰ هزارتومان می‌دهد و یک دوتار بزرگ می‌خرد.

به گفته کرم چون قدرت پنجه‌ نوازنده‌هایی که از نسل بخشی هستند با دیگران فرق می‌کند، به همین دلیل هم هر چه او در نوازندگی پیش می‌رفته دوتارهایش ناکارآمدتر می‌شدند و مجبور می‌شود دوتارش را بارها عوض کند. یکی از دوتارهایش را هم برای تعمیر به پسر عمویش می‌دهد که خراب می‌شود. مدتی کارش را با همان دوتار خراب پیش می‌برد. به مجالس دعوت می‌شود و مردم می‌خواستند که برای آنها دوتار بزند و بخواند.

کرم بعد از مدتی دلسرد می‌شود و دوتار را به کلی کنار می‌گذارد. حتی سازش را هم به شاگردش می‌بخشد و تصمیم می‌گیرد نوار کاست‌های باقی‌مانده از صدای علی بخشی را هم به او بدهد. اما بعد از مدتی متوجه می‌شود، عمویش تصمیم گرفته ساز علی بخشی (پدرش) را بفروشد. چند بار پیگیر می‌شود اما نمی‌تواند او را راضی کند تا ساز پدرش را به او بفروشد. به همین دلیل بزرگان بخشی را واسطه می‌کند تا سرانجام موفق می‌شوند عمویش را قانع کنند. عموی کرم با کلی چانه راضی می‌شود دوتار علی بخشی را با قیمت ۶۰۰ هزار تومان به پسرش بفروشد. کرم بعد از شرکت در یک جشنواره‌ موسیقی، یک کارت ۴۰۰ هزار تومانی هدیه می‌گیرد. ۲۰۰ هزار تومان دیگر روی همان کارت می‌گذارد و پول دوتار را پرداخت می‌کند. دوتار علی بخشی باعث می‌شود کرم نوازندگی را دوباره شروع کند. بزرگان روستا می‌گویند این ساز بیش از ۱۰۰ سال سن دارد.

علیرضا گل‌افروز برادر بزرگ کرم که نوازنده و سازنده قابلی هم بوده، یک دوتار معروف صدف‌کاری و قدیمی داشته. یک روز کرم در مهمانی بوده که نوه‌ی عمه‌اش با همان ساز وارد مجلس می‌شود. مرحوم سلیمان ولی‌نژاد برادر حسین بخشی هم در آن جمع بوده است و از کرم می‌پرسد: «این دوتار را می‌شناسی؟» او هم جواب می‌دهد: «تیپ آن شبیه دوتارهای خودمان است» همانجا متوجه می‌شود این ساز متعلق به برادر مرحومش است. قطعاتی که علیرضا می‌نواخته شادیانه‌هایی بوده که بیشتر در مراسم عروسی طرفدار داشته به همین دلیل هم کرم آن آهنگ‌ها را زیاد تمرین می‌کرده است. یک سال می‌گذرد. سلیمان ولی‌نژاد فوت می‌کند و شب شعری برای این هنرمند در شیروان برگزار می‌شود. بعد از مراسم، نوه عمه‌اش او را به خانه‌اش دعوت می‌کند، کرم کمی با دوتار برادرش می‌زند و صاحبش حاضر می‌شود ساز را به او  بفروشد. کرم هم ۵۰۰ هزار تومان می‌پردازد و صاحب ساز برادرش می‌شود. مرحوم علیرضا این ساز را در سال ۱۳۴۵ ساخته بود.

سال‌ها پیش فوزیه مجد پژوهشگر موسیقی به روستای گِلیان می‌رود و با بخشی‌ها و خانواده گل‌افروز آشنا می‌شود. این پژوهشگر در کتابش درباره طایفه بخشی‌ها نوشته است: «روستای گلیان مقر طایفه‌ی بخشی حمرا بود و اکثر خانواده‌ها بخشی بودند. عموی حمرا، داود علی بخشی گلیانی ولی‌نژاد، متولد ۱۲۷۲ در حیات بود و ۸۵ سال داشت. برادر کوچک‌تر حمرا، علی گل‌افروز، بخشی بود و پسر عمه‌ی حمرا، حاج حیدر کارگر، نوازنده‌ی چیره‌دست دوتار بود.»

مجد درباره بخشی‌گری هم می‌نویسد: «بخشی‌گری یک رشته از سلسه‌ی فقر محسوب می‌شده و در این ارتباط، بخشی حمرا مطالبی آموزنده و درخور توجه بیان کرد. آن روز در روستای گلیان در خانه‌ی علی گل‌افروز نشسته بودیم و بخشی حمرا و دیگران حضور داشتند. حمرا قبلا گفته بود که ۴۷ سال دوتار می‌زند یعنی از ۲۰ سالگی. چون تصور داشتم که باید خیلی زودتر با داشتن پدری نظیر علی‌اکبر بخشی، دوتار بدست گرفته باشد، علت را جویا شدم. حمرا نظر دارد که واژه «بخش» درست است. این واژه از آنجاست که خداوند به انسان بخش می‌دهد و در صورتی که سالک بتواند از عهده شرایط آن برآید، لقب بخشی به او تعلق می‌گیرد. به گفته خودش به این لباس می‌گوییم لباس فقر. باید احترام این لباس نگه داشته شود. راه فقر هفده سلسله دارد: منجمله  درویشی، بخشی‌گری، خیاطی، دهقانی و سلمانی. این لباس فقر در هر سلسله همراه با تعالیم معنوی است که مهم‌ترین آن شامل مهار نفس است.  این مسئله را حمرا با این الفاظ بیان کرد: «اختیار ۳۰۶ و ۴۰۴ پاره استخوان را باید داشته باشی. چشم نباید هر کاری کند. نباید اختیار به چشم دهی. اگر چشم بخواهد هر کاری کند، پروردگار عالم این اختیار را از من می‌گیرد.»

این پژوهشگر همچنین در متن آلبوم «شاهزاده زرین‌عذار» می‌نویسد: «حمرا گل‌افروز بخشی‌گری را در تداوم نسل‌ها امکان‌پذیر می‌دانست و این تداوم یکی از شرایط مهم بخشی‌گری تلقی می‌شد و می‌بایست دانش و تعالیم اخلاقی که اصالت بخشی‌گری را متضمن بود، در خلوت جو خانواده فراگرفته و درک شود و پدر الگویی نمونه باشد برای کودک و نوجوان که در آینده باید دوتار به دست گیرد و راه پدر را ادامه دهد. اما حالا هر کسی یک دوتاری برداشته، آواز خوبی دارد، چهار تا کردی می‌خواند اسمش را گذاشته بخشی و این طرف و آن طرف می‌رود. اما از طفولیت باید پشت در پشت، چکیده باشی نه چسبیده.»

حالا  بعد از گذشت سال‌ها کرم می‌گوید: «از نسل ما کسی در روستای گلیان نمانده است و همه دربه در شده‌اند. اما من سعی کرده‌ام چراغ کار پدرم را در روستا روشن نگه دارم و هر کسی که به روستا می‌آید، می‌پرسد شما پسرِ علی بخشی هستی؟ روستای ما حدود ۶۰۰ نفر جمعیت دارد و همگی تات‌زبان هستند.  اسم گِلیان قدیم‌ها جلیان بوده که بعدها به گِلیان تغییر پیدا کرده است. مردم، بیشتر کشاورزی می‌کنند و باغ انگور و گردو دارند. اما جوان‌ترها بیشتر به مشهد و شهرهای بزرگ‌تر مهاجرت می‌کنند چون در روستا کار نیست و بیشتر به سمت مواد مخدر می‌روند. نباید هم بیشتر از این هم انتظار داشت. وقتی کار و سرگرمی نباشد جوان‌ها هم به سمت خوبی نمی‌روند.»

او کارگاه کوچک ساز سازی در روستایشان دارد و سازهایی که تا چند سال پیش می‌ساخته، خوب می‌خریدند اما چند سالی است که جیب مردم خالی شده و آنهایی هم که ساز دارند سعی می‌کنند سازهایشان را با قیمت پایین پس بیاورند. روستای گِلیان در خراسان شمالی از لحاظ بخشی‌گری خیلی معروف است و سازهای خوبی هم در آن تولید می‌شود.

کرم می‌گوید: «هنوز هم مردم به امید اینکه سراغ پسر علی بخشی می‌آیند، به کارگاهم سر می‌زنند. از من اطلاعات می‌گیرند، غافل از اینکه من برای به دست آوردن این اطلاعات زحمت بسیاری کشیده‌ام. سال‌ها دنبال نوارهای پدرم می‌گشتم، منت مردم را می‌کشیدم تا یکی از آن نوارها را به من بدهند. بعضی از قدیمی‌ها نوارهای پدرم را در صندوق قایم کرده‌اند و وقتی می‌گویم این نوارها را بدهید تا ضبط کنم و برایتان پس بیاورم، می‌گویند اینها یادآور علی بخشی است و اگر تو ضبط کنی، پخش می‌شود.»

انتهای پیام

دشمن جرات حمله به مرزهای ما را ندارد

سردار رمضان شریف شامگاه روز پنج شنبه در یادواره سرداران و ۲۳۲ شهید شهرستان دشتی در استان بوشهر اظهار کرد: باور داریم که شهیدان زنده هستند و ناظر اعمال و کردار ما هستند.


وی با بیان اینکه شهدا به گردن این کشور حق زیادی دارند، افزود: استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی، جاری شدن احکام اسلام و تحقق کلام الهی خواسته شهدای انقلاب اسلامی بوده است که بدون تردید به پای آرمان های انقلاب ایستادگی کرده اند.


به گزارش ایسنا، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تصریح کرد: شهیدان به همه دنیا ثابت کردند که با فرهنگ اهل بیت که برای استقرار آن خون دادند، سعادت مردم کشورمان را در این جهان و جهان آخرت تامین می کنند. 


شریف بیان کرد: ایجاد کودتاها و توطئه های فراوان همراه با ترورهای کور و سپس جنگ تحمیلی بخشی از کارکرد دشمن با ملت ایران و نظام نوپای ایران اسلامی بوده است.


وی عنوان کرد: بررسی ها نشان می دهد که مردم عراق از عملکرد رژیم بعثی و به خصوص دوران جنگ تحمیلی بر علیه ایران بسیار شرمنده هستند و حاضر نیستند که آن تاریخ سراسر ننگ را به یاد بیاورند.


سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: جنگ در هر کشوری بر علیه هر ملتی اتفاق بیافتد اگر آن کشور نتواند سرافراز از جنگ بیرون آید تحقیر و سرسپرده پیروزمندان جنگ می شود که نمونه آن را پس از جنگ جهانی دوم و در مورد کشورهای شکست خورده شاهد بودیم.


شریف افزود: در حالی که رزمندگان اسلام با پیروزی در جنگ تحمیلی هشت ساله نشان دادند که چگونه سرافراز از این کارزار نابرابر بیرون آمدند.


وی خطاب به شهیدان گفت: رزمندگان پس از شما موفق شدند کشور را در مسیر پیشرفت قرار دهند و اینک کشور به مرحله ای از بازدارندگی و قدرت دفاعی رسیده که دشمن جرات حمله و دست درازی به مرزهای ما را ندارد.


سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به جنایات بی شمار آمریکایی ها در سطح جهان، عنوان کرد: جنایات امریکایی ها در کشورهای منطقه پیش روی ماست اما ادعا دارند که طرفدار حقوق بشر هستند که دروغی بیش نیست. 


شریف ادامه داد: امروز اگر کوچک ترین تعرضی به مرزهای ما شود با پاسخ کوبنده فرزندان این انقلاب و نظام روبرو خواهد شد.


وی بیان کرد: آرزوی همه شهیدان باز شدن راه کربلا بود که با مجاهدت همان شهدا، علما و مردم شیعه و آزاده عراق، این وعده محقق شده است.


سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به وضعیت دشمن و کشور ما در منطقه، گفت: دشمن امروز نسبت به ۴۰ سال گذشته دستش خالی است و اگر روزی بر روی رژیم شاهنشاهی، سپس مجاهدین کوردل تروریست، طالبان و داعش حساب باز می کرد تا بر علیه منافع ملت ایران توطئه چینی کند، اما امروز نه در جنگ نیابتی و نه در جنگ مستقیم نتوانسته هیچ موفقیتی کسب کند.


وی با اشاره به تحولات اخیر در کشورمان گفت: امریکایی ها پس از سهمیه بندی بنزین در ایران، اقدام به سناریو نویسی برای ایجاد اغتشاش در کشور کردند اما پس از رشادت مردم ایران متوجه شدند نمی توان از این راه به ملتی که ۲۰۰ هزار نفر از آنان در دوران دفاع مقدس جان خود را تقدیم این انقلاب کرده اند ضربه زد.


شریف اظهار کرد: با همه اشکالاتی که برخی برای کشور ایجاد کرده اند اما می بینیم که چگونه مردم مبارز و انقلابی ایران به پای انقلابشان ایستاده و از آن دفاع می کنند.


منکر نارسایی های اقتصادی در کشور نیستیم


سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیان کرد: چهل سال دوم انقلاب دوره پیشرفت انقلاب است که اگر چه در ۴ دهه اول تهدیدات در همه زمینه ها به پیشرفت تبدیل شده اما در گام دوم انقلاب اراده این ملت به دشمن تحمیل خواهد شد.


شریف عنوان کرد: اگر دشمن فکر می کند می تواند ایران را به چالش بکشاند، اشتباه می کند چرا که در حوادث اخیر زنان و خانواده های ایرانی آن چنان به میدان آمدند که قابل تصور نیست.


وی گفت: منکر نارسایی های اقتصادی در کشور نیستیم اما این نارسایی ها به فرصت تبدیل خواهیم کرد و از این بابت نگران نیستیم. در گام دوم انقلاب، چنان اقتصاد پایداری در کشور حاکم خواهد شد که در باور نمی گنجد.


سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اظهار کرد: دشمنان نظام دلخوش کرده اند که یک راهپیمایی در کشور ایجاد و آن را تبدیل به شورش کنند در حالی که کشور ما هیچ بحرانی ندارد و در آینده خواهید دید که چه کسانی مغلوب هستند.


انتهای پیام 

یادمان استاد «محمد نوری» در فرهنگسرای ارسباران

به گزارش ایسنا و به نقل از فرهنگسرای ارسباران، بازخوانی دو اثر از محمد نوری با خوانندگی پژمان مصلح به همراه گروه موسیقی، اجرای آثاری از فرامرز پایور توسط فرهاد احمدی (تار)، علیرضا فریدون‌پور (آواز)، سعید رودباری (تنبک) و محمد انصاری (سنتور)، همنوازی سه‌تار و آواز (امیر متولی و رادفر ریاحی)، دونوازی سنتور و تنبک (رضا مهدوی و فریبرز جعفری) و تکنوازی پیانو پیام سوری اجراهای موسیقی این برنامه است.

محمد نوری متولد دی ماه ۱۳۰۸ در تهران است که آواز را نزد ثمین باغچه‌بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. او شیوه آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمه‌ایِ اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی و محمد سریر می‌داند. دهه بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی در میان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود که بخشی را می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای مختلف جهان از طریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. «محمد نوری» در همین سال‌ها – سنین نوجوانی – با خواندن اشعار نوینی که بر روی نغمه‌های روز مغرب‌زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده‌ بود، کار خوانندگی را آغاز کرد.

نوری سال‌های بعد، با تکیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلاً ذکر آنان رفت، فضای متفکرانه‌ای به گونه آوازیِ خویش دهد. محمد نوری طی پنج دهه بیش از سیصد قطعه آوازی را اجرا کرد. او همچنین به تقریر و ترجمه مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه‌ نیز پرداخت. محمد نوری در سال‌های پایانی عمر چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. او ترانه‌های زیادی با تم میهنی چون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار»، «ایران» را اجرا کرد.

او پس از انقلاب اسلامی و پس از مدتی سکوت، فعالیت هنری خود را با آلبوم «در شب سرد زمستانی» همراه با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت و این همکاری بعدها با آلبوم «آوازهای سرزمین خورشید» ادامه یافت. در سال ۱۳۸۵ او از سوی سازمان صداوسیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

محمد نوری سرانجام پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان مغز استخوان و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ در گذشت.

علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران به نشانی سیدخندان، بالاتر از سیدخندان، خیابان جلفا مراجعه کنند.

انتهای پیام

اجرای طرح «گفت‌وگوهای فرهنگی کشورهای جهان اسلام»/ فرهنگ اسلامی؛ نقطه اشتراک کشورهای اسلامی

image.png

ابراهیمی‌ترکمان در یازدهمین اجلاس وزرای فرهنگ کشورهای عضو ایسیسکو در تونس گفت: جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن چالش‌های فراروی وحدت، همبستگی و انسجام اسلامی کشورهای مسلمان، طرح «گفت‌وگوهای فرهنگی کشورهای جهان اسلام» را پیشنهاد می‌کند.

به گزارش ایسنا، ابوذر ابراهیمی‌ترکمان در یازدهمین اجلاس وزرای فرهنگ کشورهای عضو ایسیسکو در تونس گفت: امروز ما با هویت اسلامی‌مان اینجا جمع شده‌ایم و بر آن افتخار می‌کنیم، اما غفلت در میان جوامع اسلامی مانع بالنده شدن این هویت افتخار آمیز شده است. غفلت سبب جهالت مدرن می‌شود. امروز مشکل جهان ندانستن بسیط نیست، بلکه ندانستن در عین آگاهی است که از آن به جهالت مدرن تعبیر می‌کنم یعنی نوعی جهل در عصر اطلاعات.
وی منشاء پیدایش جهالت مدرن را ناباوری دانست و گفت: ناباوری به آموزه‌های عقل و خرد به تعبیر دیگر جدال بین «داشتن» و «شدن» است. آنچه دین از بشر انتظار دارد، شدن است. با خبر شدن؛ هوشیار شدن؛ عادل شدن؛ پرهیزگار شدن؛ دوستدار بشریت شدن؛ صالح شدن و شدنهای دیگر.
ابراهیمی‌ترکمان افزود: راهی که امروز افراطگرایان طی می‌کنند به شدن منتهی نمی‌شود، بلکه این راه‌ها به داشتن قدرت برای پیشگیری از شدن منتهی می‌گردد. جدالی که آنها در پیش گرفته‌اند نه تنها به صلح نمی‌انجامد، بلکه فاصله تا صلح را افزایش می‌دهد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار کرد: غفلت از گوهر درون انسان و عدم درک هدف از خلقت که همان عبودیت است، افراطگرایان را دچار توهم خود خداپنداری کرده است. خود را مالک جان انسانها تلقی می‌کنند و برای خود چنین حقی قایلند که جان هر کس را که بخواهند بستانند. آیا چنین پنداری جهالت مدرن نیست؟
«غفلت» چون حجاب ضخیمی در برابر حقیقت، مانع رویت «حقیقت» است
وی در ادامه سخنانش، تأکید کرد: یکی از مظاهر جهالت مدرن، خود مطلق‌‎انگاری است. انسان خود مطلق‌انگار خود را جای خدا می‌نشاند و قضاوت‌های قطعی خود را مقدس شمرده و انجام آنها را فریضه می‌پندارد. انگاره‌های خود مطلق‌انگاری، جایی برای نیاز و احترام به اندیشه دیگران باقی نمی‌گذارد و در چنین وضعیتی صلح، از دایره انگاره‌های فرد خود مطلق‌پندار، بیرون می‌رود، زیرا پیش فرض صلح، پذیرش احترام به اندیشه دیگران و خروج از مطلق‌انگاری است.
ابراهیمی‌ترکمان افزود: متأسفانه جاهلیت مدرن به سلاح علم و دانش مجهز شده و سرعت آثار تخریبی‌اش بیش از دوران جاهلیت بدوی است. در دوران جهالت بدوی، آثار تخریبی جهالت از خود فرد و اطرافیان و نیز تا حدودی از منطقه‌اش فراتر نمی رفت. اما جهالت مدرن امروز فراگیر شده و جهان را در کام خود فرو برده است.
بازگشت به عقلانیت و خردگرایی
رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اظهار کرد: امروز که منازعات فرقه‌ای ـ مذهبی به خشن‌ترین و خطرناکترین منازعات عصر حاضر تبدیل شده است، جای خردورزی در این میان به شدت خالی است و نیاز به بازگشت به عقلانیت و خردگرایی در میان اندیشمندان و رهبران دینی، به ضرورتی انکار ناپذیر تبدیل شده است.
وی ادامه داد: از سوی دیگر ما شاهد جنایات و کشتار بیرحمانه مردم مظلوم فلسطین توسط رژیم غاصب قدس شریف هستیم و این اقدامات با حمایت و پشتیبانی دولت امریکا صورت می‌گیرد.
ابراهیمی‌ترکمان یادآور شد: جمهوری اسلامی ایران اقدامات غیرقانونی و نامشروع دولت آمریکا در به رسمیت شناخته شدن شهرک‌سازی صهیونیستها در فلسطین اشغالی که بر خلاف قوانین بین‌المللی است و همچنین، اقدام خبیثانه دولت آمریکا در انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به بیت‌المقدس را محکوم می‌کند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان سخنانش، تأکید کرد: آمریکا با این اقدام بار دیگر دشمنی خود را نسبت به اسلام و مسلمانان و تعرض به مقدسات، سرزمین و حقوق فلسطینیان ثابت کرد و نشان داد که قوانین بین‌المللی و انسانی را به رسمیت نمی‌شناسد.
وی با بیان اینکه سرافرازی و سربلندی مسلمانان در گرو اتحاد و همبستگی بین آنهاست، گفت: جهان اسلام امروزه بیش از هر زمان دیگری به اتحاد و همبستگی نیاز دارد و تفرقه بین مسلمانان به سود دشمنان و به زیان جهان اسلام است، لذا جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن چالش‌های فراروی وحدت، همبستگی و انسجام اسلامی کشورهای مسلمان و لزوم معرفی سیمای تابناک اسلام و جایگاه والای آن در اداره زندگی بشری طرح ابتکاری «گفت‌وگوهای فرهنگی کشورهای جهان اسلام» را پیشنهاد می‌کند.
فرهنگ اسلامی بهترین عامل مشترک میان کشورهای اسلامی است
ابراهیمی‌ترکمان افزود: جمهوری اسلامی ایران خواستار پیشرفت و تحکیم تقریب بین مذاهب اسلامی، گفت‌وگوی بین ادیان، تمدنها و فرهنگها در جهت ایجاد انسجام اسلامی، صلح و آرامش است. بدون شک فرهنگ اسلامی بهترین عامل مشترک میان کشورهای اسلامی است و باید از عامل اشتراک در جهت همکاری و وحدت امت اسلامی استفاده کرد.
رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران همواره بر تقویت روابط فرهنگی میان ملت‌های مسلمان با رعایت اصل احترام به حاکمیت دولت‌ها تأکید داشته و آمادگی گفت‌وگوهای فرهنگی و انتقال تجربیات موفق خود در حوزه‌های نقش و جایگاه زنان در فرآیند توسعه پایدار همسو با راهبرد فرهنگی جهان اسلام، توسعه صنایع فرهنگی و گسترش خلاقیت فرهنگی به ویژه در حوزه استارت آپها و پویانمایی، ارتقاء جایگاه هنر در اشکال مختلف تئاتر، سینما، مرمت آثار تاریخی، برگزاری کارگاههای فرهنگی و هنری به ویژه انتقال تجربیات استادکاران ایرانی در جهت مرمت آثار تاریخی را دارد.
انتهای پیام

صید «مشتا»

۲۶ آذر ۱۳۹۸ / ۰۰:۲۶

صید «مشتا»، یکی از انواع روش های صید آبزیان در سواحل جنوب کشور، به ویژه هرمزگان بشمار می رود که از از اول خرداد ماه، صیادان با استفاده از این روش سنتی، اقدام به صید ماهی در کنار ساحل می کنند. در این روش صید، صیادان، چوب هایی به طول حدود سه تا چهار متر، در حالی که توری به دور آن کشیده اند، بصورت مربع یا مستطیل، در کنار ساحل نصب می کنند که بر اثر مد آب، آبزیان به سمت ساحل حرکت می کنند و وارد این تور می شوند و با جزر آب، ماهیان، امکان بازگشت به دریا پیدا نمی کنند و در این تور، گرفتار صیاد می شوند. این روش، که سال های سال در ساحل هرمزگان، اعم از بندر عباس، میناب، جاسک، قشم، بندر لنگه و پارسیان مرسوم بوده، یکی از شیوه های راحت در امر صید و صیادی است که صیاد، بدون این که دل به دریا بزند و هزینه و خطر کند، در کنار ساحل، با ایجاد مشتا، به انتظار به تور انداختن ماهیان می نشیند. صید به این روش، بیش تر، ماهیان مهاجر کرانه ای، مثل بیا، گواف، شرت و حتی میگو و خرچنگ را گرفتار می کند. از نقاط ضعف این نوع صید، در هم وارد شدن انواع آبزیان به داخل تور می باشد که برخی از این آبزیان را، صیادان، دوباره به دریا می ریزند و موجب هدر رفتن منابع دریایی می شود و جبران ناپذیر است. از دیگر نقاط ضعف این گونه صیدها، ورود انواع زباله ها و مواد دور ریز به داخل تور مشتا است و بعضی از آبزیان زینتی و برخی بصورت نوزاد و بسیاری هم غیر خوراکی، مثل آنواع آبزیان مرکب، مار ماهی، حلزون ها و سایر موجودات آبزی،در هنگامی که آب از ساحل به سمت دریا عقب نشینی کرده توان برگشت به دریا را ندارند در تو متشا گرفتار می‌شوندو توان بازگشت به دریا را ندارند و به همراه سایر آبزیان تلف می شوند که تنها برای پودر ماهی، قابل استفاده هشتند. ولی در سال های اخیر این نوع صید به دلیل از بین رفتن ساحل دریا به دلیل آلودگی و همچنین صید بی رویه  از رونق افتاده و فقط در آمدبسیار کمی برای صیادان مشتا دارد. به گفته مسولین استان هرمزگان قرار است روش صید مُشتا در فهرست میراث فرهنگی کشور ثبت ملی شود.